4 Comments

  1. 4

    نسیم منوچهری

    با سپاس از قلم زیبایتان.شاگرد همیشگیتان

    پاسخ دادن
  2. 3

    عبدالباسط فتحی

    با سلام خدمت جملگی مخاطبان و سپاس از جناب آقای مستوفی ارجمند؛
    با آنکه متن اندکی طویل بود و برای مخاطب تنگ حوصله امروزی، اختصار لازمه نخست نوشتن می نماید لیک مطلب شما را تا انتها و با دقت دو بار مطالعه نمودم تحلیل آن مقال و مجالی مناسب می طلبد لذا این مهم را به دوستان می سپارم و بنده تنها می خواستم بعنوان شهروندي از بانه وره به دور از تملقات معمول، از شما به پاس خدمات بی دریغ، نگاه بدیع و دغدغه های به روز تان صمیمانه اعلان سپاسگزاری نمایم…
    گرچه ” امید ” چاشنی انتهای کلام شما بود و ” یأس ” از مسلمانی بدور است اما آنچه واقعیت غیرقابل انکار است آنکه آموزش و پرورش ما بیمار است و علاجش فراتر از دستان کوچک و توان اندک رؤساي دلسوزی چون شمای نوعی در محدوده کوچک و حاشیه جغرافياي تصمیم گیران اصلی است و نگاه باید در سطح کلانش دستخوش تغییر شود که گویا فعلا در بلاد ما گوشی بدهکار چنین اموری نیست! اما همین شیوه پرداخت به مسائل، برای من مخاطب، درخور درنگ و توجه بود و خواندن مطلب شما نه تنها خالی از لطف نبود بلکه حس خوبی بهمراه داشت و همین احساس، ناگزیر از اعلام سپاس و تقدیرم ساخت…
    مجددا سپاس از شما و با آرزوي توفيق برای عموم کارکنان آموزش و پرورش که امثال من نوعی، مدیون شمائیم…

    پاسخ دادن
  3. 2

    محمود رستمی تبار

    سلام
    یک نکته اصلی در نوشته جناب مستوفی است و آن لزوم تغییر و تحول مداوم در آموزش و پرورش در راستای تغییر و تحولات فکر و اندیشه و پیشرفت بشر. چرا که اگر چنین نبود آدم علیه السلام برای هدایت بشر کفایت می کرد. نکته بعدی که در درون همین مبحث می گنجد و ایشان به صراحت هم اشاره کرده اند وجود نسلی نو بنام کودکان عصر دیجیتال است. متاسفانه در این بعد ظاهرا آموزش و پرورش ما هنوز در پاسخ این پرسش سرگردان است که با این کودکان چگونه رفتار کند. در حالیکه در بسیاری از کشورها دیجیتال به کمک معلمان آمده است و موبایل ابزاری حرام نیست ما به جهت عدم پی نبردن به راهکارهای سازنده بکارگیری این ابزار با مشاهده آن در دست شاگردان ابزار جرم تلقی و ضبط می نماییم.
    مبحث سوم که اشارت نرفته است لزوم زیر بنا دانستن آموزش و پرورش است. اما در چند سال اخیر با تغییراتی که بیشتر نگاه بودجه ای داشته با حذف زودهنگام بسیاری از معلمان کارکشته به نام بازنشستگی زود هنگام, و در نتیجه ازدحام بیش از حد در کلاس های درس , پرداخت و تخصیص حداقل سرانه دانش آموزی که این نوع بودجه بندی خود جای بحث دارد, عدم توجه به معاش معلمان به هر دلیل, سردرگمی دانشگاه فرهنگیان در برخورد با دانشجو معلمان و عدم برنامه ریزی به روز در محتوی درسی, عدم توجه به درستی بکارگیری فارغ التحصیلان آن و …. از مشکلات نظام آموزشی ماست. شاید بهتر بود دولت محترم و نمایندگان مجلس همیشه به آموزش و پروش بعنوان سنگ زیربنای جامعه نگاه کنند , در عمل نه در شعار و نه فقط در اول مهر و هفته معلم .
    تصور کنید آموزگاری با 35 نفر شاگرد که یا پیش دبستانی نرفته اند, یا در مهد کودک فقط رقص و آواز آموخته اند و یا اینکه در خانواده ای بزرگ شده اند که مهارت بدست گرفتن مداد را برای نقاشی هم ناموخته اند ,چکار کند.آن وقت است که سهم مردودی های پایه اول دبستان به 47000 نفر خواهد رسید.
    جناب مستوفی کاش آموزش پرورش زیربنا بود و آموزش مهارت های زندگی اولویت اول و تحویل حجم عظیمی از دیپلمه ها در پشت درب دانشگاههای غیرکاربردی هدف نباشد.

    پاسخ دادن
  4. 1

    فاتح سعیدی

    با سپاس و تشکر ویژە خدمت برادر بزرگوار جناب آقای مستوفی ،نگارنده متن زیبا و ادیبانه اش به مناسبت آغاز سال تحصیلی و وظیفه ی خطیر آموزش و پرورش و امیدها و رویاهای والدین به کار معلمین در تربیت فرزندان .
    قلمت روان و پایدار باشی .

    پاسخ دادن

نظر دادن

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.