10 Comments

  1. 9

    مینا

    احسنت به خانم محمدی آقای امینی این بحث ها دیگر قدیمی شده بله طلاق باید عادیرشود واز قبحش کم شود تا کم تر به زنا ظلم شود

    پاسخ دادن
  2. 8

    فروتن امینی

    سلام علیکم
    بسیار خرسندم از اینکه دوستان در خصوص مقوله طلاق به اظهار نظر پرداختند آنچه که حقیر در خصوص طلاق نگارش کرده ام فقط بخشی از ادای مطلب در این خصوص است لذا بخشهای دیگری از آن آماده و در حال تدوین است که خدمت دوستان ارایه خواهم کرد و قطعا در آن به وضعیت نابسامان طلاق در منطقه اورامانات اشاره خواهد شد

    پاسخ دادن
  3. 7

    شهروند

    استدلال خانم محمدی کاملا علمی و منطبق با واقعیتهای روز بود بسیاری از زوجین به لحاظ فکری و قبول یا عدم قبول هنجارهای مدرن و سنتی باهم اختلاف عمیق دارند وصرفا به دلایل صحیح ارایه شده از سوی خامم محمدی ازهم جدا نمیشن . کاک فرهاد خانم محمدی تحصیلاتشان چیست ودر چه مقطعی لطفا؟

    پاسخ دادن
    1. 7.1

      فرهاد صالحي

      با سلام متاسفانه اطلاعی از تحصیلات خانم محمدی ندارم

      پاسخ دادن
  4. 6

    فروتن اميني

    سلام علیکم
    بسیار خرسندم که این مقوله از طرف شما دوستان بسیار مورد توجه است و از نظرات دوستان هم سپاسگزارم اما لازم عرض کنم انچه بنده اطلاع رسانی کرده ام فقط بخشی از کل مطالبی است که مد نظر بنده است و انشالله بخشهای دیگر هم در ادامه در خدمت عزیزان قرار خواهد گرفت و بی صبرانه هم منتظر نظرات و انتقادات دوستان عزیز خواهم بود که به واقع لازم است در خصوص مقوله طلاق هر چه بیشتر روشنگری و آگاهی بخشی به جامعه هدف صورت گیرد

    پاسخ دادن
  5. 5

    نکته

    خانم محمدی بنده وخانمم با داشتن دو تا بچه در کنار همدیگر واز صمیم قلب احساس خوشبختی میکنیم ونه از هم متنفرم ونه جرو بحثهای انچنانی داریم ونه حفظ آبرو میکنیم بله در کنار هم از عشق وعلاقه واحساسات سخن میگوییم

    پاسخ دادن
  6. 4

    باینگان

    جناب امینی خسته نباشید . مقاله نسبتا خوبی بود مشکل اصلی طلاق فرد ازدواج از آشنایی دختر و خانواده آن اطلاع ندارد و حتی دختر از فرد و خانواده ایشان خبر ندارد . پس این ازدواجهای خیابانی و حتی به راحتی می توان گفت تلگرامی و کوجه ای . پس ازدواج صحیح نیست و بعداز ۱ سال یا ۶ ماه باعث طلاق میشود و بی بند و باری می آورد .
    مطلب دیگر برای چه پدر و مادری دختری یا پسری را بزرگ می کنند و بعداز مدتی نه پدر خبر دارد و نه مادر در دانشگاه بهم قول دادند و یا در فروشگاه …. می گویند باید دختر به دلخواه خودش شوهر کند و پسر به دلخواه خودش ازدواج نماید پس نقش پدر و مادر چیست . مگر پدر و مادر صلاح و خوشبختی فرزنداشان را نمی خواهد . ازدواج یک کیلو میوه نیست پس بیاییم با آبروی کسی بازی نکنیم و هر فرد دارای شخصیت است لکه کردن هر شخص از گناهان کبیره می باشد فکر کنیم بیندیشیم و بعدا” تصمیم بگیریم تا باعث ندامت نشود.

    پاسخ دادن
  7. 3

    فرهنگی اهل کتاب

    جناب امینی خسته نباشید . مقاله نسبتا خوبی بود بخصوص نحوه مواجه با طلاق در یونان ، مصر باستان ، و ادیان آلهی از جمله یهود و مسیحیت و اسلام . علل طلاق و رشد ان در جامعه ایران بخصوص منطقه ما خیلی زیاد هستند و همه کسانی که در این مینه حرفی برای گفتن و قلمی برای نوشتن دارند اشاراتی به آنها دارند . پیشنهاد من به شما و سایر دوستان که در این زمینه قلمفرسایی می کنند این است بیایید در زمینه مهارتهای زندگی که از توصیه های اکید سازمان بهداشت جهانی نیز هم است بنویسید . ما خیلی سطحی و بدون کسب مهارتهای لازم از محیط خانه وارد محیط آموزشی و از آنجا نیزبدون کسب مهارتهای لازم زندگی وارد عرصه های دیگر زندگی و اجتماع و نهایتا کانون جدید خانواده می شویم . به دلیل عدم آگهی والدین و مربیان آموزشی ؛ نه در خانه مهارت لازم را کسب می کنیم و نه در محیط های آموزشی و حتی خودمان نیز متوجه کمبود های شدید خود نیز نیستیم نه مهارت تصمیم گیری داریم نه مهارت ارتباطات درون فرودی و نه برون فردی و … . در این دنیای پر تلاطم و پر تنش فرد به ابزار لازم جهت مواجه با شرایط گوناگون مواجه نمی شود . لذا انتظار می رود شما و سایر دوستان به این مقولات بپردازید. بدون شک وقتی برای افراد روشن شود که شرایط فکری ، فرهنگی و شخصیتی لازم را جهت زندگی اجتماعی دارا نیستند و به آنها در خصوص عدم صلاحیت آنانان تذکر داده شد به گونه ای دیگر رفتار خوهند کرد

    پاسخ دادن
  8. 2

    فرجی

    جزاک الله برادر عزیز
    خیلی مطلب خوبی رو انتخاب و به زیبایی تشریح نمودید ،

    پاسخ دادن
  9. 1

    مهسا محمدی

    علت افزایش طلاق در بین خانواده های ایرانی،نه ناشی از توطئه استکبارجهانی وسریال های ماهواره ای و نه ناشی از بحران های اقتصادی و اجتماعی و آسیب های اجتماعی نظیر بیکاری،اعتیاد و.. می باشد بلکه در ظهور پدیده ای به نام مدرنیزه شدن هرچه بیشتر جامعه ایرانی و حاکم شدن سبک زندگی مدرن و تغییر ارزش ها و الگوی بنیادا متفاوت همسرگزینی در بین جوانان ایرانی است که به شدت با الگوی سنتی-اسلامی موجود درایران پیشامدرن در تضاد است. دگرگون شدن کارکرد خانواده بمثابه نهادی اجتماعی در جامعه مدرن مختص ایران و شرق نیست و اساسا در تمامی جوامعی که به طرف مدرنیزاسیون پیش می روند قابل لمس و مشاهده است،انقلاب جنسی که در حال حاضر در ایران در حال وقوع است تغییر بنیادین نگرش جوانان نسبت به حقوق و آزادی های شخصی من جمله سکسوالیته و لذت فردی و …است.هرچقدر که جامعه بطرف مدرن شدن پیش برود و مناسبات کالایی بر روابط انسانی حاکم شود نقش و جایگاه حقوق فردی جایگاه مهم تری پیدا میکند و فرد حاضر نیست بخاطر ارزشها و آداب و رسوم سنتی و مذهبی از فردیت و منیت خود بگذرد و احترام به حوزه خصوصی و آرامش فردی در راس استراتژی های تک تک افراد جامعه درخواهد آمد،علت نرخ پایین طلاق در ایران پیشامدرن(و کلا جهان پیشامدرن) نه ناشی از ازدواج های موفق و یا درک بالای زوجین ازهم،بلکه به دلیل عدم آگاهی افراد از حقوق فردی و شخصی خود بوده است،ازدواج بصورت فرم کنونی آن در یکصد سال اخیر دچار تغییرات محتوایی و فرمی زیادی شده است و مطمئنا در سالهای آتی نیز دچاردگرگونی های زیادی خواهد شد،خانواده به مثابه یک نهاد اجتماعی کارکرد خود را از دست خواهد داد و بجای اینکه مامنی امن و آرام برای افراد باشد به ظرفی برای خالی کردن قدرتنمایی های فردی و عقده گشایی های شخصیتی زن و مرد از هم خواهد شد..سوال اساسی که اینجا وجود دارد این است که آیا کسانی که ازدواج میکنند نسبت به کسانی که ازدواج نمیکنند احساس خوشبختی بیشتری دارند یا خیر؟کسی که ازدواج نمیکند و یا مطلقه است فشارهای خاص خود را تحمل میکند ولی کسی که ازدواج میکند الزاما با فرد مقابل احساس خوشبختی نمیکند و عرصه زندگی تبدیل به محل نزاع و کشمکش هرروزه و اعصاب خردکن شده است که زن به خاطر نخوردن انگ مطلقه و ازدست دادن نفقه و معیشت و سرپناه حقوق شوهر،این زندگی سخت و ملال آور را ادامه میدهد و مرد نیز بخاطر حفظ آبرو،وجود فرزند،مهریه سنگین و ..به ناچار به ادامه زندگی با زن میپردازد..آقای فروتن به اطراف خود بنگرید و به من بگویید که چند زوج خوشبخت را سراغ دارید که از صمیم قلب باهمدیگر باشند و احساس خوشبختی می کنند؟ زن ومرد بعد از مدتی فقط و فقط و فقط یکدیگر را تحمل می کنند و سخن گفتن از عشق و علاقه و احساسات و .. شوخی کودکانه ای بیش نیست…موفق باشید

    پاسخ دادن

نظر دادن

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.