زیانکاری انسان در کاهش تنوع زیستی/محمود رستمی تبار قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی
شما اینجا هستید
اخبار » زیانکاری انسان در کاهش تنوع زیستی/محمود رستمی تبار

پایگاه خبری تحلیلی سلام پاوه:«در کشور ما که در چهل سال گذشته انواع حملات نرم و سخت را تجربه کرده است, حفظ تنوع زیستی در جهت حفظ خود اتکایی و پس زدن خطرات ناشی از این تهدیدات بالفعل و بالقوه اهمیت بالایی دارد و حذف هر حلقه ای از مجموعه زنجیرهای غذایی به خطر افکندن امنیت غذایی,حیات و آینده این مردم است. وفور تنوع زیستی خود سرمایه ای دست نیافتنی است.ایران به تنهایی به اندازه قاره اروپا از تنوع زیستی برخوردار است و حفظ آن وظیفه همگان است. قطعا درخشش اقتصاد و معاش هر کشور بستگی به میزان برخورداری از نعمات الهی داشته و خوشبختانه کشور ما از هر جنبه ای غنی است و تنها نیاز است قدر این غنا در منابع انرژی و تنوع زیستی را بدانیم و از آن بهره برداری عقلایی کنیم.

متاسفانه در حوزه محیط زیست (انسانی و طبیعی) فرصتهای بسیاری از دست رفته و در آستانه بحرانی هستیم که ممکن است به بلا تبدیل گردد. فقیر هرچند شعار استقلال سر دهد, همواره وابسته است.»خدا نتایج بارش باران و بارش رحمت خویش تنوع زیستی و خلق جفت ها و خلق موجودات متعدد و رنگارنگ می داند. نگاهی به قرآن و آیات متعدد لزوم تفکر و تدبر در این حوزه بارها یاد آور گشته است.انسان تنها موجودی است که توانسته است,اثرات بسیار بزرگ, عمیق و تاسف آوری بر زمین بگذارد و نمای ظاهری زمین را بکلی تغییر دهد و این تنوع زیبا و سرمایه های حیات بشری را بکلی تا مرز انقراض قطعی پیش ببرد. دشتها را به تصرف دست کاشته های خود (کشاورزی) درآورد و حیات وحش را از دشت به کوه براند و با ابزار تکنولوژی نوین حتی شیبهای تند را شخم بزند و زمینه فرسایش جدی خاک را فراهم نماید. جنگلها را بتراشد و سدها بسازد و اقلیم تغییر دهد و حتی به هم نوع خود رحم نکند و برای بقای خود بردارکشی کند.

چنان که در تاریخ آمده است شاهان و حکام زیاده خواه از سوی بسوی دیگر لشکر کشی کنند و چون جنگی درمیان نباشد در دامن طبیعت خود را مالک مطلق قلمداد و هرآنچه روا نباشد, برای آنها روا گردد و اینچنین حیات وحش میدان بزم و رزم و مانور گشت و آدمیان بی هویت و مسخ شده اطراف خویش را به مدح و ثناگویی وا دارند و چون از آدم کشی فارغ گشتند به حیوان کشی روی آوردند.این چنین مبـارزه از طریق شـکار جانوران نشـانه ی پیـروزی، جـرأت و هـوش آدمـی و شکسـت خشـونت و توحـش بـوده اسـت.

از سـوی دیگـر، شـکار جانـوران معنـای مذهبـی هـم داشـته و بـدون تأییـدات خداونـدی پیـروزی بـر جانـوران زیـانکار ممکـن نبـوده اسـت (ورزمـارن، ۱۱۱: ۱۳۷۲). شـکار، نوعـی تمریـن بـرای نبـرد و زنـده مانـدن بـود و پیـروزی در آن برازندگـی شـمرده میشـد؛ ولـی زندگـی در کل خـودش بـه سـوی مــرگ مــیرود… ؛ همانگونــه کــه صفــی از شــتران و پیل ُ هــا، کشــته های شــکار را بــا خــود می برنـد (محبـی، ۹۳:۱۳۸۴).

شاید گاهی اوقات شکار نوعی انتقام گیری و ناشی از سرخوردگی و ناکامی های شاهزادگان بوده باشد, چنانکه ظل السلطانِ به سلطنت ننشسته, در کتاب تاریخ مسعودی از شکار دو ببر در اطراف بابل و ۳۵ ببر در شبه جزیره میانکاله نام می‌برد و اینچنین ببر مازندران را در خطر انقراض جدی قرار داده و همه تلاشهای اخیر برای احیای آن ناکام می ماند و نهایتا بهانه احیای آن به جاسوسی و سیاسی کاری منتهی و هنوز ختم به خیر نگشته است. آنچه در دو شاهکار هنری دوران باستان استان کرمانشاه خود نمایی می کند, شکار است, چه شکار همنوع و چه شکار غیرهمنوع! از شکار و کشتار همنوعان برای حکمفرمایی چند ساله بگذریم, شکار حیوانات در این آثار خودنمایی میکند.

یکی در دخمه موجود در پای سنگ تراش ماندگار بیستون توسط انسانهای نئآندرتال (اولیه) و دیگری و بصورت نمایان تر در درون طاق بزرگ «طاق وسان» حکایت از نسل کشی حیات وحش فراوان موجود در این استان چهار فصل دارد. انسان اعصار گذشته بیش از آنکه بر توانایی های خود در تولید محصول و پرورش دام متکی باشد, برحیات وحش موجود در محیط زیست خود اتکاء نموده است. البته بنظر می رسد یک نوع انحصار خاصی نیز بتدریج در شکار گونه های مختلف جانوری از سوی حکام و کدخدایان کوچک و بزرگ وجود داشته است.

شـاید بتـوان معنـی واژه شـکار را از دو واژه (شـه کار یـا شـاهکار) دریافـت نمـود.این چنین بود شاهکار شاهان و حاکمان موروثی گشت و همچنان موجب افتخار شکارچیانی گشت که حتی شاه نبودند و در زمان فعلی هیچ نیستند. چون شاهی و قلمروی نماند و نهادهای مسئول حکومتی منفعل, باز دامن طبیعت و تنوع زیستی آماج انسان افسار گسیخته گشت. در پای شکار بی جان زشت شاهانه گرفتند و اخیرا خودنگار می گیرند تا خودی نشان دهند و دراین مسیر به قهقرا راندن طبیعت سهیم باشند.

با مرور تاریخ شکل گیری سازمان حفاظت محیط زیست ایران ردپای این شاه کاران را در تاسیس این نهاد خواهیم دید. «کانون شکار ایران» در سال ۱۳۳۵ تاسیس شد. بنده هرگاه به این سازمان و نوع شکل گیری آن به این عنوان می رسم, نگاه بدبینانه ام نسبت به اهداف شکل گیری آن تقویت می گردد.سازمانی که بعد از تغییر نام و نشان های متعدد آن از ۱۳۳۵ تا سال ۱۳۴۶ در پی تصویب قانون شکار و صید به «سازمان شکاربانی و نظارت بر صید» در سال ۱۳۵۰«سازمان شکاربانی و نظارت بر صید» به “سازمان حفاظت محیط زیست» و نام «شورای‌عالی شکاربانی و نظارت بر صید» به “شورای‌عالی حفاظت محیط زیست” تغییر نام داد . روند شکل گیری این سازمان بعد از کنفرانس استکهلم در ۱۳۵۳ تکمیل گشت.

آنچه شک برانگیز است بزرگنمایی عنوان شکار و صید در نام این نهاد است, علت آن یا «شور شدن قضیه شکار» و در نتیجه «کاهش سهم» است و یا به احتمال قویتر «انحصارطلبی» دست اندرکاران و شکارچیان آن زمان است. ردپای شکار و صید هنوز با واگذاری مجوز شکار و صید و اعطای جواز اسلحه آزاردهنده است. سازمانی که هنوز بعد از چهل سال از تصویب اصل پنجاهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نتوانسته است نقش موثری در حداقل عدم بدتر شدن وضع موجود و تصمیم گیرهای توسعه ای کشور داشته باشد.

آنچه برای بنده که متولد قبل از سال ۱۳۵۰ هستم روشن است, آغاز شکل گیری سازمان حفاظت محیط زیستی به معنای فعلی و الهام گرفته از کنفرانس استکهلم با کمال تاسف همزمان با پایان وجود حیات وحش در کشور و منطقه و کاهش تعدد حیوانات غیر اهلی بودکه اکنون بعضا منقرض و بعضا باید برای مشاهده ی ردپای آنها از دروبین استفاده نمود, تا آنجا که بعد از دوسال می توان عکس پلنگ در فلان نقطه استان را مشاهده و بعنوان برگ زرین گزارش کار رسانه ای نمود. با ادامه روند فعلی امیدی به احیای گونه های زیبا که برفرش رنگارنگ منطقه خودنمایی می کردند نیست.

علاوه بر گونه های جانوری؛ با بی تدبیری ما و رقابت کور ساکنین فعلی منطقه در چیدن و عرضه گونه های خوراکی گیاهی و دارویی و در کمال تاسف با تشویق برخی دولتمردان به بهانه بیکاری, و فرصت طلبی عده ای و آتش جهالت زغال پرستان, گونه های گیاهی بومی نیز دیری نخواهد پایید توان باز آفرینی خود را در آتش سوزی های پیاپی و هجوم گونه های گیاهی فرصت طلب مهاجم از دست داده و منقرض گشته و آنها را فقط در عکس های سلفی بگیران خواهیم دید و فرزندان ما هرگز مزه ترش و ملس ریواس را نخواهند چشید.

این جانشین خدا در باور دین مداران و انسان متدین امروز و حاکم برجهان تاکنون نتوانسته است آنچنان که خداوند از وی عمران و آبادانی زمین را خواسته است به وظیفه خود عمل کند و عمران و آبادانی مد نظر انسان با فرمولهای تعریف شده برای پایداری حیات همخوانی ندارند و این تضاد (حق و باطل) در عرصه طبیعت – حق به معنی وجود یک نظام طراحی شده و مهندسی در روابط همه اجزاء هستی و ناحق به معنای عملکرد نادرست و تعریف غلط انسان از نوع استثمار طبیعت – حیات سیاره زمین را به انتها نزدیک می سازد.

استثمار غیر عقلایی انسان و حرص و طمع وی در شکار و چیدن و استفاده غیر علمی از تنوع زیستی (گیاهی و جانوری) می رود تا گونه های بومی در جای جای این کره زمین به کتب تاریخی سپرده شوند و اعمال تغییرات ژنتیک و حرکت به سمت سلطه طلبی در حوزه دارو و غذا بنام « توسعه اقتصاد و کشاورزی» می رود دیگر عسل زنبور عسل بعلت نبود تنوع گل و گیاه بی خاصیت شود و این چنین انسان هرآنچه حیاتش را تضمین می ساخت , منهدم ساخت.

بدین ترتیب, ظلم انسان ظاهرا بر «عدالت» تعریف شده هستی چیره و آن هنگام طبیعت برای بازسازی خود طغیان و انتقام خواهد گرفت و انسان ظالم راهی جز بازگشت و تجدید نظر در افکار خویش ندارد. بعنوان مثال در سالیان اخیر شمال کشور سیل ویرانگر را شاهد هستیم که هیچ کس حاضر نیست علت را اعلام و تنها ستاد بحران کشور حجم خسارات ثانویه را اعلام می کند. یا اینکه برخی دولتمردان بجای جراحی باور غلط و افسار گسیخته سد سازی و حفر چاه و فروش آب سیب و انگور, حاضرند میلیاردها دلار به ترکیه جهت ورود احیای در یاچه ارومیه پرداخت کنند. کسی نیست جویا شود , مگر ما در سال چند میلیون دلار محصول دریاچه ارومیه محو کن, تولید داریم؟ ریزگردهای نمکی که از آسمان فروریزند ویرانگر هستند.

والعصر! انسان هم در این دنیا و هم آنگاه که وحوش مورد ظلم واقع شده, شهود محاکمه اش باشند, زیانکار است. دین باوران تاوان برداشت نادرست از دین در قبال طبیعت را خواهند پرداخت و بی باوران تاوان سوء استفاده از طبیعت و هردو بازتاب زودهنگام عملکرد خویش را از طریق واکنش های طبیعی چرخه های حیات درک خواهند کرد. گذشتگان کمتر و نسل فعلی ما با بارش گِل و خاک و ریزگرد, و نسل بعدی خدا داند! ….. البته فراموش نکنیم تا انسان هست فرصت بازگشت هست چون خدا در انتهای آیه مربوط به چگونگی فساد بر و بحر یادآور گشته است .

محمود رستمی تبار اردیبهشت ۹۷

کانال تلگرام سایت خبری سلام پاوه

  1. شهروند

    برادر مردم گرسنه اند و وقت ندارند سایت ها بخوانند گوشت کیلویی ۵۰ هزار

    • ناشناس

      برادر این همه باران بارید. گیاه سبز شد. زمینه دامپروری فراهم است. بلند شو برو چند دام بخر و بعد از یکسال گوشت و لبنیات خودتو بخور…. برای جامعه ما و شهرستان پاوه زشت است مراتع را به عشایر دیگر اجاره دهد و خودش گوشت نداشته باشد بخورد

    • ناشناس

      با همین بهونه میخواید بزنید کل حیات وحش نابود کنید نه؟ البته چیزی نمونده شما بدترین نسل این سرزمین هستید!

  2. بهروز خسروی

    بسیار ممنون. انصافا حق مطلب را ادا نموده ای. اما افسوس که گوشهای شنوایی نیز وجود ندارند که حق شنیدن مطلب را ادا نمایند.

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -

پایگاه خبری ،تحلیلی سلام پاوه |