3 Comments

  1. 3

    خالد

    سلام خدمت اقای عزیزی
    وقتی برای نشریه ای مطلبی نوشته می شود به هرزبانی قواعدنوشتاری ان زبان بایدرعایت شود.من که نفهمیدم مطلب شما به زبان عربی بود یا فارسی ؟!!!!

    پاسخ دادن
  2. 2

    احسان خلیلی

    با سلام و تشکر ویژه از کاک بهروز عزیزی بابت بیان دغدغه پاکشان. قطع به یقین کل فرمایشات ایشان صحیح میباشند و گمان نمیکنم کسی مخالف با فرمایشات ایشان باشند منتها در تکمیل فرمایشاتشان و کامل تر شدن موضوع توجه تان را به یک نکته جلب مینمایم.هر مفهوم و پدیده ی اجتماعی بنا به خصوصیت ذاتی اینگونه مسائل دارای دو بعد جاذبه و دافعه میباشد و طبیعتا مسجد به عنوان اجتماعی ترین و دردسترس ترین مکان در جامعه اسلامی نیز از این مقوله مستثنی نیست. در مورد دافعه های آن چون چندان نه در مورد دلایل شخصی دفع شدگان و نیز سیستم مذهبی و ایرادات آن تخصصی ندارم بحث نخواهم کرد که خدای ناکرده قضاوت ناصوابی نکرده باشم منتها در مورد جاذبه های مسجد جون پدیده ای به نسبت عیان تر میباشد وشاید چون نکات قابل مشاهده عیان تر هستند راحت تر میتوان بحث کرد. هر مفهومی برای تداوم معنای خود نیازمند بازتولید و بازتعریف محتوای خود بر اساس نیازهای زمانه و عصر خود است و در صورت کوتاهی و قصور در این امر به تدریج و یا یکباره به مشکل و بحران برخواهد خورد. توجه داشته باشیم که ما در عصری زندگی میکنیم که با مسائل گوناگون و پیچیده ای روبرو هستیم از جمله اینترنت، شبکه های اجتماعی، شبکه های ماهواره ای، شبکه های خبری و امثالهم که متاسفانه کنترل و مدیریت هیچکدام از این پدیده ها در دست ما نیست و ما فقط مصرف کننده این پدیده ها هستیم در برابر این حجم عظیم از امکانات آنچه ما در اختیار داریم که همان مساجد و تکایا و … هستند متاسفانه توان تولید و باز تعریف مفاهیمی را که نسل جوان و نوجوان امروزی به دنبال آنهاست را ندارند زیرا حجم داده هایی که از طرف غرب ارسال میشوند و الگوی زندگی غربی با چنان شدتی در جوامع اسلامی و شرقی تزریق میشوند که عملا نفس الگوی زندگی شرقی و اسلامی را گرفته است و باید هرچه سریع تر طرحی نو اندیشیده شود که بامتدهای نوین معرفی پدیده های اجتماعی سازواری بیشتری داشته باشد. به گمان بنده شاید بهتر باشد تا عالمان و فقهای دلسوز ما گرد هم جمع شوند و تدبیری برای جذب جوانان و نوجوانان بیاندیشند و جهت مقابله با فرهنگ وارداتی نقشه راه جدیدی ترسیم نمایند که با واقعیات روز و احتیاجات جامعه تطابق بیشتری داشته باشد. ان شاءالله

    پاسخ دادن
  3. 1

    سوره هه راله

    حرفهایی هست برای گفتن که میگوییم و حرفهایی هست برای “نگفتن”، حرفهایی که هرگز سر به ابتذال گفتن فرود میآورند_آنهایی که پاره های بودن آدمی اند. وبیان نمیشوند مگر آنکه مخاطب خویش را بیابند. “شاندل_شاعر فرانسوی”

    پاسخ دادن

نظر دادن

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.