قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی
شما اینجا هستید
اخبار » بغض های کولبر جوان کورد/به دوش کشیدن بیست سال تحصیل بیهوده/عکس

به گزارش سلام پاوه:چند روز پیش در خبرها آمده بود جوانی با مدرک کارشناسی ارشد، در حال انجام کولبری است.در صدد برآمدیم تا با آن جوان صحبت کنیم و پای درد دل او بنشینیم،شاید حرف دل خیلی از جوان ها باشد. 

به گزارش سلام پاوه و به نقل از زریوار خبر:مهدی ابراهیمی اهل و ساکن روستای بیساران متولد فروردین ۶۴، مقطع کارشناسی را در دانشگاه پیام نور سنندج گذرانده و مقطع کارشناسی ارشد جامعه شناسی را در دانشگاه پیام نور تهران به اتمام رسانده است.وی در جواب این سوال که آیا جهت کسب شغل مناسب تر و مرتبط با رشته تحصیلی، اقدامی انجام داده است، گفت:اقداماتی انجام داده ام ولی نه پیگیری قابل ملاحظه ای شده و نه جواب درستی گرفته ام.

پارسال در همین زمینه خدمت نماینده مجلس آقای مرادی رفتم. ایشان نامه ای به وزارت کار و تعاون ارسال کردند. نامه را به اداره کار و تعاون استان ارجاع دادند. در استان هم بنده را به اداره تعاون شهرستان نزد آقای مهدی زاده فرستادند. ایشان گفت نامه را پیوست میکنم به گمرک مریوان، به گمرک مرز باشماق مراجعه کردم، در گمرک از بنده سوالاتی پرسیدند.

مهدی ابراهیمی از بازگو کردن وقایع آن زمان ناراحت بود و بازگو کردن جزئیات خاطر او آزرده کرده بود و در ادامه گفت:در گمرک از بنده پرسیدند، از آشناهای آقای مرادی هستید؟ بنده در جواب گفتم با ایشان حرف زده ام  و ایشان من را می شناسند و در همین حد با ایشان آشنایی دارم. گفتند برو خبرت میکنیم. بعداز مدتی هیچ خبری نشد.خودم پیگیری کردم و زنگ زدم. جواب دادند که اصلا هیچ نیرویی جذب نمیکنند.

وی ادامه داد:این همه دوندگی کردم و پیگیری های مختلف انجام دادم و نهایتا در یک روز با یک تلفن ۳۰ثانیه ای ختم به هیچ شد.

آیا به سراغ بانک ها و موسسات مالی برای اخذ تسهیلات رفته اید؟ ابراهیمی در پاسخ عنوان کرد: دی ماه پارسال برای اجرای طرح زنبورداری و گاوداری به صندوق تعاون رفته و درخواست وام کردم. آنجا هم جواب دادند که اعتبار ندارند. اردیبهشت امسال دوباره پیگیری کردم، ولی گفتند همچنان تخصیص اعتبار نشده و به این زودی هم خبری نیست.

از وی در مورد سختی های کولبری پرسیدیم. وی به طور مفصل وضعیت حال حاضر خود را توضیح داد و گفت:نزدیک به یک سال است که کولبری میکنم و در همین حین نیز به دنبال کار گشته ام. به سایت های کاریابی سر زدم، با شرکت ها و موسساتی در تهران تماس گرفتم، همه آنها بی نتیجه بود. در نهایت از سر اجبار همین کولبری را ادامه دادم. پدرم حدود ۹سال پیش درگذشت خرج خانواده (مادر و برادر کوچکترم) به دوش من بوده و خدارو شکر اصلا دست فقر دراز نکرده ایم. لقمه نانی بوده هرچند به قیمت سوختن و ساختن. در سالهای گذشته به دلایل امنیتی و موارد دیگر که مزید بر علت بود،

تنها چیزی که به آن فکر نمی کردم کولبری بود می دانستم کاری واقعا سخت و خطرناک است. ولی اوضاع شغلی به شدت نامساعد بود. با خودم گفتم یک بار به صورت آزمایشی امتحان می کنم. اولین بار که رفتم تا سه روز نمی توانستم از جایم تکان بخورم، آنقدر بدنم خسته شده بود و کوفتگی های فراوان داشتم. بعد از آن دوباره مجبور شدم، چون پولی که به دست می آمد نقد بود و من خیلی به پول نقد نیازمند بودم.

وی ادامه داد:وضعیت کولبران قابل وصف نیست از سختی راه های به شدت ناهموار و سربالایی ها و سرازیری های وحشتاک، از گرسنگی و تشنگی و کار کردن و پیاده راه رفتن در ساعات نامتعارف روز،مثلا ساعات نیمه شب، گرفته تا خطر پرتگاه ها و گاها تیراندازی از طرف ماموران، همه اینها دست به دست هم داده اند تا پیدا کردن لقمه ای نان برای کولبر کابوس شود.

از او پرسیدیم در مقابل این همه سختی و مشقت، دستمزد و عایدی کولبران چقدر است. او در جواب گفت: کولبر قاچاقچی نیست کولبر به قول مسئولان بازرگان است ولی بازرگان بی سرمایه. روزانه بطور معمول حدود۸۰ تا۹۰هزار تومان درآمد کولبرهاست. روزانه ۳۵ تا ۴۵کیلوگرم بار حمل میکنیم و هزینه حمل بار برای هر کیلوگرم، ۶هزار تومان می باشد. ولی هر روز رفتن خیلی سخت و غیر قابل تحمل خواهد بود که به همین دلیل روی هم رفته روزی ۹۰ تا ۹۵ هزار تومان درآمد حاصل می شود.

کولبر نه قاچاقچی غیرقانونی است و نه بازرگان قانونی.کولبر یک واسطه ی بازرگان است چون اگر قاچاق حمل کند دولت باتندی وشدت هرچه تمام تر برخورد خواهد کرد هرچند که در این زمان و وضعیت کنونی، شدت برخورد فرق دارد. در کل برای اختصاص یک واژه ملایم تر و بامسمی تر برای کولبر که قابل توجه است، می توان تاجر بی بضاعت یا بازاری گم نام بین المللی در جستجوی لقمه ای نان بدون حمایت ازطرف نهادهای بازرگانی بدون داشتن بیمه و بدون امنیت بادوام درحال کسب و کار، را در نظر گرفت.

وی در پایان با تاکید بر مشقت های کولبری و مشکلات مالی فراوان، از حقیقتی تلخ در زمینه تحصیلات و اوضاع شغلی و بی توجهی مسئولین سخن گفت. او گفت: اگر بنده از همان ابتدا کار و کارگری را پیشه خود می ساختم اکنون به جای ۲۰ سال درس خواندن و زحمت کشیدن، سرمایه اندکی داشتم. اما این حق من نیست. بنده اگر حتی شغلی با درآمد کمتر از کولبری سراغ داشتم، حتم بدانید کولبری را رها می کردم و سعی می کردم از دانش و درسی که خوانده ام بهره و استفاده بهینه بکنم.

  1. سعید یان

    برادر عزیز شما نمونه ای از هزاران جوان جویای کار کردستان هستید ، بسیار متاسفم که اشخاصی با رانت و پارتی یک روز طعم بیکاری را نمی کشند اما جوانان لایق و با استعداد باید در جاده بی عدالتی و تبعیض بسوزند …….متاسفم

  2. درد بی درمان

    اقای که اداره ……خدمت می کنند با چند سال خدمت دیگر هیچ کمبود ی ندارد مگر در شهرمان حقوق چقدر با لا است ولی خد اوند بزرگ آگاه است انشا ا رنج در امد کوله روزی شامل شود …. چون آن کوله بر با مدارک تحصیلی عالی تر برخوداراست قضاوت با شهروند فهیم شهرمان

  3. karwanchi

    اون دوسالو تو سردای زمستون چطوری پول دربیارن که اون آغای ناشناس ماشین حساب دستش گرفته.دوسال کولبری کنی باید یه عمر خرج دوا درمونش کرد دیگه خاهشن نظرای اینطوری رو ندین رو سایت آقای صالحی

  4. بهاران

    منم خیلی درس خوندم و خیلی تلاش کردم با مدرک ارشد خونه نشینم
    چه کسی پاسخ گوی بغض هر لحظه ی زندگی من است?

  5. کاکه حاجی

    لعنت خدا بر باعث و بانی همه انانی که زندگی جوانان ما را تباه کردن ….خدا ازشون نگذره….اینو لطفا بذار….و لعنت خدا بر باعث و بانی تاسیس دانشگاه پیام گور…..

  6. ناشناس

    بزرگترین ظلم را متاسفانه همین دانشگاه پیام نور و آزاد و علمی کاربردی و … به این جوانان کردند.
    واقعیت این است که اگر مانند اوایل که ظرفیت این دانشگاهها بسیار پایین بود و تنها چند نفر دانش اموز ممتازی که پشت کنکور مانده و به هر دلیلی نمی توانستند در دانشگاه قبول شوند ولی مستعد بودند را جذب می کرد عمل می کردند بسیار مناسب بود
    ولی طمع شهریه کاری کرد که در به روی همه باز شد
    چه مستعد چه غیر مستعد همه فوق لیسانس و دکتر شدند
    توده مردم هم به این امر کار ندارند که مدرک مال کدام دانشکاه است. همه فوق لیسانس و دکتر هستند
    همین سم مهلک چند عارضه وحشتناک ایجاد می نماید که کل جامعه و خانواده ها و فرهنگ و اقتصاد این مملبکت را تهدید می نماید:
    ۱٫ فردی که مستعد نیست ولی با پول مدرک میگیرد و ادامه می دهد بی گمان در ازمون های استخدامی میماند و یا شرکتهای خصوصی به درد بخور مدرکش را قبول ندارند
    ۲٫ با بی ارزش شدن مدرک، دانشجویان دانشگاههای مادر نیز بی انگیزه شده و مانند قبل تحصیل نمی کنند
    ۳٫اساتید و معلمان دیگر نمیتوانند مانند گذشته بر روی درس خواندن دانش اموزان و دانشجویان خود تاکید کنند چون مدرک و تحصیل بی ارزش شده است(نگارنده فراموش نمیکند که اوایل دولت اقای احمدی نژاد که ظرفیت دانشگاهها کاملا غیر کارشناسی چندین برابر شد)، یکی از اساتید نامدار دانشگاهی کشور به دانشجوی خود گفته بود مدرکت دیگر به درد نمیخورد سریع رساله ات را “سمبل” کن که موج جدیدها نرسد!)
    ۴٫ خود همین تحصیل کردگان دانشگاههای سطح پایین که از قضا فوق لیسانس و دکترا هم دارند هم عمرشان بر باد می رود، هم حرفه دیگری نمی اموزند، هم سربار جامعه می شوند، هم جامعه را از استاد کار و کارگر و بنا و مکانیک و… محروم میکنند و هم…
    ۵٫ نهایتا جامعه تهی از هر دو نوع متخصص و کارگر می شود. چون متخصصش واقعا مثل قبل با انگیزه درس نخوانده و کارگش هم مدعی تحصیلات دانشگاهیست و کار نمیکند

    جامعه ای رها به حال خود.
    راه حل جمع کردن بساط این دانشگاههای افسار گسیخته است و بس.

  7. ناشناس

    روز ی ۹۰ هزار تومان، در صورتی که ۲۵ روز در ماه کار کند می شود ۲۲۵۰ هزار تومان، مطمانا الان دیگر کار در اداره دولتی پیدا نمی شود مگر اینکه خیلی پارتی داشته باشی در تهران هم شرکت های خصوصی با توجه به تحصیلات ایشان بیشتر از ۲ میلیون تومان حقوق نمی دهند که اگر هزینه های زندگی را از ان کم کنیم چیزی نمی ماند. به نظر من ایشان ۲ سال کولبری کند و سرمایه اندکی جمع کنند و کار دیگری را با ان شروع کنند خیلی بهتر است تا اینکه در به در دنبال استخدام در این اداره و آن اداره باشد شاید اگر به جای درس خواندن ان سال ها را کولبری کرده بود الان حداقل سرمایه ای جهت زندگی داشت دوران درس خواندن به امید شغل و پول تمام شد و این را باید خانواده های ما بدانند وبه بچه های خود انتقال دهند نه اینکه کسی درس نخواند، اما به امید شغل و پول درس خواندن اشتباه محض است. مگر کسانی که به نحوی نخبه محسوب می شوند و در دانشگاه های معتبر تحصیل می کنند که تعداد انها هم شاید ۵ درصد افرادی باشد که الان دارند درس می خوانند

  8. بهزاد

    برادر مدرک بی رانت و پارتی ؛ یعنی خودروی بی بنزین .
    روزگار غریبی است …

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -

پایگاه خبری ،تحلیلی سلام پاوه |