7 Comments

  1. 7

    هادی محمودی

    عرض سلام خدمت برادر خوبم “آقای ریاکو” .

    عذر میخواهم که الان پاسخ کامنت شما را میدهم چون بعد از اینکه مقاله ام از اسلاید خارج شد دیگر به آن رجوع نکردم و کامنت شما را هم اتفاقی متوجه شدم .

    دیشب با دو نفر از فامیلهای بله ئیم بودم که کامنت شما را نشان من دادند و بعد کامنت شما را بلند بلند می خواندند و میخندیدند … البته بعد ش به من گفتند که پاسخ شما را ندهم تا کامنت شما در صدر باشد که مردم مناطق اطراف بله ای پاوه و تخت زنگی ببیندند و قدری باعث تفریحشان بشود .

    راستش من با خوندن کامنت شما خنده ام نگرفت بلکه هرچه پیش رفتم و بیشتر حرفهای شما را خواندم بیشتر دلم برای شما سوخت .

    ریاکوی عزیز ، مطالبی که بیان کردید از زبان هیچ انسان عاقلی خارج نمیشود ، مگر کسی که دچار توهم و آشفتگی فکر شده باشد یا کسی که از بی هویتی رنج میبرد .

    البته که الان فکر میکنید من دارم به شما حمله میکنم و یا اینکه فکر میکنید من دشمنی خاصی با شما دارم !!!

    پس به جهت روشن شدن ذهنت و اینکه بدانید که جنابعالی تا چه حد اشتباه میکنید به چند مورد از حرفهایت میپردازم و بهت ثابت میکنم که اشتباه میکنی .
    .

    ۱) اینکه گفتید مردم تخت زنگی هورامی زبان هستند !!!

    ریاکوی عزیز مردم تخت زنگی بله ای نام دارند و جاف زبان هستند و هنوز هم بعد از گذشت ۳۰۰ سال با بله ای ما در ارتباط هستند و ازدواج های زیادی بین بله ای های تخت زنگی و بله ای های پاوه هست و حتی چند نفر از عمو زاده های پدر خودم همسرشان اهل تخت زنگی است (کاش حداقل قبل از زدن این حرف قدری فکر میکردید و یا حداقل از دو نفر سوال میکردید …)
    .

    ۲) مطلبی که گفتید تخت زنگی جزء ژاوه رود هورامان است و مال بیله وار نیست !!!

    ریاکوی عزیزم این قضیه مال ۵۰ سال اخیر است که تخت زنگی را در تقسیمات کشوری جزء هورامان آورده اند ، ولی تخت زنگی از گذشته های دور تا ۵۰ سال پیش جزء بیله وار بوده ، یکی از اسنادی که در کتابم که در حال اتمام است استفاده کرده ام ، شناسنامه بله ای های ۵۰ سال پیش است که در ان بیله وار به صراحت ذکر شده است .
    یکی از اینها را برای شما میزارم تا ببینید ، به این آدرس بروید و عکس رو مشاهده کنید :

    http://s8.picofile.com/file/8313726426/IMG_20171208_120850_783.jpg

    .

    ۳) مسئله ای که در خصوص قدمت تخت زنگی گفتید که قدمت یکجا نشینی مردم تخت زنگی ۱۸۰ یا ۲۰۰ سال ، است و قبلا وجود نداشته!!!

    در کتابم در این خصوص اسناد زیادی رو کرده ام اما جهت اطلاع شما دو مورد ، یکی درخت قدیمی ۷۰۰ ساله تخت زنگی که مشهور است و نشان یکجا نشین بودن است و دیگری قبرستان یهودی های تخت زنگی .

    به این آدرس بروید تا عکس یکی از سنگ قبرهای یهودی های تخت زنگی که ۹۰۰ سال قبل در تخت زنگی بوداند را که گذاشته ام مشاهده کنید:

    http://s9.picofile.com/file/8313726668/DSCN0080.JPG

    اما اینکه گفتید در حال نوشتن مقاله هستید !!!

    من خیلی خوشحال میشوم که در این راهی که در پیش گرفته ام که روشن سازی گذشته پر ابهام کردستان و هورامان است یک همراه داشته باشم که اون هم در این زمینه فعالیت کند .

    اما توصیه من به شما این است که این کار را فعلا نکنید چون مطمئن باشید با انتشار اولین مقاله اتون چنان مورد تمسخر مردم قرار می گیرید که نسبت های ناروای چون توهم و روانپریشی و اسکیزوفرنی و … نثارتون میکنند .

    من توصیه میکنم حداقل ، تاریخ ۱۲ جلدی اسلام کمبریج و تاریخ ۶ جلدی ایران کمبریج رو ابتدا مطالعه بفرمائید تا پس از کسب مختصر آگاهی مختصر در خصوص تاریخ و گذشته هورامان و کردستان مرتکب حرفهای عجیب و غریب نشوید تا خدایی نکرده مشکلی براتون ایجاد نشود.

    بهتر است بعد از حداقل اگاهی مختصر شروع به نگارش مقاله کنید .

    پاسخ دادن
  2. 6

    ریاکو

    مطالب ابکی وسطحی اقای محمودی من را یاد
    انشاهای دوران ابتدایی می اندازد.خلاصه وار درباره تحریفات اقای محمودی خواهم گفت وانشالله در اینده مفصل درباره این مطلب ومطالب قبلی نوشته شده ایشان در سایتهای اینترنتی سخن میگویم.
    متاسفانه در نوشته های ایشان اغراق وتخیل وجانبداری حرف اول را میزند.اقای محمودی عادت دارد هرچیزی را که صحیح است چنانچه باب میل !! وی نباشد ،انرا رد میکند !!بعنوان مثال ایشان در مطلب کوچ طایفه “کیانی”منطقه پاوه در چندین نظر ،دچار سردرگمی شد وحتی نوشته خودشان را در چند نظر مختلف رد!!وکتمان!!کرد.مثلا ایشان نوشته برطبق اسناد وکتابهای تاریخی مردمی از طایفه”کیانی”که در منطقه”دیلی ونوریاب”فعلی بعلی مهارتشان در ساخت ادوات نظامی به شمال ایران جابجا میشوند.با وجود اینکه در کتابهای تاریخی فقط از طایفه “کیانی”نام برده شده است ایشان در چندین جا از کوچ ۲۰۰هزار نفر از اهالی طایفه کیانی به شمال ایران یادمیکند!!پس از افشای اسناد توسط اهالی پاوه،وی در یک چرخش ۱۸۰درجه از کوچ تمامی اهالی منطقه تا شهر روانسر نام میبرد ودر جایی دیگر از کوچ مردم” طایفه کیانی” به مرکزیت “دیلی”و”نوریاب”اشاره دارد!!! ودر جایی دیگر گفته ،به هنگام امدن نادرشاه ،گروهی از اهالی پاوه به جهت ترس از کشته شدن، به کوهها پناه برده وپس از رفتن نادرشاه مجددابه شهر پاوه بازمیگردند!!!خلاصه ما نفهمیدیم ایشان چه میگوید؟؟!! در اینده انشالله قصد دارم تمام تناقضات وبرچسب های جعلی که وی به تاریخ منطقه زده اند را با تمام جزییات ونوشته های ایشان ودر چند سایت معتبر افشا نمایم وانرا در اختیار خوانندگان ارجمند بگذارم.چرا که با وجود دهها زبان شناس وکارشناس تاریخ وجغرافی شناس در سطح شهرستان پاوه،هیچکسی مانند اقای محمودی اجازه نوشتن مطالب ابکی را به خود نداده وبا قاطعیت چیزی خلاف واقعیت را ننوشته است .اما اقای محمودی با اضافه کردن مطالب عجیب وغریب سعی در کسب هویت برای خود و….است.!!
    و اما بطور خلاصه درباره مطالب فوق وجعل اسناد ونوشتن مطالبی خارج از واقعیت به این نکات اشاره میکنم وانشالله همانطور که گفتم در اینده تمام مطالب قبلی وفعلی اقای محمودی را در چند مطلب مفصل وکامل برای خوانندگان افشا میکنم.
    اولا حدود ۹۵درصد اهالی روستای ۱۵۰نفری”بله ایی” فعلی نسب خود را روستای”کلاته”کامیاران میدانند نه “تخت زنگی”!!(اقای محمودی اصلا به این مهم اشاره نکرده است)!!
    اقای محمودی سند کوچ “کاک ابراهیم “از روستای کلاته در ۳۰۰سال اخیر را از کجا اورده است؟ایا حرف پیرمردها وپیرزنها سند است؟کل تاریخ روستای فعلی “بله ایی”به ۱۸۰ تا ۲۰۰سال پیش میرسد.(طبق شجره نامه خط ریز!!)اصلا چرا روستای فعلی بله ایی با ان همه تاریخ پرشکوه(بقول اقای محمودی) فاقد یک شاعر یا قباله تاریخی است؟؟
    سند اقای محمودی درباره کوه باستانی “زرنه”کجاست؟؟
    درکدام منبع تاریخی نامی از بیلوار باستانی!! برده شده است؟؟!!اقای محمودی درحالی از کوچرو بودن اهالی کُرد نام میبرد که در جایی از تاریخ یکجانشینی ۲۷۰۰ساله منطقه بیلوار ودرجایی دیگر از قدمت ۹۰۰ساله منطقه نام میبرد!!؟؟اقای محمودی میشه بفرمایید در کجا ودر کدام کتاب وسند از یکجانشینی منطقه بیلوار در۲۷۰۰ سال پیش نام برده شده است!!شما کتاب “کوههای ناشناخته اوستا”اقای دولتشاهی را کتاب”اوستا”!!!!××جا زده اید!!!؟؟(اصلا حرفی از کوههای ناشناخته در نوشته های اقای محمودی به چشم نمیخورد!!جعل بزرگتر از این؟؟؟!!)
    درکدام صفحه کتاب اقای دولتشاهی از قدمت هزاران ساله منطقه بیلوار سخن گفته شده است!!؟؟درواقع در هیچ جایی از کتاب”کوههای ناشناخته اوستا”حتی اشاره ایی به قدمت یکجانشینی مردم بیلوار نشده است.!!
    درضمن شما با یک حرکت ناشیانه و به دور از واقعیت، از امدن زردشت پیامبر به منطقه بیلوار وپذیرایی اهالی بیلوار!!!از وی یاد کرده اید!!شما عمدا در ترجمه کتاب اقای دولتشاهی دست برده ودر داخل پرانتز!!(!!!!!؟؟؟؟)
    واژه بله ایی!!!؟؟؟ وبیلواری!!؟؟را اضافه کرده اید!!
    بنظر شما دست بردن در منابع تاریخی وتحریف ان ،عواقبی × برای شما نخواهد داشت!!؟؟
    شما از قدمت روستای تخت زنگی بعنوان قدیمی ترین روستای شهرستان کامیاران وکردستان گفته اید!روستای تخت زنگی جز دهستان ژاورود هورامان است وشما متاسفانه انرا جز بیلوار جا زده اید!!(بیلوار کجا؟ژاورود کجا؟اهالی بیلوار تماما شیعه مذهب وبه لهجه جنوبی امیخته با اردلانی واهالی ژاورود، اهل سنت وزبانشان ، هورامی یا اردلانی است).لازم به ذکر است گویش اردلانی شاخه ایی کهن از زبان گورانی(هورامی) است.
    ایا شما منطقه کامیاران و قدمت تاریخی وفرهنگی روستاهای انرا کاملا بلدید؟که اینگونه نوشته اید!!؟؟(فقط قدمت وتاریخ ومعماری وادبیات روستاهای پالنگان و دولاب وطا و… برای رد حرفهای شما کافی است).برای ما بفرمایید چطور از سومین حکمران محلی شیراز بنام مظفرالدین تکله که دراشعار سعدی شیرازی امده به این نتیجه رسیدید که مظفرالدین زنگی از اهالی تخت زنگی کامیاران است؟!چگونه به خود اجازه تحریف اشعار سعدی را داده اید!!
    ایا شما تاریخ اتابکان فارس را مطالعه کرده اید!!؟؟
    ماشالله به شما!!! سعدی وروستای تخت زنگی؟؟؟؟
    حقیقتا زبان از این همه تحریف بند امده است…..
    شما در حالی از مرکزیت تمدن ناشناخته تخت زنگی!!و بیلوار!!نوشته اید که امیرنشین هورامی زبان ۸۰۰ ساله اردلان را فراموش کرده اید!!.حاکمیت اردلان به مرکزیت شهر سنندج درحالی دارای ادبیات ومعماری وفرهنگ و… بوده است که تا کرمانشاه وسلیمانیه را شامل میشده است.شما میشه بفرمایید تمدن ناشناخته بله ایی شما دارای چه اثار فرهنگی وتاریخی است!!؟،فقط یک کتاب که اشاره ایی هرچند کوچک به قدمت تاریخی تخت زنگی دارد را نام ببرید؟؟(کدام پیشه دستی ؟کدام شاعر تاریخی؟کدام اثار تاریخی برجسته ویا معماری وادبیات؟؟)خلاصه اینکه در اینده در یک مطلب مفصل به این نکات اشاره خواهم کرد که شما خلط مطلب کرده اید ومردم منطقه شیعه مذهب بیلوار را با مردم بله ایی قاطی کرده واز قدمت تاریخی مردم”زنگنه”که تماما شیعه مذهب و به زبان گورانی(هورامی) تکلم میکرده اند به نفع مطلب خود بهره برده اید. وشاید در اینده مردم زنگان(زنجان)_بیله سوار اردبیل_بیلو وبلکر مریوان_بلوان اباد دهگلان و…ادعای …..را میکنند!!؟؟ و اینکه بالاخره نفهمیدیم اصالت مردم فعلی “بله ایی”به کرکوک میرسد یا صلاح الدین ایوبی یا خانقین یا زنگنه!!!.و اصلا چرا شاعر کلاسیک یا دانشمندی بزرگ تاریخی از این منطقه تخت زنگی ظهور نکرده است!!؟؟البته تمام اشعار شعرای منطقه بیلوار وکامیاران تا ۱۰۰سال پیش به زبان گورانی(هورامی)
    بوده واین نکته ثابت میشود که تا ۱۵۰ سال پیش اهالی منطقه کامیاران به زبان گورانی(هورامی)تکلم میکرده اند.چون خود اقای محمودی در مطلب چند ماه پیش خود به این مهم اشاره کرده است وبه صراحت گفت :تا سالها پیش کل مردم منطقه ایلام تا کردستان وتا ارومیه هورامی زبان بوده اند.ایا نمیتوان گفت اجداد مردم فعلی “بله ایی” اصالتا هورامی زبان بوده اند!!؟؟
    (در اینده انشالله مفصل درباره این مطلب ومطالب قبلی وبی پایه اقای محمودی سخن خواهم گفت.)ریاکو

    پاسخ دادن
  3. 5

    هادی محمودی

    عرض سلام و احترام خدمت همه مردم خوب و بافرهنگ بله ای .

    تشکر فراوان دارم از همگی مردم خوب بله ای ، بابت تمامی تماس ها و پیامک ها و اظهار محبت هایی که در این چند روز به بنده داشتید علی الخصوص افراد طایفه ابراهیمی تخت زنگی و همچنین مردم خوب بله ای پاوه به خصوص کاک ناصر بهرامی و کاک هادی شریفی .

    اما بعد :

    با توجه مسائلی که این چند روزه چه از طریق تماسهای تلفنی و چه از طریق کانال تلگرامی بله ای های پاوه و کانال تلگرامی مردم تخت زنگی با بنده داشتید ، باید خدمت همگی بزرگواران عرض کنم که این یک مقاله مختصر مفید بود و نمیشد که در این مقاله شرح کامل همه وقایع گذشته رو مطرح میکردم چون خیلی طولانی میشد .

    اما کل تحقیق کامل که شامل شرح وقایع و سرگذشت مردم بله ای های ۴ منطقه از زمان مهاجرت از تخت زنگی است در طی یک کتاب به همراه تمامی اسناد در مراحل نهایی نگارش است .

    انشاالله این کتاب به زودی منتشر خواهد شد

    بازهم از تمامی بزرگوان کمال تشکر را دارم

    پاسخ دادن
  4. 4

    ناشناس

    با تشکراز آقای محمودی مطلبتون جالب بود

    پاسخ دادن
  5. 3

    هادی محمودی

    پاسخ به نقد آقای با اسم مستعار “تخته قاپی”
    .

    با عرض سلام و احترام
    جنابعالی دو مسئله رو مطرح نمودید :
    .

    ۱- نقدی به تحقیق

    ۲- مسائل شخصی و اظهار نظر درباره شخصیت من
    .

    مسائل شخصی چون برای بنده هیچ اهمیتی ندارد به آن زیاد نمی پردازم ؛ پس ابتدا به نقد میپردازم

    ۱ – البته که هر کسی یه سرچ ساده تو اینترنت بکند میفهمد که جنابعالی این متن رو از ویکی پدیا کپی کرده اید.

    خدمت شما باید عرض کنم که ویکی پدیا یک دانشنامه آزاد است و هرکسی میتواند آن را ویرایش کند پس مطالبش مستند نیست .

    مطلبی را هم که جنابعالی کپی کردید جعلی است و هیچ سندیتی ندارد .

    اما منبع بنده در خصوص تکله “بن اثیر؛عزالدین، الکامل ؛  جلد ۲۰ ؛ ابوالقاسم حالت؛ موسسه مطبوعاتی علمی ؛ ۱۳۵۳”
    که در تحقیقات دانشگاهی مهمترین منبع و سند در خصوص اتکابکان غرب ایران از جلالیه گرفته تا زنگیان و … است .
    .

    .
    اما موضوع دوم ؛ اظهار نظر درباره بنده و شخصیتم :

    اولا )
    این یک مقاله علمی با رفرنس و بیس بسیار قوی و علمی است واین مکان جایی برای آگاهی بخشی و نقد است و نه مکانی برای قضاوت درباره بقیه !!!

    بنده هیچوقت به خودم اجازه نمیدهم درباره شخصیت کسی اظهار نظر کنم ؛ و شخصیت بنده هم به هیچ کسی هیچ ارتباطی ندارد .

    من به کنار ؛ شما به چه حقی به خودتان اجازه میدهید ؛ تاریخ و گذشته این مردم و این چهار روستا رو جعلی بنامید !!!

    .

    در درجه دوم )
    مهمترین اصول نقد یک مقاله علمی این است که شخص خودش را با نام واقعی معرفی بکند.

    اینکه شما مثل یه آدم بزدل و ترسو پشت صفحه کلید مبایلتون خودتان را قایم کرده اید و مشغول زدن حرفهای بی مایه و (به اصلاح خاله زنکی ) هستید چه معنی ای داره ؟؟؟

    .

    البته که این خصوصیت بسیاری از ما جهان سومی هاست که به راحتی :

    در کارهای هم فضولی میکنیم …

    در مورد چیزهایی که هیچ دانشی نداریم اظهار نظر میکنیم …

    به جای داشتن هدف و علم اندوزی دنبال سرکشیدن تو کارای همدیگه هستیم …

    .

    پاسخ دادن
  6. 2

    تخته قاپی...

    اتابک مظفرالدین تکله (۶۵۶–۶۴۹) پسر نصرت‌الدین هزار اسب، پنجمین و یکی از مشهورترین اتابکان لرستان بود. پدرش با اتابکان فارس از در دوستی درآمد و اتابک تکله فارس دختر خویش به زنی به او داد. مظفرالدین تکله، تکلهٔ لر و نوادهٔ دختری تکلهٔ سلغری بود به نام پدربزرگش موسوم شده بود. در ورود هلاکو به ایران مثل اتابک فارس وی نیز با اظهار طاعت، قلمروی خود را از تجاوز مغول در امان نگهداشت.

    او با اتابکان فارس و امرای لر کوچک و شول و مغول درافتاد و قسمت عمده ٔ عمر او در زد و خورد گذشت. کشمکش میان اتابکان فارس و اتابکان لرستان که از عهد هزاراسب شروع شده بود در ایام امارت تکله شدت یافت. به علت اینکه اتابک سعد بن زنگی بقصد تصرف بلاد لر بزرگ سه بار بطرف متصرفات تکله لشکر کشید ولی در این لشکرکشی‌ها غلبه نیافت بلکه پیروزی نصیب تکله گردید. که اردوی هلاکو عازم بغداد بود که تکله بخدمت هلاکو رسید ولی از قتل خلیفه متأثر شد. او مخفیانه به لرستان بازگشت و هلاکو گروهی را برای دستگیری او به لرستان فرستاد گرچه برادر تکله دستگیر شد چون تکله به حصار منگشت پناهنده شده بود، موفق با دستگیری او نشدند عاقبت هلاکو تکله را زنهار داد و چون به خدمت هلاکو رسید، خان مغول وی را به تبریز برد و در آنجا او را در سال ۶۵۶ هجری قمری کشت.

    اقای محمودی از شما بعنوان سارق موضوعات تاریخی باید یاد کرد.تخت زنگی شهری در مرکز ایران که زبانشان فارسی بوده است.متاسفانه شما دچار توهم شده وبدنبال هویتی جعلی برای مردمی هستید که تا ۱۰۰ سال پیش کوچ نشین بوده اند.!!
    در اینده …………………….!!

    پاسخ دادن
  7. 1

    هادی

    با آرزوی سلامتی وتندرستی برای مردم بله ای وبا تشکر از مطلب زیبای جناب محمودی بزرگوار واقعا آفرین به این همت واحسنت بر این قلم خداوند نگه دارتان باشد

    پاسخ دادن

نظر دادن

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.