3 Comments

  1. 2

    ایکس

    باز هم کلی گویی
    ما برای گفتگو به ساده گفتن و بیان شفاف نیازمندیم هم خیالپردازی هم واقع گرایی چه معنایی دارد ؟ انحراف و اعتلای فرهنگ چه معنایی دارد ؟ در عجبم چگونه تا این اندازه بی تفاوت کلمات و عبارات را مورد استفاده قرار می دهید . دنیای شرقی و غربی مملو از اسطوره ها و افسانه هاست و بسیاری همچنان بر این موضوع پای می فشارند.بدرستی نمی دانم دنیای اسطوره و افسانه تا چه اندازه با ذهن خیالپرداز آدمی در آمیخته و یا شاید تماما برخاسته از آن است . چگونه آنچه که خود محصول و معلول حیات بشر است می تواند علتی برای رشد کودکان باشد براستی وحدتی که جوزف کمبل اسطوره شناس نهیب زد و آنچه که شما بدان دل بسته ای برای من قابل درک نیست تنها می توان گفت اسطوره و افسانه خود معلول حیات بشرند و کاربردهای آنچنانی برای آنها تراشیدن چندان درست نمی نماید.
    با سپاس

    پاسخ دادن
  2. 1

    ایکس

    با سلام
    راستش من کمی گیج شدم چون مطالب بسیاری را در نوشته جای دادید که حتی نقد آن را نیز برای من دشوار کرده است.
    راستشو بخوای درست متوجه نشدم آیا بر واقع گرایی پافشاری نموده اید یا بر خیالپردازی و نفهمیدم جن و پری واقعیت را برای کودکان تداعی می کنند یا خیالپردازی را ؟
    به نظرم غربیها بیش از خیالپرداز بودن واقع گرا هستند اما آنها معمولا واقعیت را در سیر طبیعی زندگی جستجو می کنند.
    آیا اسطوره ها و افسانه ها می توانند نمودی از واقعیت باشند و یا خود واقعیت باشند؟
    تصور می کنم قهرمانان اسطوره ای یا افسانه ای بخشی از سیر طبیعی حیات بشرند اما براستی در اصالت آنها تردید دارم تردید دارم که با وجود آنها حیات اجتماعی به نظم مطلوب برسد براستی جامعه بشری به نظم نوینی نیازمند است .
    با تشکر

    پاسخ دادن
    1. 1.1

      ناشناس

      با سلام، در جواب سوال شما من اعتقاد دارم که هم خیالپردازی و هم واقع گرایی چرا که تسهیل رشد شخصیت در دوران کودکی هر چند بر خیالپردازی متکی است ولی در عین حال براساس واقعیات قابل لمس در هر قصه کودک را بسوی رشد و شکل گیری هویت سوق می دهد. در واقع افسانه و قصه در عین حال که سرگرمی و خیالپردازی است کودک را به قضاوت حقیقی بر اساس سنش ترغیب میکند و این یعنی توجه به هر دو بعد. به نظر من در عین پیچیدگی و همپوشی در هر دو بعد تکامل اندیشه ک هویت کودک را به دنبال دارد.بسیاری از مفاهیم افسانه ها در اغلب فرهنگها مشترک اند و سیر طبیعی خود را دارند هر چند به تاثیرات فرهنگ جوامع در به انحراف کشاندن و به بیراهه بردن و یا برعکس به اعتلا و ارتقا دادن آن معتقدم. افسانه ها و داستانها فقط یک ابزار مهم برای نظم بخشی زندگی بشرند و نباید از تاثیر و نفوذ سایر ابزارها غافل بود هر چند گذار جوامع در این مسیر نیز متفاوت خواهد بود.
      باتشکر از نگاهتان به موضوع
      سابق نصری

      پاسخ دادن

نظر دادن

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.