2 Comments

  1. 1

    مختارجباری

    با دروود خدمت دوست گرامی وعزیزآقای غلامی
    با سپاس از مطلب جالب ومفیدتان ، البته بد نبود به تاریخچه وعلل روانی روی دادن چند تا ازجنگ ها بخصوص دردوران معاصر نیز اشاره می کردید .متاسفانه به گواه تاریخ این صندلی واریکه ی قدرت آنچنان جذبه ولذتی دارد که هرکس برآن تکیه کرد آنگونه ازخودبی خود ومتوهم می شود که گویی می خواهد فرمانرواومالک این کره خاکی شود البته اگر امکاناتش رادارا باشدبه مانند هیتلر وهرچه زمان زمامداریش بیشترشود متوهم ترودیوانه تر می شود.یادمان نرود نیت غایی اکثر جنگ ها کسب منابع بیشتر یا همان پول است ولی نه همه ی آنها.
    البته اگر قراربود بود که جهان با پند واندرز وتوصیه های اخلاقی اصلاح میشدبه گمان بنده همین یک بیت سعدی برای پایان دادن هر جنگ ونزاعی کافی می بود آنجا که می فرماید :((به مردی که ملک سراسر زمین –نیارزدکه خونی چکد بر زمین))ولی کو گوش شنوا.ذکراین نکته هم خالی از لطف نیست که درتاریخ جنگ ها بخصوص دردوران معاصر هیچ گاه یک کشور دموکراتیک با یک کشور دموکراتیک دیگر واردجنگ نشده است همیشه یک یادوسوی جنگ کشوری توتالیترو دیکتاتوری بوده است.

    پاسخ دادن
    1. 1.1

      ادم

      جناب آقای جباری دوست گرامی
      از اظهار لطف شما سپاسگذارم
      شاید در دوران قرون وسطی و پیش از آن جنگ ضرورتی انکار ناپذیر می نمود تا جاییکه افلاطون جنگاوران را طبقه ای از مدینه فاضله می داند که دارای هیجان و شجاعت هستند اما با سپری شدن قرون وسطی افعال انسانی به نقد کشیده شد و از اسپینوزا تا نیچه شاهد چالش جدی برای عملکرد و افعال انسانی هستیم و فعلی که تا دیروز شجاعت نام داشت امروز انفعال نام گرفت و فعلی آلوده به خود خواهی و انگیزه های درونی خوانده شد اریک فروم در کتاب آناتومی ویرانسازی موضوع را مورد بررسی قرار داده و نمونه های بسیاری را ذکر کرده است اما به گمان نگارنده رویکرد نوین به نسبت موضوع جنگ و ستیز و ویرانگری و خشونت مدیون فلسفه نیچه می باشد و والتر بنیامین و اشمیت و ژیژک و فوکو و فروم و دیگران وامدار فلسفه نیچه هستند از طرفی تصور می کنم کسی چون صادق هدایت از بزرگترین منتقدان فلسفه نیچه است چرا که محور اصلی هدایت مرگ است در حالیکه نیچه از زندگی می گوید.
      بنابراین پرسش ما در این نوشتار این است آیا جنگ ابزاری برای زندگیست یا ملازم و همرام زندگی و ضرورتی انکار ناپذیر است؟ و مقصود ما صرفا جنگ حکومتها با یکدیگر نیست بلکه به گفته هابز جنگ و تهدید مردم علیه مردم یا همه علیه همه را در نظر داریم.
      با سپاس و احترام

      پاسخ دادن

نظر دادن

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *