4 Comments

  1. 4

    ناشناس

    جناب ولدبیگی به راستی از کسالتتان بسیار نگران شدم امیدوارم خداوند بزرگ شفایتان دهد.درضمن نوشته هایتان اشک در چشمانم جاری کرد .

    پاسخ دادن
  2. 3

    مرتضی عبدی

    کاک صباح
    استاد عزیز و ودلسوز وطن
    به راستی از کسالت شما دلگیر و ناراحت شدم. کوههای هورامان شما را صدا می زنند. این خطه به دلسوزانی چون شما نیاز دارد. امیدوارم که خدای تبارک و تعالی به شما سلامتی بدهد. با نوشته شما چشمانم پر از اشک گردید. همانا خداوند با صابرین است.

    پاسخ دادن
  3. 2

    دایان

    ده ستان خوش ویت
    به راستی زور جوان بوو
    خوای گه وره شفای عاجل تان بو بنیریت

    پاسخ دادن
  4. 1

    کیهان انفرادی

    سپاسگزاریم جناب آقای ولدبیگی بزرگوار: دلنوشته جنابعالی حکایتی بس تلخ از وقوع زلزله ای است که دل هر انسانی را به جوش آورد وتاریخی را به ثبت رساند که در اذهان هرکسی هرگز فراموش نخواهد شد
    اما به راستی شکاف بمو آن هم از نوع انسانی ( بستگان کاک عزیز یوسفی) بسیار تلخ تر آز آن است که بیان گردد چرا که قامت خمیده کاک عزیز واستواریش در برابر هرآن چه از دوست رسد نیکوست ستودنی است .
    شاید این احساس بنده از سر تعلق ووابستگی(فامیلی) به کاک عزیز باشد اما ایشان معلمی است چون کوه استوار وپابرجا، شاید این شکاف عمیق است وسوزناک اما نشان داد که میتوان راست قامت بود عبرت انگیز ودر برابر قضا وقدر الهی تسلیم

    پاسخ دادن

نظر دادن

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.