بازخوانی رفتار سیاسی اردوغان تا بهسازی فضای تحلیلِ گفتمان/متین لطفی قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی
شما اینجا هستید
اخبار » بازخوانی رفتار سیاسی اردوغان تا بهسازی فضای تحلیلِ گفتمان/متین لطفی

پایگاه خبری تخلیلی سلام پاوه:سیاست،ابزارِ گسترش حوزه‌ی نفوذ است.این نفوذ یا در جهت خدمت(نفعِ عمومی) است یا در جهت منفعت(نفعِ شخصی). یا در چارچوب اخلاق و رعایت موازین حقوقی است یا غیراخلاقی بوده و با نقضِ حقوق بشر همراه است. در هر صورت، سیاست‌مدارانِ ذی‌منصب می‌کوشند تا به آخرین پلّه‌ی قدرت برسند. این چشم‌انداز، آرزویی پاک اما تدبیری پوک است. هر ذی‌منصبی همچون فواره‌ی آب، اوجی دارد. آنکه اوج خود را شناخت و عرصه را در اوج ترک نمود، نامش در تاریخ، جاودان و ماندگار می‌ماند و آنکه حرص داد و زیاده‌خواهی کرد و چنگ و دندانِ بقا و توسعه‌طلبی بر کُرسی قدرت کشید،آغار افولش را باید به تماشا نشست.

حاکمانِ سیاسی تا وقتی در مسیر خدمت‌گزاری حرکت می‌کنند قابل دفاع‌‌اند؛ روزی که بر بقای خشونت‌طلبانه اصرار ورزیدند،دفاع از آن‌ها برای انسان‌های رشید، دشوار می‌شود. عارفان گفته‌اند آخرین و سخت‌ترین حُبّی که در فرایندِ تهذیبِ نفس از دل خارج می‌شود، حُبّ قدرت است. این یعنی ورود به مدارِ قدرت، حاجت به ظرفیت دارد. منظور از ظرفیت، پُر نشدن و گُم نشدن است. سنگین شدن و نیفتادن است. نلغزیدن و نباختن است.

در روزهای گذشته،«رجب طیّب اردوغان»رئیس جمهور ترکیه با استدلال پاکسازی عفرین از تروریست‌ها و تبدیل آن به منطقه‌ای قابل سکونت برای آوارگانِ سوریِ ساکن در ترکیه،اقدام به حمله‌ی نظامی به منطقه‌ی عفرین کرده است. عفرین از شهرهای استان حلب در شمال غربی سوریه می‌باشد که در جریان جنگ‌های داخلی سوریه،به‌طور کامل تحت تسلط PYD یکی از گروه‌های کُرد فعال در سوریه درآمده است.اردوغان در فلسفه، مسلمان و در سیاست، سکولار است.خدماتی را در مقطعی از حیات سیاسی‌اش به شهروندان ترکیه به ویژه اسلامگراها ارائه داده‌ است،

لذا در مقطعی از حضورش، امید اسلامگراها بوده است.همچنین از اسلامگراهای دیگر کشورها حمایت کرده و آن‌ها نیز به او حُسن‌نظر داشته‌اند و به وی دلگرم بوده‌اند.با همه‌ی این‌ها، نباید از ماهیّتِ انسانی و خطاپذیر اردوغان مغفول بود و چشم از تصمیمات و رفتارهای غیرقابل دفاع و نقدپذیرش پوشاند. اردوغان، اولین و آخرین سیاست‌مداری نیست که در مقطعی از زمان، امید عده‌ای می‌شود تا نویدبخش تحوّلات مثبت باشد اما بعدها با تک‌روی و اصرار بر ایده‌های خود، هم باعث رنجش دوستانِ دور و نزدیکش می‌شود و هم ریشه‌های اُمید را در دلِ آن‌ها می‌خشکاند.این اتفاق در سرزمین‌های مختلف برای نسل‌های مختلف نیز پیش آمده است. این نکته‌ی اولی است که متوجّه بازیگران سیاسی می‌شود.

نکته دوم اما ناظر بر تماشاگران است.تماشای بازی‌های سیاسی نیز حاجت به ظرفیت دارد. آنکه مُدام به انکار یا سانسور وقایع می‌پردازد هیچ فرقی ندارد با آنکه وقایع را وارونه جلوه می‌دهد یا در تجلّیِ وقایع، اغراق می‌کند؛ هر دو در چنبره‌ی هیجان می‌زیند و خارج از ریلِ منطق و انصاف در حال حرکت‌اند.آرای هر دو مغلوبِ حُبّ و بغض‌ و گِره‌خورده به ریشه‌های تعصب است. تعصّبی که منشأ ظهورِ بلاهت است. تعصّب، تعصّب است؛ دینی یا ملّی؛ هر دو باعث پَر کشیدنِ منطق از ذهن می‌شوند. منطق که پَر کشید، اتاقِ ذهن می‌ماند با مُشت‌های برخاسته از هیجانی که مُحکم بر درب و دیوار این اتاق کوفته می‌شوند.

در این هنگام، ذهن، علیل می‌شود و زبان‌ها به طعن و لعن گشوده می‌شوند و فضا آکنده از انرژی‌های منفی می‌گردد.ذهنِ علیل از تصادمِ مُکرّر این انرژی‌ها، جهل و خشم می‌زاید و این دو، عصای دستِ تعصّب می‌شوند و روابط را که علامتِ صُلح و عاملِ رُشد است، ضعیف و سُست و کِدِر می‌کنند و پیوندها را می‌پوسانند. ادب نیز دراین فضای مُلتهب و غُبارآلود، عزم را بر ترکِ فضا جزم می‌کند و از آنجا رَخَت می‌بندد. نیکی‌ها می‌روند و زشتی‌ها می‌مانند. دوستی‌‌ها می‌روند و جنگ‌ها می‌آیند. شادی‌ها خُفته و خستگی‌ها برمی‌خیزند. جویبارِ مِهر و احترام مسدود گشته و رگ‌های خون و نفرت شکافته می‌شوند. کسی که همه چیز را سیاه یا سفید می‌بیند انسانِ استانداردی نیست و نباید اندیشه‌ی خود را به او تکیه زد. قباحتِ غلوّ و مداحی با قباحتِ تحقیر و فحاشی برابر است.

نیکی‌ها و زشتی‌ها را باید باهم دید و نیکی‌ها را تحسین و زشتی‌ها را تقبیح کرد. ذوب شدن در افراد یا نفرت از آن‌ها، باعث پَر کشیدن منطق از ذهن می‌شود و تحلیل‌ها را در چنبره‌ی حُبّ و بغض قرار می‌دهد. اینجاست که داشتنِ ظرفیت، اقتضای تماشای بازی‌های سیاسی می‌شود. اگر کسی توان و امکانِ ظلم‌زُدایی دارد از هیچ تلاشی دریغ نورزد. در غیر اینصورت،بهتر است بسترهای گفتگوی اثربخش و کارامد را فراهم آورده و در طی این گفتگوها، بجای تحکّم و تخلیه‌ی هیجان،به روشنگری و هم‌شناسی پرداخت و از تُندی و دُرُشتی و انکار و ابطال، امتناع ورزید و شرایط را برای تجدیدنظر و تعدیلِ همدیگر در پرتوِ آگاهی و انصاف، هموار نمود.

نکته‌ی سوم آن است آنچه که کیفیتِ صف‌بندی جنگ داخلی سوریه را تبیین می‌کند مرور تاریخِ کُل‌نگرانه‌ی تعارض‌های معاصر در این کشور است.دولت سوسیالیست حافظ اسد و فرزندش بشار اسد،چنان اسلامگرایان سُنّی را در انزوا و اختناق قرار داده بود که می‌توان ادعا کرد بخش عمده‌ی رادیکالیسم و خشونت‌ورزی گروه‌های اسلامی در این کشور، بیش از هر چیز ریشه‌ در همین رویکرد مدیریتیِ ناکارآمد داشته است.

از سوی دیگر، متحد شدن صالح مسلم رهبر حزب PYD با بشار اسد در سال ۲۰۱۲ سبب شد حزب PYD  که متولی امور کردستان سوریه بود با دولت بشار اسد در یک صف قرار بگیرند و ترکیه نیز که از مخالفان بشار اسد حمایت می‌کرد با آن‌ها در صف‌ دیگر جای بگیرند. گرچه دولت‌ها، بِده ‌بستان‌ و بازی‌های سیاسی خود را به موازاتِ اهرم‌سازی خویش ادامه می‌دهند اما این صف‌بندی‌ها خواه‌ ناخواه در گذر تاریخ ممکن است بازهم تکرار شوند. تاریخ به ما نشان داده که احزاب و سازمان‌هایی که به منظور تعقیبِ حقوق و تحقّق مطالبات‌شان دست به سلاح می‌برند، اولاً هیچ‌ راه بازگشتی نداشته و نخواهند داشت و ثانیاً چه بخواهند و چه نخواهند، ابزار دست دولت‌ها و سرویس‌های امنیتی آن‌ها می‌شوند و خود را تبدیل به ورقی می‌کنند که با آن‌ها بازی می‌شود و خدا می‌داند سرانجام‌شان چه خواهد شد. خواه این سازمان‌ها دینی باشند و خواه غیردینی. خواه ملّی باشند و خواه غیرملّی.

نکته‌ی چهارم آن است که هیچ نیازی نیست از مقدّسات دینی یا ارزش‌های قومی برای توجیه‌ رفتارهای سیاسی استفاده کرد و دین یا نژاد را تابع و خادمِ سیاست نمود. آنچه در همه‌ی ساختارهای سیاسی اتفاق افتاده و تجربه نیز آن را ثابت کرده، این است که حفظ قدرت و منفعت، سوار بر همه‌ی ارزش‌های اخلاقی است. استفاده از مقدّسات دینی یا ارزش‌های قومی برای توجیه اقدامات سیاسی، نوعی«دماگوژی»(Demagogue) محسوب می‌شود که نهایتاً در درازمدّت به تباهی و ابتذالِ باورهای دینی و ارزش‌های قومی می‌انجامد. در دماگوژی یا مردم‌فریبی، سعی می‌شود از راه تحریک احساسات و هیجان‌های جمعی و توسل به عواطف و جوّ حاکم، نوعی تصدیقِ جمعی نسبت به نتیجه‌ی مطلوب خویش به دست‌آورد، به شیوه‌ای که تک تک مردم چنین بیندیشند که آن‌ها با پذیرش یک باور، به نوعی یگانگی با گروه رسیده‌اند و این یگانگی به آن‌ها امنیت و قدرت می‌دهد و اگر کسی با باور جمع مخالفت کند، از آن روحِ امنیت و قدرت محروم خواهد شد. به باور شخصی بنده، نباید دامان دین و مقدّساتِ دینی را در بازی‌‌ سیاستمداران آلوده کرد و بهتر است آن را ابزار توجیهِ رفتارهای سیاسی نکرد تا کارکردِ انسان‌سازِ خویش را در پرتوِ ترویجِ فضایلِ اخلاقی در جامعه، نبازد.

کانال تلگرام سایت خبری سلام پاوه

  1. حسینی

    اردوغان فاشیست هیچ شناخت و هیچ آموخته ی از اسلام ندارد. مسلمانی به تظاهر نیست بلکه باید آثار آن در عملکرد افراد و حکومت ها نمایان شود. شما پیرو تفکری هستید که هر کس اقدام یا عملی در گسترش اسلام انجام دهد جهاد کرده است و باید از آن حمایت کرد حتی کشتن انسان های بی گناه! کودکان مظلوم! هتک حرمت به جنازه کشته شدگان! بریدن سینه زنان کشته شده! شما پیرو کدام مکتبی که ایشان را در فلسفه مسلمان می بینی؟ جبهه گیری شما و دوستان و همفکران شما در واقع مخالفت با ایدئولوژی احزاب کردی است. تحلیل شما دال بر مخالفت شما با احزاب کردی است. جنایت این چنین بر علیه هر قوم و مذهبی محکوم است. رژیم فاشیست ترکیه با این عمل خود تیر خلاص خود را شلیک کرده است.

    • لطفی

      سلام آقای حسینی عزیز
      گمان نمی‌رود کسی در حال حاضر، از موضع اردوغان دفاع کرده‌ باشد. کاش ابتدا متن را مطالعه می‌کردید وانگهی کامنت را می‌نوشتید.
      به هرحال، سپاس از توجّه شما

    • سیاوش قادری

      برادر بزرگوار جناب آقای حسینی : لطفا اول مطالعه کنید و منصفانه نظر ارائه فرمائید. شایسته است که انسان از روی حق و انصاف قضاوت کند. الله وکیلی یک بار مطلب را خوانده ای؟ آقای لطفی یک جوانان تحصیلکرده و مومن است و بنده کاملا ایشان را می شناسم. ای کاش جامعه ما جوانانی مانند آقای لطفی تربیت می نمود. جوانی با ایمان، مومن، پاک و دوست داشتنی و … . آرزومندم موفقیت های بیشترت را ببینم متین جان.

      • متین

        سلام کاک تحسین عزیز؛
        ممنون از لطف و محبت شما؛ خدای متعال به امثال عزیزانی چون شما نیز بیفزاید.

  2. احسان خلیلی

    با تشکر از جناب لطفی نکاتی را عرض میکنم
    اول اینکه در تحلیل چرایی ظهور یک رفتار خاص در یک برهه زمانی خاص میبایست علاوه بر شخصیت عامل رفتار به فضای عمل هم توجه کرد. همانگونه که آقای رستمی تبار با نمونه هایی که ذکر کردند به درستی اشاره کرده اند اردوغان نشان داده اگر فضا برایش مهیا باشد خیلی زود خود واقعی اش را بدون حجب و حیا نشان خواهد داد. اردوغان نماد خشونت اسلامی دولتی است
    نکته دوم اینکه هر چند توضیح فرموده بودید اما واقعا نتوانستم در فلسفه مسلمان و در سیاست سکولار بودن اردوغان را بفهمم. چرا که میدانیم آنچه به قول شما اردوغان را در سیاست سکولار میکند خواست قلبی او نیست بلکه حداقل دو عامل اساسی نقش دارند یکی قانون اساسی جمهوری ترکیه که سکولاریسم را خط قرمز ملت و ارتش ترکیه قرار داده است و دیگری آرزوی ترکیه برای پیوستن به اتحادیه اروپا. فلذا حتی اگر تعریف شما از اردوغان را بپذیریم این از روشنفکری و سعه صدر او نیست بلکه اجبار محیط اقدام بر عامل است.
    نکته سوم اینکه اردوغان در سیاست خارجی خود نسبت به کشورهای همسایه خود به شدت در چارچوب رئالیسم تهاجمی عمل میکند یعنی تکیه بر تهدید با اتکا به توان نظامی از جمله برخوردش با یونان ،ارمنستان ، کردها ،سوریه و حتی جمهوری اسلامی ایران.به طبع سیاست پیشه ای که از این ادبیات سیاسی استفاده میکند هواداران خود را در میان تندروها و گروه های راست و راست افراطی خواهد یافت. درست همانگونه که اردوغان در میان اسلامگرایان و پان ترکیست های افراطی محبوب است ،اما این ادبیات تهاجمی ادبیاتی محدود است و نمیتوان آن را پارادایم دائمی سیاست خارجی قرار داد. طبعا زمان هایی که این ادبیات موقتا غلاف میشود هواداران افراطی احساس خیانت و نارضایتی دارند اما در حقیقت خودشان هم خوب میدانند که این وضعیت موقتی است . در مورد اردوغان هم همین است و بر خلاف فرمایش شما باور دارم که اردوغان هنوز امید اول و آخراسلامگرایان افراطی شامات و آناتولی است و پان ترکیستها او را به چشم آتاتورک قرن بیست ویکم میبینند هرچند که در ظاهر به هر دو گروه اعتراضاتی به او داشته باشند.
    نکته چهارم: با شناختی که از اردوغان و سیاست هایش در قبال کردها داریم اینکه بخواهیم حمله به عفرین را در تلافی اتحاد کردها با بشار اسد تحلیل کنیم، چندان صحیح به نظر نمیرسد . فراموش نکنیم اردوغان رییس دولت کشوری است که قائم بالذات با کرد و کردستان دشمنی دارد و این دشمنی در حد انکار هویت میباشد و علاوه بر آن اردوغان از طیف فکری ای می آید که فی نفسه کردها را به چشم کافر و دشمن میبیند. لذا حمله به عفرین را نه از باب اتحادهای سیاسی حال و گذشته کردها با دول منطقه که باید از منظر شخصیت فردی و نیز نقشی اردوغان تحلیل کرد.
    نکته پنجم اینکه بر طبق قواعد حقوق بین الملل نقض حریم کشورها نهی شده و متخطی از این قاعده به عنوان متجاوزشناخته میشود. به جای اینکه بخواهیم با نظریات شخصی خودمان این تهاجم و تجاوز علنی را توجیه یا تقبیح کنیم به سادگی میتوان به حقوق بین الملل استناد کرد.
    و نکته آخر اینکه زیبنده نیست که آدمی از دشمنان نژادش حمایت کند. منظورم نه به شما آقای لطفی عزیز که به همه کسانی است که روزی عاشق صدام حسین بودند و حالا مهر اردوغان را در دل دارند.

    • لطفی

      سلام آقای خلیلی عزیز؛ از نکات ارزشمندی که بیان داشتید سپاسگزارم. ضمن تایید عمده‌ی مطلب‌تان، موارد ذیل را نیز جهت غنای آن، منظور می‌کنم:

      ۱- راجع به نکته‌ی اول‌تان، تمام تلاش من آنست که ساحت اسلام را از رفتارهای سیاسیِ ناقض حقوق بشر پاک نمایم و بگویم آنکس که بنام خدا و اسلام و پیامبر و با تلاوت قرآن، مرتکب تخلفی می‌شود روا نیست این رفتار زشت او را دستمایه‌ی تسویه‌حساب‌های هویتی عده‌ای قرار گیرد و با آن به تکریه دین اسلام بپردازند. زیرا همین رفتارهای زشت توسط پیروان سایر مکتب‌های فکری و سیاسی نیز -علیرغم ارزش‌های بشردوستانه‌شان- صورت گرفته است اما کسی آن رفتار را به مکتب نسبت نداده است. لذا اسلام را در وسط خشونت و دولت نهادن و برقراری پیوند میان آن‌ها را می‌توان کمی قابل ملاحظه دانست.
      ۲- راجع به نکته‌ی دوم‌تان، منظور از فلسفه و سیاست، آن است که گویا آقای اردوغان، سکولاریسم سیاسی را در اداره‌ی کشور بعنوان یک واقعیتِ اجتناب‌ناپذیر، پذیرفته است و اسلام را نیز با یک تفسیرِ حدّاقلی به عنوان دین پذیرفته و آن را به نماز و روزه و تلاوت قرآن در مساجد و منازل تقلیل داده است اما در امور سیاسی، در چارچوب همان عناصر دولت ملّی که برآمده از مدرنیته است عمل می‌کند. لذا همانطور که اشاره فرمودید زمینه‌ی ظهور این رفتارهای سیاسی، نه منبعث از دین اسلام بشود، بلکه برخاسته از ساختارهای سیاسی حاکم بر ترکیه است.
      ۳- راجع به نکته‌ی سوم‌تان، قبول دارم که ممکن است اردوغان هنوز هم امید اسلام‌گرایانِ غیرکُرد باشد همانطور که امثال بنده، بخاطر موضع اخیرم نسبت به اردوغان، بارها مورد طعن و ملامتِ غیرکُردهایی قرار گرفته‌ام که شاید شرایط درک مصیبت‌ کُردهای رنج‌دیده و ستم‌خورده را نداشته‌اند و صرفاً از یک زاویه‌ به مسائل نگریسته‌اند. با این وصف، ضمن محترم شمردن رأی آن‌ها، حاضر به چشم‌پوشی از رأی خویش نبوده‌ام.
      ۴- راجع به نکته‌ی چهارم‌تان، نظر شما را محترم می‌شمارم اما به نظر شخصی بنده که حاصل یک پرس‌وجوی میدانی است، منشأ حمله‌ی دولت ترکیه به عفرین یا هر منازعه‌ی مستقیم دیگری با احزاب کُردی، نه بر سر کُرد بودنِ آن‌ها بلکه بیشتر روی منافع و مصالح و نیز حوزه‌ی نفوذ است. یعنی این نزاع‌ها هویتی نیست، بلکه سیاسی است. بررسی‌ها نشان می‌دهد که به نظر نمی‌رسد اردوغان هویّت کُردی را انکار کرده باشد یا تعمّداً سعی در نفی این هویّت کرده باشد؛ اما بدیهی است که آنکارا نیز همچون تهران، بغداد و دمشق، هیچگاه راضی به پا گرفتن کُردها به عنوان دولت مستقل نبوده و از هیچ اقدام مستقل یا مشترکی، در این راستا دریغ نخواهند ورزید.
      ۵- راجع به نکته‌ی پنجم‌تان، گرچه دولت ترکیه مدعی شده به استناد ماده‌ی ۵۱ منشور ملل متحد، اقدام به حمله‌ی اخیر نموده و بیان داشته که تمامیت ارضی سوریه را محترم شمرده و پس از رفع تهدید، خاک سوریه را ترک خواهد کرد اما با این وصف، از نظر بنده نیز این اقدام، مصداق تجاوز است و قلباً و فکراً این آن را محکوم می‌کنم. اگر اشاره‌ای به کیفیت‌ صف‌بندی طرف‌های جنگ داشته‌ام نه از آن جهتِ تقلیل علّت، بل کمک به تبیین بوده است، که می‌تواند کافی نباشد.
      راجع به نکته‌ی آخرتان، اگر جسارت نباشد دغدغه‌ی پاک شما را یک یا دو پلّه‌ فراتر می‌روم و می‌گویم زیبنده نیست آدمی از دشمنِ جانداران(اعم از انسان‌ها و حیوان‌ها و طبیعت) حمایت کند.

  3. دانشجو

    باسلام آقای لطفی امیدوارم در کامنت ها جواب خود را دریافت کرده باشی واقعیت این است تو نماینده همان طرز تفکر هستی که بعد از سی سال سیاست یکی به نعل ویکی به میخ آنها برای همه ثابت اشده لطفا از اردوغان آن لاییک کود کش ضد کرد هرگز نه به ایما ونه اشاره دفاع نکنید سیاست دعوت وبه اصطلاح صلاح دیگر رنگ ندارد روزی نقاب از چهره میافتد دوگانگی در کلام وبازی با کلمات سیاست همیشگی شماست اگر تعصب نباشد آن شجاعت وشهامت عفرین وکوبانی از کجا میاید ؟

    • لطفی

      سلام دوست گرامی
      این شما هستید که تجدیدنظر بر مبنای مطالعه و بررسی را، به دوگانگی در ولام و سیاست‌بازی تفسیر می‌کنید. من این رفتار را عینِ حق‌جویی اخلاق می‌دانم و بر مبنای تمجید و تحقیر دیگران، قلم به له یا علیه وسی نمی‌چرخانم.
      در متن یادداشت، ملاحظه‌ی شما را در نکته‌ی دوم به تفصیل مورد اشاره قرار داده‌ام که کلیدِ آن، عبارت زیر است:
      “کسی که همه چیز را سیاه یا سفید می‌بیند انسانِ استانداردی نیست و نباید اندیشه‌ی خود را به او تکیه زد.”

      ممنون از توجّه شما

    • لطفی

      سلام دوست عزیز
      این شما هستید که تجدیدنظرها و نوسازی باورها را، به دوگانگی و سیاست‌بازی تفسیر می‌کنید. بنده این رویه را عینِ اخلاق و حق‌جویی تلقّی می‌کنم و در نکته‌ی دومِ یادداشت فوق، ملاحظه‌ی شما را پاسخ داده‌ام که مغزِ آن، عبارت زیر است:
      “کسی که همه چیز را سیاه یا سفید می‌بیند انسانِ استانداردی نیست و نباید اندیشه‌ی خود را به او تکیه زد.”

      با تشکّر از توجّه شما

  4. آنتی تروریست

    تحلیل جالبی بود نباید فقط جنایات ترکها را دید باید خیانت و وابستگی گروههای مسلح کرد را فراموش نکرد

  5. پاوه

    با همه‌ی این‌ها، نباید از ماهیّتِ انسانی و خطاپذیر اردوغان مغفول بود و چشم از تصمیمات و رفتارهای غیرقابل دفاع و نقدپذیرش پوشاند. ادبیاتتون خیلی اروم شده اگر اردوغان خارج از حزب شما بود باز هم همین را می گفتید یا…..

    • لطفی

      سلام دوست گرامی.
      نه بنده با حزب اردوغان ارتباطی دارم و نه او با حزبی که مدّنظر شماست.
      در این متن، راجع به سرانِ طرفینِ جنگ، سخن به میان آمده است که فکر نمیکنم بجُز نقدی محترمانه از رفتارها و موضعها، به کسی اهانت شده باشد.
      تشکّر از توجّه شما

  6. حیدر

    اردوغان در فلسفه، مسلمان و در سیاست، سکولار است . جالب است ببخشید اجماع نقیضین محال است حالا اردوغان مسلمان است یا نه؟؟

    • لطفی

      سلام دوست گرامی
      سکولاریسم یک وجه «فلسفی»، یک وجه «سیاسی» و یک وجه «اجتماعی» دارد.
      وجه فلسفی آن، به آخرت ستیزی، معنویت گریزی و بی اعتنایی و بی باوری به هرآنچه که غیرزمینی است اشاره دارد.
      وجه سیاسی آن، به تفکیک نهادهای سیاسی از نهادهای مذهبی اشاره دارد؛ به این معنا که دین، به ابزار تبعیض در میان مردم تبدیل نشود و مدیریت جامعه به شایستگان و فن ساران سپرده شود.
      وجه اجتماعی آن نیز به ممنوعیت شعایر دینی(نظیر نماز جماعت، حجاب و…) در ساحت اجتماع و اجرای آنها در حریم خصوصی اشاره دارد.
      امیدوارم این توضیح کوتاه، مفید افتاده باشد.
      با تشکّر از توجّه شما

      • حیدر

        سلام ممنونم اما اقای لطفی بر اساس حرف شما باشه می گوییم اردوغان وجه فلسفس سکولا را قبول نداره و وجه اجتماعی رو هم نمی پذیرند اما وجه سیاسی رو اگر وارد میزان اسلام کنیم یعنی بگوییم یک فرد یهودی شایسته گی حکم کردن در یک منصب مهم رو در حکومت دارد اما ایا اسلام این اجازه رو می دهد که یهودی ای بر مسلمانی حکم کند؟؟لطفا با ادله از قران و سنت پاسخ دهید نه حرف علما !!!(البته منظورم بی ادبی به علما نیست اما امروزه علما زیاد شدن زیاد نمی شه بهشون توجه کرد)

        • لطفی

          کاک حیدر عزیز؛
          از نظر بنده، تفاوت‌های دینی و مذهبی و فرهنگی هیچ فضیلتِ دنیایی ایجاد نمی‌کنند مگر آنکه به تعهّد اخلاقی و سلامت نفس بشر بینجامند که آنهم حاجت به مرور سوابق دارد؛ از سوی دیگر طبق فرمایش قرآن کریم، آنچه مبنای برتری است، تقوا می‌باشد که الزاماً یک مفهوم‌ درون‌دینی نیست تا عملکرد غیردینداران را در بر نگیرد و طبق آیه‌ای دیگر، یکی از مصادیق تقواپیشگی، دادخواهی و عدالت‌گستری نسبت به مردم با ادیان و فرهنگ‌های مختلف است. فلذا از نظر بنده، هیچ اشکالی ندارد یک غیرمسلمان، مادام که در جهت رفاه و آزادی و عدالت و همگرایی قدم برمی‌دارد، زمام‌دار یک جامعه شود.
          پژوهشی در دست دارم با عنوان مراکز انتخاب و انتصاب مسئولان در فرایند برنامه‌ریزی نیروی انسانی بر اساس سیره‌ی نبوی که مستند به قرآن و سنّت است. ان‌شاءالله پس از اتمام و انتشار، می‌توانید آن را مطالعه بفرمایید.

          • حیدر

            سلام براکه م:انا لله و انا الیه راجعون

  7. لاله

    چی شده جماعت اصلاح و دعوت ناپرهیزی می کند دیگر حنایتان رنگی ندارد

    • لطفی

      با سلام و احترام
      سنّت خدای متعال بر آن است که آدمی خطاپذیر باشد تا انسانِ شخصیت‌پرست از انسانِ حقیقت‌پرست از همدیگر تفکیک شوند. به جزئی از جامعه‌ی مدنی که در آن هستم می‌بالم زیرا فرهنگ سازمانی‌اش بگونه‌ای است که در هیچ شخص و جریانی ذوب نشده و توان و شهامت تجدیدنظر را بر مبنای مطالعه و بررسی بع اعضایش آموزش داده و هیچ‌گاه نه بخاطر تعصّب و نه بخاطر جلب تصدیق و تحسینِ جامعه‌ی توده‌ای، از ریلِ منطق و انصاف خارج نمی‌شود و همواره رأی خود را بر مبنای اصول و ارزش‌های خود اظهار می‌نماید.
      با تشکّر از توجّه شما

  8. کرمی

    حنایی که دیگر رنگ ندارد بس کنید لطفا گذشت زمانی که مردم دنباله رو افکار عده ای مردم فریب بودند شما سرتان به اهداف جماعت گرم باشد به موضوعات ملی گرایانه ورود نکنید بروید دنبال ژست های سیاسی با اصلاح طلبان مردم فریب

  9. هه ساره

    مطلب ارایه شده داستان بود یا تحلیل . چند بار مطلب و مطالعه کردم لیکن اشاره ای به وضعیت روز عفرین و سیاستهای ددمنشانه دیکتاور جانی جاه طلب اردغان ندیدم کسانی که مدعی بینش هستند بایستی با جسارت نقدوشفاف سازی کرد

  10. Sh Moradi

    با تشکر از آقای لطفی و نوشته ی زیبا و منطقی ایشان …
    اینکه در برهه ای از زمان به دلیل فعالیت های مفید یک شخص از آن حمایت کرد دلیل بر این نیست که تا پایان حمایت را ادامه داد …
    اردوغان هم زمانی مورد حمایت همه مسلمین جهان‌ بود اما متاسفانه در حال حاضر میل به قدرت او باعث خونریزی و گرفتن خون مردم بی گناه عفرین شده است .
    و اما حزب های PYD که زمانی با بشار اسد هم پیمان شدند و در خونریزی او شریک شدند باید به فکر همچین روزی می بودند …

    کرد تا باشد همین است …
    فقط بازیچه خواهد بود و احساسی …
    همانطور که در کردستان عراق هم دیدیم …

    در هر صورت امیدواریم که خداوند متعال به یاری مردم بی گناه عفرین برسد که اسیر بازی های سیاسی شده اند و در این میان فقط آن ها هستند که با ریختن خون زن و بچه هایشان متضرر می شوند …

  11. ناشناس

    ‍ عەفرین شاکۆ مدرامانی

    سەۮ جار من بە فرەی فیشەکلۆخی لات
    ڕۆ بە کەلەکە شەو بە سەرینگات
    دنیا چەمێ بڕەنە گۆرانیە سەروەشکەرەکاو عەفرینی دایمە سەربەرزی تا فێر بی و بزانی هەوازەو وەشەسیایی وەڵاتی،چەنی لەواسەو دەسوو شێرەکاو کورۮەسانیەنە هۆرمێزۆ و حەیران و لاوکوو سەرکەوتەی بە دەنگیوی چیا و بەرز چڕۆ گۆشێ ئەنقەسی کپ بیەکاتەرە،پەیکەرە

    هەڕۆڵەکەو ئازادی چەم نەترووکنی نەکا پەی لەحازێوەیچ بیەبۆ چەمت ئازایەتی ئازادیوازەکاو عەفرینی نەڤینۆ.ئانکاراو سیاوەتی و ئەۮالۆ زۆڵیا هەر ئەجۆم دیسان وا کریانەوە چیروو باڵات و خەریکا پەلێوتەر لیکموو قارەمانی ڕۆڵەکاو وەڵاتوو سووری کڵپەو ئایێری منویسیەوە!.سوور بۆ ڤنەت ئێمەمانا خاس یاوەینمێنە شمە ئاخر کێ دیەن تەڕینێ دارش چنە هۆرگنۆ؟!.مەر ئەردۆغانی چەواشە ویر نەتەوەو سەلیم و سڵێمان و ئاتاتۆرکی سەرتاپا ون مجی نیا؟!،مەر ئەردۆغانی درۆزن زاڕۆڵەو مۆستەفا کەمالوو کۆشتارەکەو شاروو وانی نیا؟!،شمە نەکەوتەنتا ڤنە و مەگنۆچتا ڤنە ئێگە نیشینگەو کاوەتراو ئاشتیا،ئێگە نیشتگاو گۆراڵا و ئازایەتی و چەم نەتەرسی خەڵکەکەیشا.ئێگە کورۮەسانا و بە بارەسەی سەرکەشە سەربەرزەکاش ونیش بە مەزڵوومی چنە مجیەینە بەڵام هەرگیزاوهەرگیز چۆکێش پەی داگیرکەری نەۮەینێرە.

    ئاها کۆبانی ئاها شەنگاڵ،ئیسەیچ دڵنیا بیدێ عەفرینیچ وەراوەرتاوە شاکۆ مدرامانیا،عەفرین تا ئا ڕۆڵە ژیر و گیان فیدایشە چنە باوە بۆ بە گۆڕستانوو کڵاو سوورەکاتا.

    باوەرتا بۆ چننێ ساڵێن ویەرین خەریکا دلێڕاسەو ئی وەڵاتیەنە جە نۆوە منویسیۆوە،چی ویەرینەنە پاڵ مەۮریۆ هیچ پاڵپشتیوی.تاقانە پاڵپشت کۆمەڵگا و لێرە پۆڵایینەکەشا.

    بە ئەوەوانای ویەرۮەی و ئەوەیۆستەی نۆقسانیەکا و قازانجەکا،بە چەکوو زانشتی چەمێ زیتێ کەرا تیجیۆ ڕۆجیاروو وێپایی و ئازادی تا ئا ساتەوەختە داستانۆ قارەمانی ڕۆڵەکاو عەفرینی بە شانازیەوە منیانە وەنەدەی و جە دەلاقە و تەشابی تیژی ویروو ئا ویربەرزاوە مۮیا پەی جوانخاسیەکا.
    نەوەکێ عۆسمانلی خاس بزاندێ عەفرین پێسە سووچ بە سووچوو ئی وەڵاتیە وەراوەرتاوە مدرۆ و مدرانیچ و پی زوانە هەنگوو ڕۆحیش ئاوارەو سەرکەوتەی مجۆ ملوو وەڵاتیەرە و بۆبرامەش تەنیا لووتەکۆ شمە هۆرش مەلووشۆ!

  12. ناشناس

    چرا نویسندگان و فعالان پاوه در سکوت فرو رفته اند و اقعا کسانی مثل فروزان رسولی و محمود رستمی تبار خواهشا فعال شوند چون من خودم با انکه مقیم تهران هستم اما مطالب این بزرگوارن دنبال می کنم

    • محمود رستمی تبار

      سلام جناب ناشناس
      براستی جناب اردوغان آنقدر متغیرالحال است که انسان نمی داند راجع به او چه بنویسد. خوشبختانه جامعه مذهبی و غیر مذهبی ما به تجاوز اخیر ایشان پاسخ مناسبی دادند. و واکنشها مطلوب بود. بهرحال اردوغان همان است که علیه شیمون پرز سخن می راند و بعد از غرق کشتی مرمره سفارت رژیم صهیونیستی را بازگشایی می کند. هواپیمای روسی را ساقط و به دست بوسی پوتین می رود. فتح الله گولن یار دست راستی خود را متهم به کودتا می کند و هزاران مرکز علوم دینی وابسته به او را تعطیل می کند. زمانی دست بشار اسد را می بوسید و اکنون دشمن وی است. زمانی النصره و داعش را پشتیبانی و مرزهای ترکیه بزرگ راه تدارکاتی آنها بود اکنون مرزها را بر رویشان بسته….
      نفت داعش را ارزان می خرید و با ایران و روسیه همکاری می کرد….
      زمانی با رای کردها صعود کرد و بعد آنها را بیرون و به تعهداتش پایبند نماند…
      متاسفانه حتی نمی توان گفت که ملاک حال فعلی وی است… چون حالش را نمی توان درک کرد.
      در ماه گذشته و در واکنش به پایتختی قدس شریف عملا با فراخواندن کشورهای مسلمان البته منهای ۱۶ کشور عملا قدس را به دو بخش شرقی و غربی تقسیم کرد. و اسرائیل را تلویحا با امضای کشورهای اسلامی به رسمیت شناخت….
      آنچه به ذهن می رسد هدف وی انحصار طلبی است و طرد همکاران خودش در حزب رفاه اسبق…. ایشان از نردبان حزب رفاه بالا رفت و چارچوب حزب را هم تغییر داد. و خیلی ها جدا شدند.
      شاید اردوغان خودش هم نداند در سوریه بدنبال چیست…..
      شاید بدنبال اثبات خود است. هرچند هم عربها را از خوند رانده و هم غربیها را رنجانده است. نمی داند عضوی اتحادیه اروپایی شدن خوب است یا بددر حالی سالها در نوبت عضویت است عملا خلاف آن می رود.
      ولی ظاهرا بیش از آنکه منافع ایدئوژیک برایش در اولویت باشد منافع اقتصادی را در اولویت قرار داده است.
      حال بقیه هم جز محکوم کردن عملا کاری نکرده اند. وضعیت سوریه بسیار بغرنج و پیچیده است. هیچکس بدنبال راه حل نیست همه بدنبال راه کسب منفعت هستند. تنها راه نجات مردم منطقه بازگشت به خویش و طرد اغیار است.
      برای کردها هم ثابت شده است ک هیچکس آنها را بخاطر خودشان نمی خواهد. آنها را برای منافع خود می خواهند. چون کار به انجام رسید رشته اتصال بریده گردد.و کرد هم بهتر است بدنبال منافع خود باشد….مبادا اسلحه دیگران در دستش باشد….سالهاست این اسلحه علیه کردها کمانه می کند…

  13. صفر ولدبیگی(عباس)

    آقای لطفی جنابعالی ده سال است در فیسبوک و تلگرام و سایت ها سنگ اردوغان وحشی صفت به سینه میزنی و اجازه هیچگونه نقد و انتقاد به خودت و اربابت (اردغان مغول) نمی دهی و افکار شوفینی و پوپولیستی جنایتکار و دشمن قسم خورده کوردها را قبله و ملکه ذهنت قرارداده ای حالا چی شده که از درب مخالف وارد شدی؟؟؟!!! به زمان و زمین چنگ زدی و بافیدی و ریسیدی که اردغان پیامبر زمان و عمر اسلام است حالا که بچه های پر پر شده عفرین و زنهای پا قطع شده و ویران شدن روستاها و کشتار دد منشانه اربابت دیدی که دچار عذاب وجدان شدی؟ برای شما هیچ حقی وجود ندارد از PKK و PYD انتقاد کنی، شما همان بهتر از رهبر معنوی خود و داعش پیروی کنی. فضای مجازی نباید ابزاری شود که خود را از گناهانت تطهیر کنی.

    • 29س

      لحن و افکار شما هم دست کمی از اردوغان ندارد هر کس حق دارد اظهار نظر کند چه موافق چه مخالف

    • لطفی

      سلام آقای ولدبیگی گرامی؛ ملاحظه‌ی شما را در نکته‌ی دوم، پاسخ داده‌ام. زنده و سربلند باشید.

    • تندروی موقوف

      چه فرقی بین عفرین و رقه وجود دارد مگر کردها با حمایت آمریکا رقه را بر سر مردمش خراب نکردند؟

    • لطیف پاوه ای

      طرف بد جوری داغ کرده ای. موضوع چه ربطی به داعش و پیامبر ( ص ) و عمر ( رض ) دارد. چرا افسار عقل و شعورت را دست احساسات داده ای؟ این دیالوگ و ادبیات را از کدام کوره آبادی آموخته ای؟ باز خیلی مراعات نمودم.

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -

پایگاه خبری ،تحلیلی سلام پاوه |