2 Comments

  1. 1

    کیهان لطفی پور

    فرد هالیدی،متخصص تاریخ تحولات اجتماعی خاورمیانه در کتاب معروف خود”دیکتاتوری و توسعه سرمایه داری در ایران” این نکته مهم را مطرح می کند که نخبگان و پژوهشگران ایران همواره نگاهی غایت انگارانه و کلی گرایانه به مبحث توسعه داشته اند و هیچگاه این سوال را مطرح نکرده اند که محتوای طبقاتی بحث توسعه چیست و سیاستهای توسعه ای اساسا به نفع و به ضرر چه طبقاتی می باشد؟آیا تمام مردم جامعه کلیت یکپارچه ای را تشکیل می دهند که به یکسان از سیاستهای توسعه ای بهره مند می شوند؟

    اکثرکسانی که دررابطه با توسعه بومی و منطقه ای قلم فرسایی می کنند نیز متاسفانه در همین چهارچوب مینگرند و نمیتوانند افق و چشم انداز بنیادا متفاوتی را پیش روی جامعه قرار بدهند.

    آیاافزایش سرمایه گذاری لزوما منجربه کاهش بیکاری و افزایش سطح رفاه جامعه خواهد داشت؟در نگاه اول جواب این سوال مثبت است ولی در واقعیت جواب خیر است.

    چرا؟بایستی مکانیسمی زیرین و پنهان در ورای واقعیتهای قابل مشاهده جامعه را درک کنیم و آن نقش سود و ارزش افزوده در سرمایه گذاری است،سرمایه دار بخش خصوصی نه عاشق چشم و ابروی مردم پاوه و هورامان است و نه به فکرتوسعه منطقه ای و زدودن غباربیکاری و توسعه نیافتگی از چهره مات گرفته مردم محروم اورامانات،تنها چیزی که سرمایه دار بومی و خصوصی دنبالش میدود،سود است،یعنی باید به ازای هر 1000 تومان سرمایه گذاری،1 تومان به ارزش سرمایه قبلی بیفزاید،

    بخش خصوصی به این دلیل در پاوه سرمایه گذاری نمیکند که برایش سود آور نیست وگرنه شک نکنید که در صورت سودآوری در کوتاه ترین زمان ممکن به سرمایه گذاری اقدام خواهد کرد،صرف سرمایه گذاری و احداث کارخانه و بنگاه تولیدی برای توسعه کافی نیست چرا که محصولی که تولید میشود باید در بازار به فروش برود،و در این حال محصول و کالای تولید شده وارد عرصه رقابت با دیگرتولیدکنندگان می شود،از آنجایی که اکثرکارخانه ها و شرکت های معتبر ایرانی در عرصه رقابت با شرکتهای خارجی بازنده ای از پیش باخته نیستند دیگر تکلیف کارخانه و صنعت بومی که در پاوه راه اندازی می شود،در بازار ایران نیز معلوم است،از طرف دیگر مگر با احداث کارخانه و کارگاه چند نفر به استخدام درمی آیند و صاحب کار می شوند؟اساسا با مکانیزاسیون و اتوماتیزاسیون پروسه تولید نیاز به نیروی انسانی روز به روز کاهش می یابد و ماشین جایگزین انسان می شود،سرمایه گذار هم در درجه اول سود برایش مهم است و نه اشتغال نیروی کار و تحصیل کرده..تجربه احداث سد داریان با هیاهو و تبلیغات فراوان طیفهای مختلف خودبیانگر این واقعیت است:استخدام نیروی کار در کوتاه مدت و در بدترین شرایط کاری و حقوق و دستمزد پایین و عدم پرداخت دستمزدهاکه گاهی به شش ماه می رسید،خود نشاندهنده این مطلب است که هرجا سودآوری کارگران برای سرمایه کاهش بیابد و سرمایه گذار نیازی به آنها نداشته باشد در کوتاه ترین زمان ممکن آنها را تعدیل کرده و اخراج میکند.

    کسانی که هر روز در رسانه ها از نبود سرمایه گذاری و کارخانجات صنعتی و تولیدی در پاوه و هورامان شکواییه و ناله سرمی زنند یکبار به این سوال جواب بدهند که چرا بیش ازنیمی از کارخانجات صنعتی و تولیدی اطراف تهران و اصفهان و یزد و تبریز تعطیل شده اند؟چرا نرخ بیکاری در این مناطق علی رغم نرخ بالای سرمایه گذاری تفاوت چندانی با سایر مناطق کشور ندارد؟چرا سطح رفاه و معیشت مردم عادی و کارگران شاغل در این کارخانجات در حد بخور و نمیر باقی مانده است؟چرا کارگران شاغل در این کارخانجات همواره خطر اخراج و تعدیل نیرو را همچون شمشیر دموکلیس بر فرازخود می بینند؟چرا فاصله طبقاتی در صنعتی ترین شهر کشور،تهران،تا به این اندازه فاجعه بارو زیاد است؟چرا حداقل دستمزد هنوز به یک میلیون تومان نرسیده درحالیکه سطح فقر بالای 2میلیون و 900 هزار تومان است؟توماس پیکیتی در کتاب ”سرمایه در قرن بیست و یکم”در مطالعه ای تاریخی تطبیقی به درستی اثبات می کند که باافزایش سرمایه گذاری در سطح جهان در فاصله 1980 الی 2004،سطح رفاه و توسعه در کشورهای جهان نه تنها بهبود پیدانکرده بلکه ضریب جینی و فقر و فاصله طبقاتی روزبروز افزایش پیدا کرده است…مخلص کلام اینکه طرح های توسعه شهری و منطقه ای بدون توجه به واقعیتهای بنیادین اقتصادسرمایه داری و مکانیزم های تولید و توزیع ثروت و کالاهای مادی جامعه به کوره راهی خواهند رسید که همکنون اقتصادکنونی جهان و ایران در آن به سر می برند

    کیهان لطفی پور

    پاسخ دادن
    1. 1.1

      ناشناس

      سلام جناب لطفی پور
      ممنون از اظهار نظر پر بارتان!!!!؛
      اگر چه استان کردستان مد نظر مصاحبه گر بوده است!؛ اما :
      می توان گفت که برای اورامانات وتمام مناطق غرب کشور نیز بعلت تشابه عوامل…موضوعیت خواهد داشت!؛؟
      برادر دانا ومحترم ،بنده نیز:
      تهدیدات و محدودیت هایی را که در کامنتتان اشارهفرموده اید (بدون نیاز به هیچ منبع وماخذی وصرفا با منطق واعلام خودتان) بعنوان محدودیتوتهدید قبول داشته ومنکر نمی شوم!؛
      اما: این را هم باید بپذیریم که درمقابل تهدیدها فرصت ها …ودرمقابل محدودیت ها مزیت ها…را می شود برشمرد!؛
      باور بفرمائید ؛من هم :
      خوشبینی مطلق را مقبول نمی دانم همچنان که بدبینی مطلق را نیز هیچگاه قبول نداشته ام!؛؟ معتقد هستم!؛ که: باید بر تفکر استراتژیک ،
      بر واقعبینی هوشمندانه و…. تاکید داشته باشیم تا
      بتوانیم بافراهم ساختن موجبات برنامه ریزی ومدیدیت استراتژیک….
      گامهای هرچه موثرتری در جهت توسعه متوازن وپایدار وفراگیر (باچشم انداز ی بسیار وسیع وبسیار دوربرد حتی بین قاره ای)برداریم
      فرموده اید !؛که:
      تکنولوژی روز آمد اشتغال را محو می کند آن مطلق گویی را نیز ، موافق نیستم!؛؟
      برای نمونه کمپانی سامسونگ نزدیک به سیصد هزارنفر اشتغال مستقیم دارد وچنانچه تا مبایل و…فروش های میدان پاوه را هم به حساب بیاوریم تعداد نجومی نجومی خواهد شد وبیشمار نمونه های دیگر …..!؟
      بنده دراین مصاحبه:
      به رسم معمول تنها پرسشهای مصاحبه گر محترم را پاسخ داده ام؛ ایشان در پرسش
      آخر راهکار های برون رفت خواست!؛ درپاسخ، هفت راهکار ارائه داده ام !؛
      در آن جا تا حد ملموسی به دغدغه های شما از پیش توجه شده است!؛
      لذا :
      از آن عزیز دانا واهل مطالعه درخواست می کنم !؛که :یکبار دیگر بر پاسخ پرسش آخر متمرکز شوید وپس از بازخوانی ، آن هفت مورد ویا هر یک را که خود تشخیص می دهید نقد فرموده وبا حذف واضافه پیشنهاداتی علمی وعملی ارائه بفرمائید!
      آنچه که آنجا گفته شده اقتضای تجربیات وتاحدی دانسته های آکادمیک خودم بوده است!؛
      مطلق گویی ننموده ونخواهم نمود !؛
      نقد واظهار نظر شما وبقیه عزیزان تحصیل کرده ی رشته های مرتبط ومجربین اورامانات وکردستان ودور ونزدیک را مغتنم دانسته با افتخار آن را: مزیت وفرصت هم افزایانه دانسته تا سرحد امکان به اشتراک می گذارم وازقبل صمیمانه تشکر می کنم !!!

      پاسخ دادن

نظر دادن

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.