قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی
شما اینجا هستید
اخبار » از «پیام آوری بهداشت» تا برپایی «تابلوهای اکوتوریستی اورامان» / گفتگو با دکتر برهان ولدبیگی پزشک و فعال محیط زیست

به گزارش سلام پاوه و به نقل از خبرگزاری کردپرس: دکتر برهان ولدبیگی پزشک و فعال زیست محیطی و یکی از مترجمان و نویسندگان در عرصه های «پزشکی»، «مدیریت بحران»، «ایمنی، بهداشت و محیط زیست» (HSE) و «گردشگری»  ( مخصوصا اکوتوریسم )در  شهرستان پاوه، می باشد.  نامبرده در هرکدام از این عرصه ها دارای آثار منتشر شده ای در قالب ترجمه یا تالیف است. دکتر ولدبیگی در سال 1388 از جانب سازمان نظام پزشکی به عنوان « پزشک نمونه کشوری»  معرفی شد. او هم اکنون ضمن طبابت در درمانگاه «پروژه سد و نیروگاه برقآبی داریان» کماکان به فعالیت های خود در حوزه های مورد اشاره ادامه می دهد. اخیرا نیز با کمک دوستان و طرفداران حفظ محیط زیست اقدام به تشکیل گروهی بنام «اکوتوریسم و توسعه پایدار» نموده که عموما به آموزش «سواد عملی زیست محیطی » در میان شهروندان می پردازند.

 وی «کمترین آسیب یا هیچگونه آسیب به طبیعت در گردش های طبیعی»، «کاهش مصرف آب خانگی به نصف مقدار قبل، غیر از آب آشامیدنی» و «استفاده از خودرو دکتر برهان ولدبیگیشخصی فقط در موارد کاملا ضروری » را از شعار های عملی این گروه برای سال جاری ( 1394) تعیین نموده است.

ایشان در ادامه فعالیت های زیست محیطی خود و به منظور «تامین آرامش درونی شهروندان و مقابله با استرس های روزانه»، «شناساندن زیبایی های طبیعی منطقه اورامان» و «حفظ و حراست از  این زیبایی ها»، در  اسفند ماه سال گذشته و با هزینه شخصی، اقدام به برپایی نمایشگاهی دایمی تحت عنوان «حافظ زیستگاه خود باشیم: تابلوهای اکوتوریستی اورامان» نموده است. برپایی این نمایشگاه در نوع خود در سطح منطقه اورامان بی نظیر بوده و با استقبال عده زیادی از شهروندان، مهمانان و توریست ها روبرو شده است.

علاوه بر موارد فوق، اخیرا نیز با همراهی دوستداران طبیعت منطقه، جلسات و دیدارهایی با مسئولان دولتی  و اقشار مختلف مردم برای تبیین موازین و اخلاق زیست محیطی و در یک کلام «ترویج فرهنگ طبیعت دوستی» و نیز رونق و توسعه توریسم (بویژه اکوتوریسم ) در سطح منطقه برگزار نموده است.

آنچه در زیر می آید حاصل گفتگوی خبرنگار کُردپرس در خصوص مجموعه فعالیت ها و برنامه های ایشان است:

 شما یک پزشک هستید، چه رابطه ای بین حرفه اصلی شما ( طبابت) و فعالیت های معطوف به «تامین و برقراری یک محیط زیست سالم» می بینید؟ آیا این نوعی عدول از وظیفه اصلی نیست؟

بدیهی است که وظیفه اصلی هر پزشکی باید «تلاش در راستای حفظ و ارتقای سلامت شهروندان و نیز تشخیص و درمان بیماری های آنان در حد بظاعت علمی و تجربی خود باشد». اما تامین سلامت انسان ها تنها از عهده کادر پزشکی بر نمی آید. فاکتورهای متعددی در این رابطه نقش بازی می کنند. وجود یک محیط زیست پاک و عاری از آلودگی، استفاده از رژیم های غذایی مناسب و متنوع، تامین مسکن و شغل، وجود شرایط اجتماعی و فرهنگی مطلوب و عوامل گوناگون دیگری در برقراری سطحی از سلامت عمومی شهروندان مداخله می نمایند. بسیاری از بیماری هایی که انسان امروزی به آنها مبتلا است ریشه در تغییر سبک زندگی و نحوه تعامل او با طبیعت یا به عبارت بهتر «محیط زیست او» دارد (همانند چاقی، فشار خون بالا، سرطان، بیماری قند یا دیابت و … ). بنظر من، یک پزشک زمانی در انجام وظیفه روتین و اصلی خود موفق است که همه این رابطه ها را به خوبی درک نموده و به تاثیر متقابل آنها برهمدیگر آگاه باشد. «محیط زیستی آلوده» یا حتی «محیطی زیستی تخریب شده » قطعا سلامت شهروندان را در معرض خطر قرار داده و زمینه را برای ابتلای آنها به انواع بیماری ها فراهم می آورد. برای نمونه، بیماری سل (مخصوصا سل ریوی) یا به اصطلاح ما پزشکان TB، صرفا حاصل تماس یک فرد با میکروب در محیط نیست، بلکه وجود یک محیط زندگی نامناسب و سوء تغذیه نیز در ایجاد و تداوم آن دخالت دارند؛ بهمین ترتیب این بیماری هم تنها  با تجویز آنتی بیوتیک مناسب درمان نمی شود، بلکه درمان آن نیاز به برقراری رژیم غذایی، مسکن و شرایط روانی مطلوب و مناسبی نیز دارد. بنابراین هر پزشکی اگر بخواهد رسالت شغلی خود را به نحو احسن به انجام برساند، ضرورتا باید به تامین سلامت محیط زیست انسان ها نیز توجه داشته و در این راستا در حد توان خود تلاش نماید.

 به کدام یک از فعالیت های خود  بیشتر علاقمند هستید؟ به عبارت دیگر آیا به نوعی اولویت بندی در فعالیت های قائل هستید؟  

اولویت بندی در انجام فعالیت ها همواره یک ضرورت است. این الزام نیز تابع شرایط زمان و مکان و نیاز جامعه می باشد. بدون شک، اولویت های کاری در زمان وقوع یک بحران (اعم از طبیعی یا انسان ساخت)  با اولویت های کاری شرایط نرمال متفاوت است. هنگامی که همه گیری(اپیدمی) یک بیماری میکروبی روی می دهد، شاید درمان مستقیم آن بیماری به کمک دارو در اولویت قرار گیرد، اما هنگامی که «آلودگی هوا » روی می دهد، قطعا «دارو درمانی» در اولویت قرار ندارد. براین اساس بنده نیز اولویت بندی فعالیت ها را با توجه به نیاز جامعه انجام می دهم. بنظر می رسد که هم اکنون مشکلات گریبانگیر جامعه در حوزه زیست محیطی (مانند خشکسالی و کمبود آب، آلودگی های مختلف زیست محیطی و تخریب منابع طبیعی) پیآمدهای آنی و آتی فراوانی بر زندگی انسان و سایر زیستمندان داشته و حق است جهت ترویج فرهنگ زیست محیطی یا به عبارت بهتر «سواد عملی زیست محیطی»، این مشکلات و راهکارهای مقابله با آنها را در دستور کار جامعه (اعم از متولیان دولتی و شهروندان و «سازمان های مردم نهاد») قرار داد.

بیش از یک دهه است که در حوزه ترویج مبانی و اخلاق زیست محیطی و نیز رونق بخشیدن به  گردشگری در اورامان (مخصوصا اکوتوریسم) سرگرم فعالیت بوده و چندین کتاب و مقالات زیادی در این  حوزه نگاشته اید، اگر ممکن است به اختصار این فعالیت ها را توضیح داده و قدری بیشتر راجع به تالیف کتاب« نگاهی به جاذبه های گردشگری اورامان» صحبت کنید؟  

بطور دقیق به خاطر ندارم که از چه زمانی «مسایل و مشکلات زیست محیطی» توجه مرا به خود جلب نموده اند. اما شاید رشته تحصیلی من موجب این جلب توجه شده باشد. بطور مشخص زمانی که اینجانب در اواسط دهه هفتاد خورشیدی در روستای شمشیر ( یکی از روستاهای بزرگ ناحیه اورامان ) به عنوان «پزشک پیام آور بهداشت» مشغول کار بودم، به این حوزه ها ورود نموده ام . در آن زمان حتی در هیچکدام از روستاهای منطقه، جمع آوری و دفن زباله های خانگی متولی نداشت و هر خانواده ای بنابه سلیقه خود، این مشکل را «حل» می کرد. ما با همکاری شورای روستا و جوانان و مخصوصا زنان، این مشکل و برخی مشکلات دیگر گریبان گیر روستا را با توجه به امکانات موجود در آنزمان سروسامان دادیم (مثلا در میان همه خانوارها سطل مخصوص جمع آوری  زباله های خانگی تقسیم نموده، آنها را هر دو روز یکبار با کمک یک رفتگر و قاطر جمع آوری کرده و به جای مناسبی جهت دفن منتقل می نمودیم). این اقدامات در مدت کوتاهی چهره روستای شمشیر  را تا حدود زیادی دگرگون نمود، طوریکه توجه مردم سایر روستاها، مقامات دولتی و حتی رسانه ها جمعی (مانند صدا و سیما) را، شاید به دلیل تازه و ابتکاری بودن آن، به خود جلب نمود. اکنون و در ادامه همان فعالیت ها روستای مذکور به یکی از روستاهای «هدف گردشگری» در منطقه تبدیل شده است.

در اواخر دهه هفتاد نیز به کمک تعدادی از علاقمندان  اقدام به تشکیل انجمنی زیست محیطی به نام «انجمن سبز اورامان» یا آنطور که مشهور شد «آسا» نمودم. این انجمن علیرغم آنکه بعد از چهار سال فعالیت های خود را رسما تعطیل کرد، ولی تاثیر ماندگاری بر ذهن و رفتار مردم اورامان (مخصوصا شهرستان پاوه) گذاشت. علاوه بر این، به دلیل فعالیت های قابل توجه، «آسا» موفق به دریافت «جایزه ملی محیط زیست» نیز شد. در همان زمان کتابی تحت عنوان «برای داشتن محیط زیست سالم چه باید کرد؟، توصیه های عملی زیست محیطی برای همگان» نیز تالیف و به چاپ رساندم که هم اکنون در آستانه چاپ ششم قرار دارد. به جرات می توان گفت که این کتاب در ترویج فرهنگ زیست محیطی یا «سواد عملی زیست محیطی» نقش بارزی در سراسر کشور بازی کرده است، طوریکه نشریه «شهرداریها» در بررسی آن در یکی از شماره های خود، مطالعه آنرا به همه مردم با سواد ایران توصیه کرده بود. لازم است اشاره کنم که اخیرا مجموعه فعالیت های مستند «انجمن سبز اورامان» را در قالب کتابی بنام «انجمن سبز اورامان چه گفت و چه کر؟» گردآوری نموده و امید است که بتوانم هزینه های چاپ کاغذی یا اینترنتی آنرا با کمک دوستان علاقمند تامین نموده و در راستای تعمیق و نهادینه کردن فرهنگ و اخلاق زیست محیطی، در اختیار عموم شهروندان قرار دهم.

بعد از توقف فعالیت های انجمن تاکنون نیز در قالب های مختلف (از جمله  یک فعال زیست محیطی منفرد) به اقدامات خود در این حوزه ادامه داده ام که آخرین مورد آن برپایی نمایشگاه «حافظ زیستگاه خود باشیم: تابلوهای اکوتوریستی اورامان » و هم اندیشی و همفکری با تعدادی از علاقمندان در قالبی بنام «اکوتوریسم و توسعه پایدار» می باشد.

اما در خصوص کتاب « نگاهی به جاذبه های گردشگری اورامان» ، این کتاب هم اکنون در آستانه چاپ سوم قرار دارد. بنظر من ناحیه اورامان از پتانسیل های گردشگری فراوانی (بویژه گردشگری طبیعی یا همان اکوتوریسم) برخوردار است، اما متاسفانه هنوز از این امکان و ظرفیت استفاده نشده است. گرچه توسعه و رونق گردشگری در یک منطقه نیاز به زیر ساخت های متعددی دارد، اما شناساندن منطبق با واقع این ظرفیت به جمعیت هدف (گردشگران سایر نقاط ایران و جهان و آژانس های گردشگری) شاید اولین اقدام در این راستا باشد. بهمین دلیل بنده با مطالعه ای میدانی (که حدودا 4 سال طول کشید) سعی کردم تا اغلب سایت های گردشگری منطقه را در قالب کتابی دوزبانه (فارسی و انگلیسی) معرفی نمایم. بدون اغراق باید بگویم که این کتاب در طی ده سال گذشته نقش مهمی در شناساندن «اورامان» به سایر مردم ایران و گردشگران خارجی داشته است. اکنون ناحیه اورامان از طرف مقامات مسئول دولتی و برخی ناظران بی طرف هم به عنوان «قطب گردشگری» معرفی شده است (گرچه متاسفانه اقدامات عملی مناسبی برای به فعلیت رساندن چنین امکانی هنوز انجام نشده اند و عموما در حد تعریف و تعارفات معمولی است). با این حال اینجانب کماکان بر وجود این ظرفیت (مخصوصا ظرفیت اکوتوریستی منطقه) تاکید ورزیده و تلاش خواهم کرد تا در حد توان نهادهای دولتی و غیر دولتی را به استفاده عملی از این ظرفیت اقناع نمایم.

در این راستا می توانم به چند اقدام انجام گرفته از جمله ( تهیه حدود 50 ساعت فیلم مستند از سایت های مختلف گردشگری منطقه) ، (تدوین چند فیلم آماتور در همین رابطه «مثلا فیلم «آبهای اورامان» ، «کوههای اورامان» و ..) ، (تهیه DVD «زیبایی های اورامان») و ( برپایی نمایشگاه دایمی «تابلوهای اکوتوریستی اورامان» ) اشاره داشته باشم.

لازم است اشاره کنم که همه این فعالیت ها با صرف وقت و هزینه شخصی انجام شده اند (برای نمونه همین مورد آخر یعنی برپایی نمایشگاه حدود 25 میلیون تومان هزینه دربرداشته است).

 همانطور که اشاره کردید، اسفند ماه سال گذشته با هزینه شخصی خود نمایشگاه عکس تابلوهای اکوتوریستی اورامان را برپا نمودید و جلساتی نیز در این نمایشگاه با حضور علاقمندان ترتیب داده اید. از همان ابتدا قرار بود این نمایشگاه برای ایام عید و تعطیلات نوروز برپا گردد اما قصد دارید آن را به یک نمایشگاه دائمی تبدیل نمایید. هدفتان از برپایی این نمایشگاه و جلسات چه بوده است؟

یکی از آرزوهای من آن بود که بتوانم تعدادی از تابلوهای زیبای فصول مختلف سال در منطقه اورامان را در قالب یک نمایشگاه در معرض دید همگان قرار دهم، چون بر این باورم که مشاهده زیبایی ها در قالب تابلو، می تواند تلنگری بر ذهن مشاهده کننده بزند و منجر به رفتاری در راستای حفظ آن بشود و اتفاقا در عمل نیز چنین شد، زیرا بسیاری از افراد در «دفتر پیشنهادات و نظرات نمایشگاه» به این موضوع اشاره کرده اند و اظهار داشته اند که منبعد خود را پاسدار و حافظ این زیبایی های طبیعی می دانند.

هدف دیگر از برپایی این نمایشگاه «ایجاد نوعی آرامش روانی و لذت درونی و نیز مقابله با استرس های روزانه زندگی پر دغدغه امروزی » است. در تحقیقات و پژوهش های مختلف ثابت شده است که مشاهده مناظر و جلوه های زیبا (اعم از طبیعی و انسان ساخت) بر روان و روحیه فرد مشاهده گر  تاثیر مثبتی داشته و درجه ای از «سلامت روانی» را برای  او  به ارمغان می آورد.

اما هدف سوم، برپایی نمایشگاه «شناساندن زیبایی های طبیعی منطقه به سایر افراد» (اعم از مسافر، گردشگر، مهمان و…) و در واقع نوعی «تبلیغ» برای رونق گردشگری در سطح منطقه بود.

در مدت برپایی نمایشگاه، جلساتی نیز در راستای تبیین اهداف آن برای اقشار و افراد مختلف برگزار شده است که به جرات می توان گفت موفق بوده اند. نامه هایی نیز برای فرماندار پاوه و ریاست آموزش و پرورش ارسال شده و از آنها درخواست نموده ام تا کارکنان ادارات، دانش آموزان، معلمان، مهمانان ویژه خود و سایرین را به دیدار از نمایشگاه ترغیب نمایند و انتظار می رود که مقامات مسئول از جمله جناب فرماندار، ریاست ادارات گردشگری، محیط زیست، منابع طبیعی، آموزش و پرورش و … برای شناساندن منطقه به دیگران کمک و همراهی بیشتری داشته باشند. فراخوان بنده نیز این است که هرکسی که ساکن این منطقه است (شامل تمام اعضای خانواده ها) و هرکسی به هر دلیلی گذرش به این منطقه می افتد (اعم از مهمان شخصی، دولتی، گردشگران، تجار، پژوهشگران و …) از این نمایشگاه دیداری داشته و به رایگان از زیبایی های منعکس در «اورامان کوچک» لذت ببرند.

در طول یک ماه گذشته در همراهی با «جمعی از دوستداران محیط زیست منطقه»، دیدارهایی با امام جمعه، دادستان عمومی شهرستان و  فرماندار پاوه و  نیز مسئولان و مدیران سد داریان داشته اید. چه مباحثی در این دیدارها  مطرح گردید و استقبال آنها از برنامه های شما چه بود؟

واقعیت این است که همانند بسیاری از شهروندان، دستگاههای حاکمیتی ما نیز اشراف کافی و لازم بر مشکلات زیست محیطی( اعم از محیط انسانی و طبیعی) را ندارند. توجه به مقامات رسمی و قانونی  و مساعدت از آنها از این نظر دارای اهمیت است که  این مقامات می توانند نقش دو گانه ای بازی کنند، هرکدام از آنها  هم می توانند در زندگی شخص و خانوادگی خود توجه بیشتری به مشکلات موجود در این حوزه داشته باشند و هم می توانند با توجه به مسئولیت قانونی نقش به مراتب بیشتری برای ترویج فرهنگ زیست محیطی ( مخصوصا در میان کسانی که بیشتر به اجبارهای قانونی توجه دارند ) بازی کنند. به همین دلیل ما تلاش کرده ایم تا با این دسته از مقامات دولتی نوعی «همفکری و هم اندیشی» داشته باشیم و بصورت مشخص برخی پیشنهادات در راستای حفظ امکانات و منابع طبیعی را به آنها ارائه دهیم تا در تصمیمات و برنامه ریزی های خود به آنها توجه کنند. نوع این پیشنهادات متناسب با نوع مسئولیت مقامی است که با او دیدار داریم. برای نمونه ما در دیدار با دادستان شهرستان پاوه خواستار «انسداد جاده ها و راههای ماشین رو بدون متولی مشخص» شدیم، زیرا بر این باوریم که این نوع جاده ها و راهها (با توجه به فراهم آوری دسترسی آسان) لطمه فراوانی بر تنوع گیاهی و جانوری منطقه وارد کرده و خواهد کر . اما در دیدار با امام جمعه پاوه عموما بر فرهنگ سازی عمومی و همراهی ایشان در این فرایند، تاکید نمودیم. در دیدار با فرماندار پاوه نیز بر جنبه اجرایی مقررات قانونی و عمل به وظیفه بدون اغماض دستگاههای دولتی در رابطه با آلوده کنندگان و مخربین طبیعت منطقه اشاره کردیم. در مجموع ما از این دیدارها راضی بوده و معتقدیم که تداوم چنین دیدارهایی با این مقامات و سایر مقامات و مسئولان دولتی و غیر دولتی  می تواند سرعت فرهنگ سازی را بیشتر نموده و همکاری بخش دولتی و جامعه مدنی را در این حوزه گسترش دهد. تا کنون استقبال مقامات قابل تحسین بوده و امیدواریم که کماکان نیز ادامه پیدا کند.

اما در خصوص دیدار و ملاقات با مسئولان «پروژه سد و نیروگاه برقآبی داریان » لازم می دانم به چند نکته اشاره نمایم: عملیات اجرایی این «پروژه ملی»که از سال 1388 کلید خورده است، از نظر تاریخی در منطقه اورامان بی سابقه بوده است. این پروژه نیز همانند سایر پروژه های عمرانی تاثیرات و پیآمدهای منفی و مثبتی (مخصوصا در حوزه زیست محیطی) به همراه دارد. از آنجایی که آبگیری دریاچه سد منجر به زیر آب رفتن تعداد قابل توجهی از چشمه های کناره رودخانه سیروان می شود و چون در بین این چشمه ها، «آبشار یا چشمه بل» از اهمیت خاصی برخوردار است، ظاهرا از همان ابتدای پروژه بزرگ سد داریان، پروژه کوچک دیگری در زیر مجموعه آن تحت عنوان «پروژه نجات بخشی چشمه بل» توسط دستگاه مطالعه کننده و مجری تعریف شده است. حرف و حدیث های فراوانی پیرامون امکان موفقیت این «پروژه  کوچک» بر سر زبان ها افتاده و عده ای نیز عملا به مخالفت با اساس «پروژه بزرگ» برخاسته اند. ما به عنوان عده ای از دوستداران طبیعت منطقه و در همان حال رعایت اصول «توسعه پایدار» در اجرای پروژه های عمرانی و سایر پروژه ها، مایل بودیم که از نزدیک و از زبان مجریان این پروژه ها با سیر پیشرفت کار و آینده آن ( مخصوصا «پروژه نجات چشمه بل») آشنا شویم. بهمین دلیل ترتیب دیداری با مسئولان شرکت مجری و ناظر پروژه داده شده و آنها هم در کمال صداقت و صمیمت ابعاد مختلف و گزینه های در دست اجرا برای «نجات بخشی کانی بل» را برای ما توضیح دادند. براساس گفته مجریان طرح، امکان موفقیت آن بسیار زیاد و در حد صددرصد است. امید است که چنین باشد، با توجه به آنکه تراز سد در حدود 835 متری و تراز «مظهر چشمه بل»در حدود 720 متری سطح دریا قرار دارند و بنابراین سطح آبی به ارتفاع حدود 110 متر روی مظهر چشمه بل را می پوشاند و احتمال اختلاط این دو آب و در نتیجه آلوده شدن آب بل وجود دارد.

  وضعیت کنونی و آینده «محیط زیست و گردشگری منطقه اورامان» را چطور ارزیابی می کنید؟

قبلا عرض کردم که وضعیت کنونی محیط زیست منطقه در معرض انواع مخاطرات (عموما انسان ساخت) قرار دارد؛ طوریکه نوعی اولویت را بر فعالیت های من تحمیل کرده اند. گرچه منطقه ما در قیاس با برخی نقاط دیگر ایران ممکن است آسیب کمتری دیده باشد و گرچه هنوز میتوان به معنای واقعی کلمه مناطق «بکر و دست نخورده» در آن پیدا کرد، اما چنین وضعی نباید ما را بیش از حد خوشبین نماید. وظیفه اصلی ما در حال حاضر و در رابطه با امکانات زیست محیطی موجود عبارت از«حراست از هر آنچه که داریم و ممانعت از گسترش تخریب و آلودگی در آن » می باشد. اما بگذارید مشکلات عمده زیست محیطی منطقه را به اختصار بیان نمایم:

گرچه هر ناحیه ای ممکن است مبتلا به مشکلات زیست محیطی خاص خود باشد، با این حال کره زمین واحدی یکپارچه بوده و هر تغییراتی در گوشه ای از آن در نقاط دیگر به نحوی خود را نشان خواهد داد. مثلا گرم شدن کره زمین در اثر افزایش گازهای گلخانه ای مشکلی جهانشمول میباشد. خطر آلودگی های شیمیایی، اتمی ومیکروبی همه نسل بشر و سایر زیستمندان را تهدید میکند. به همین دلیل مقابله با این خطرات نیاز به اجماع و همکاری همه مردم و دولت ها دارد. با این وصف در خصوص حل مشکلات زیست محیطی باید از شعار معروف «جهانی فکر کن ، محلی عمل کن» پیروی نمود.

مشکلات زیست محیطی منطقه اورامان را می توان در دو بخش تعریف کرد : اول، مشکلات محیطهای انسانی که نازیبائی های شهری و روستایی(آلودگی های دیداری) ، آلودگی ناشی از زباله های خانگی و کارگاهی، آلودگی آبها، افزایش جمعیت، فاضلاب ها و فضولات حیوانی (مخصوصا در روستاها)، آلودگی هوا و مشکل ریزگردها، آلودگی سروصدا، مشکل راههای ارتباطی و ترددهای جاده ای، اتلاف انرژی و هدر رفت آب (در حوزه های خانگی، کشاورزی و … ) را شامل می شود و بخش دوم مشکلات محیطهای طبیعی است که  می توان به تخریب جنگلها و استفاده غیر اصولی از آنها، شکار و صید بی رویه، چرای بی رویه و تخریب مراتع، سگهای ولگرد، استفاده غیراصولی از معادن، آلودگی به مین های زمینی و مواد منفجره، خشکسالی و سوء مدیریت آب، جاده سازی در دامنه کوهها و داخل جنگل ها ، جاده ها و راههای ماشین رو بدون متولی مشخص و حفر چاه آب بدون مجوز و بدون کارشناسی اشاره داشت.

گرچه هرکدام از این معضلات نیاز به تبیین و توضیح مفصل دارند و گرچه این مجموعه مشکلات، الزاما تمام مشکلات زیست محیطی منطقه اورامان را شامل نمیشوند، با این وصف شاید بیانگر چشمگیرترین آنها باشند.

اما در مورد حوزه گردشگری باید خاطر نشان نمایم که منطقه اورامان از این نظر (مخصوصا گردشگری طبیعی) دارای پتانسیل های فراوانی است. اما استفاده از این ظرفیت نیاز به زیرساخت های مناسبی دارد که متاسفانه هنوز یا اساسا وجود ندارند یا وجود آنها چندان استاندارد و قابل قبول نمی باشد. بنابراین انتظار نمی رود که با چنین وضعی ما در آینده نزدیکی شاهد شکوفایی و رونق صنعت توریسم در سطح منطقه باشیم. اما می توان با اقدامات کارشناسی سرعت رسیدن به این مطلوب را بیشتر نمود. در این خصوص همواره باید به یک نکته با اهمیت توجه کرد و آن اینکه توسعه و رونق گردشگری بدون رعایت اصول و موازین توسعه پایدار ارزش چندانی نداشته و منفعتی زودگذر می باشد. من طرفدار« توریسم یا اکوتوریسم مسئولانه» یعنی منطبق با اصول توسعه پایدار هستم و چیزی خارج از این چهارچوب را لطمه به منابع طبیعی منطقه می دانم.

  در پایان چه سخنی دارید؟

به عنوان یک شهروند، یک پزشک فعال زیست محیطی و کسی که بر رونق گردشگری طبیعی در منطقه تاکید می ورزد، براین باورم که هنوز بسیاری از مردم و مسئولان دولتی در این عرصه ها به دو زبان متفاوت سخن می گویند به عبارت بهتر نمودی از همزبانی در بین آنها مشاهده نمی شود. این وضع پیآمدهای منفی فراوانی ببار آورده است که یکی از آنها آسیب به تنوع گیاهی و جانوری منطقه و بطور کلی محیط زیست  می باشد. ادامه این روند یعنی تداوم آسیب و از بین رفتن باقیمانده آن چیزی است که ما داریم. دوست دارم در این رابطه به چند مثال زنده اشاره کنم. در قانون و بر روی کاغذ هر نوع ساخت و ساز در فاصله یکصد متری حریم جاده ها نیاز به اخذ مجوز دارد (که معمولا هم صادر نمی شود)؛ اما همه می دانند که رعایت این قانون در منطقه اورامان در اغلب نقاط یعنی ساخت و ساز در دامنه شیب دار کوهها که اساسا از نظر مهندسی ساخت و ساز در آن نه مقرون به صرفه و نه اصولی است (زیرا امکان رانش در فصل بارندگی به شدت بالا می رود) ، از طرف دیگر، ورود به بالاتر از این حریم با مخالفت اداره منابع طبیعی روبرو می شود، چون عملا وارد عرصه های متعلق به اداره منابع  طبیعی می شود. حالا سوال این است که شهروندان چکار باید بکنند؟ ظاهرا و بر روی کاغذ نه اداره راه و شهرسازی و نه اداره منابع طبیعی هیچکدام از موضع خود عقب نشینی نمی کنند و خوشحال اند از اینکه اجرای قانون کرده اند. اما شهروندان از روی ناچاری دست به اقدام «غیرقانونی » می زنند و هرکدام بنا به سلیقه خود (مثلا مسکن) می سازند. حاصل چنین وضعی شکایت ادارات مذکور در دادگاه و ایجاد «کار» برای محاکم قضایی است. اما از طرف دیگر نمای طبیعی و مسکونی منطقه با ساخت و سازهای سلیقه ای نیز دچار آشفتگی (یا همان آلودگی دیداری) می شود . این ساخت سازهای «غیرقانونی » انجام می شوند و ادارات خدمات رسانی همانند اداره برق به آنها  خدمات ارائه می کنند. خلاصه و به اصطلاح  نوعی شیر تو شیر می شود و عملا اعتمادی به دستگاه مجری قانون وجود ندارد. ادارات نیز دل شان به این خوش است که در ظاهر قانون را بر روی کاغذ اجراء کرده اند. برخی ادارات نیز اصل را بجای «برائت» بر «مجرمیت» قرار داده و فرض اولیه شان آن است که هرکسی به طبیعت گردی رفت به احتمال قریب به یقین «شکارچی» است  مگر خلاف آنرا ثابت کند. آموزش همگانی در چنین اداراتی نیز اساسا جایگاه چندانی ندارد. در آموزش و پرورش و واحدهای آموزشی منطقه ما آموزش اصول و موازی زیست محیطی حضور بسیار بسیار کم رنگی دارد. شهروندان ساکن در شهرها و روستاها انتظارات غیر معقولی از دستگاههای دولتی و عمومی (مثلا شهرداری ها) دارند و برعکس، این ادارات و نهادها نیز انتظارات نابجایی از شهروندان دارند.

سروسامان بخشی به این اوضاع، مستلزم وجود یک «گروه مدیریتی الیت و قدرتمند در عرصه های محیط زیست انسانی و  طبیعی» است که متاسفانه ما هنوز از وجود یا شکل گیری آن محروم هستیم. پیام من به عنوان یک شهروند آن است که «فضایی برای هم اندیش و هم فکری باز شود تا براساس نتایج حاصل از این هم اندیشی، ستادی برای تدوین راهکارهای اصولی و علمی حل این مشکلات تشکیل شود». اگر می خواهیم محیط زندگی عاری از انواع آلودگی ها و تخریب ها داشته باشیم، اگر می خواهیم منطقه را به یک الگوی مناسب توسعه پایدار تبدیل کنیم ، اگر می خواهیم شهروندانی مسئول و وظیفه شناس داشته باشیم، اگر می خواهیم توریسم و مخصوصا اکوتوریسم در منطقه رونق پیدا کند، اگر می خواهیم میزان درآمد سرانه مردم را بیشتر نماییم و در یک کلام اگر می خواهیم شهروندانی سالم، مقید، مرفه و باوجدان اجتماعی بالا داشته باشیم، انتخاب یگ گروه مدیریتی الیت، متعهد و با انگیزه قوی ضرورتی اجتناب ناپذیر است.

 گفتگو: یاسر خالدی زاد

  1. ضیائی

    جناب دکتر ولدبیگی
    تلاش و پشتکارتان را در خدمت به خلق و پاسداری از محیط زیست ارج می نهیم و آرزومند موفقیت روزافزون تان در این راه هستیم.

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -

پایگاه خبری ،تحلیلی سلام پاوه |