39 Comments

  1. 32

    بیکار

    آقای مهرنوس جوابتون رو زیر کامنتتون نوشتم …

    پاسخ دادن
    1. 32.1

      دانا مهرنوس

      سلام برادر ممنونم ان شاء الله بیشتر باهم آشنا بشیم
      dtarkh@gmail.com

      پاسخ دادن
  2. 31

    دانا مهرنوس

    جواب برادر عزیزمان با نام مستعار{ بیکار}

    سلام برادر ممنونم از نظرتان تشکر

    اما یک نکته قابل تامل است که نوشته اید کریستن سن در کتاب ایران در زمان ساسانیان میگوید :که زبان رسمی دوران ساسانیان زبان هورامی بوده است.

    متن کتاب ایران در زمان ساسانیان نوشته آرتور کریستن سن در مورد زبان رسمی بدین گونه است:

    { قبل از كشفيات تركستان چين، از زبانهاى متوسط ايران فقط دو زبان معلوم بود، يكى پهلوى ساسانى، كه در جنوب غربى ايران (پارس) متداول و زبان رسمى ساسانيان بشمار ميرفته است: ديگر زبانى، كه در بعضى كتيبه هاى پادشاهان اول ساسانى در كنار خطوط پهلوى سابق الذكر منقور است و در آغاز دانشمندان آنرا لغت كلدانى پهلوى( Chaldaeo –Pehlevi) مى ناميدند، كه چندان اسم مناسبى نبود. آندرآس(Andreas) اين لغت اخير را پهلوى اشكانى، كه زبان رسمى دربار پارت بوده، تشخيص داد.}

    ( ايران در زمان ساسانيان، آرتور كرستين سن، ترجمه: رشيد ياسمى، تهران: دنیای کتاب ،چاپ ششم 1368، ص 77.)

    زبان اشكانيان متعلق به لغت ايران مركزى است، كه فعلا لهجه هاى ايالات ساحل بحر خزر و سمنانى و لحن هاى نواحى كاشان و اصفهان و لهجه گورانى و غيره از آن حكايت ميكند.(همان ، صفحه 79)

    پنج قرن و نيم پس از سقوط دولت هخامنشى، پارسيان همه اقوام ايرانى را مجددا در تحت قدرت خويش آورده، شاهنشاهى جديدى در شرق تأسيس كردند، كه با امپراطورى روم پهلو ميزد. تمدن ساسانى اگرچه دنباله تمدن اشكانى بود، ولى مجدد و مكمل آن محسوب ميشد. بقاى رسوم عهد اشكانى از آثارى نمايان است، كه در لغت دوره ساسانى باقى گذاشته است، زيرا كه لهجه ايالت پارس، يعنى ايرانى جنوب غربى، كه زبان رسمى دولت شاهنشاهى جديد گرديد و مقام زبان ايرانى شمال غرب را، كه در دربار اشكانى متداول بود، احراز كرد، مقدار كثيرى از لغات و اصطلاحات مختلفه از سلف خود عاريه نمود «3». بعلاوه پادشاهان ساسانى در قرن سوم ميلادى هنوز در كتيبه هاى خود زبان پهلوى اشكانى را با زبان پهلوى ساسانى توأما بكار ميبردند.( همان ، ص 144)

    ادوارد براون می نویسد :
    پهلوى زبان رسمى ايران در دوره فرمانروائى ساسانيان (226 – 651 ميلادى)، و تا دو يا سه قرن بعد از آن نيز زبان مذهبى مؤبدان زردشتى بوده است. دكتر ا. و. وست E .W .West ) كه شايد بزرگترين محقق اروپائى در اين زمينه باشد) مقدار آثارى را كه از اين زبان باقى مانده است بتقريب برابر توراة مى داند. اين نوشته ها بيشتر دينى و مربوط به مراسم كيش زردشت مى باشند. علاوه براين آثار نوشته هاى ديگرى نيز بر روى سنگ و سكه و جواهر باقى مانده است كه از نيمه هاى قرن سوم ميلادى به بعد ساخته شده اند. اين زبان پهلوى، كه نياى زبان فارسى امروز شمرده مى شود، خود در اصل زاده زبان فارسى باستان است، كه نمونه هاى آن در سنگنبشته هاى تخت جمشيد و بيستون و جاهاى ديگر، كه به فرمان داريوش كبير و شاهان هخامنشى بعد از وى ساخته شده اند، به ما رسيده است.
    ( تاريخ ادبيات ايران از فردوسى تا سعدى، ادوارد براون، ترجمه: فتح الله مجتبائى و غلام حسين صدرى افشار، تهران: مروارید، چاپ چهارم 1367، ج 1ص 12-13.)

    و نیز می نویسد: دودمان ساسانى (226 – 651 ب. م.)، كه در عهد سلطنت آنان پهلوى زبان رسمى كشور و زبان معابد زردشتى گرديد. اين زبان فرزند پارسى باستان و پدر فارسى جديد بشمار مى رود. ( همان ج 1، ص 13)

    عباس قدیانی نیز در باره زبان پهلوی می نویسد:
    از زبانهاى متروك ايرانى، از ريشه هند و اروپايى كه دنباله فارسى باستان (فارسى هخامنشى) به شمار مى رود، و فارسى كنونى نتيجه آن است. زبان پهلوى، كه به اصطلاح دقيقتر فارسى ميانه نيز خوانده مى شود، اصلا متعلق به فارسى است، در زمان ساسانيان زبان رسمى ايران بوده و پس از استقرار اسلام در ايران به صورت فارسى كنونى درآمده. از زبانهاى پهلوى بيش از همه زبانهاى ايرانى ميانه آثارى به جا مانده است. اين آثار شامل كتيبه هاى ساسانى، عبارات سكه ها و ظروف مى باشد.
    (فرهنگ جامع تاريخ ايران، عباس قديانى، تهران: آرون، چاپ ششم 1387، ج1، ص 221.)

    فصل الخطاب اینکه زبان رسمی ساسانیان فارسی بوده هرمزان می باشد که بعد از جنگ های زیادی به اسارت مسلمین درآمد
    طبری درباره وی می نویسد: هرمزان يکي از خاندان هاي هفتگانه ايران بود
    (تاريخ الامم و الملوک (= تاريخ طبري)ابوجعفر محمد بن جرير طبری، تحقيق محمد ابوالفضل ابراهيم. بيروت: دارالتراث،، چاپ دوم 1387ق/1967م. ج4، ص72 )

    ابن خلدون مي نويسد: او از مردم خوزستان و از خاندان هاي هفتگانه ايراني بوده است
    تاريخ ابن خلدون (= ديوان المبتدأ و الخبر في تاريخ العرب و البربر و من عاصرهم من ذوي الشأن الاکبر) تحقيق خليل شحاده. بيروت: دارالفكر، چاپ دوم 1408ق/1988م. ج2، ص550 )

    طبری می نویسد وی به فارسي سخن گفته و مغيره بن شعبه که تا حدودي فارسي مي دانست مترجم وي بوده است.

    (تاريخ الامم و الملوک (= تاريخ طبري)ابوجعفر محمد بن جرير طبری، تحقيق محمد ابوالفضل ابراهيم. بيروت: دارالتراث، چاپ دوم 1387ق/1967م. ج4، ص88 )

    پاسخ دادن
    1. 31.1

      بیکار

      جناب آقای مهر نوس تشکر از لطفتون به خاطر پاسخ دادن
      بنده یک اشتباه مرتکب شدم و آن هم اینکه: به جای نوشتن پهلوی (فارغ از اشکانی یا ساسانی بودن) نوشتم هورامی ، از شما تشکر میکنم که اشتباه مرا گوشزد کردید البته منظور من این است که زبان پهلوی و فارغ از شعبه هایش اگر با هورامی یکی نباشند میتوان گفت هورامی نزدیکترین زبان به پهلوی است .البته در باب تقسیم زبان پهلوی برخی ها بر این عقیده اند که خط پهلوی ساسانی کتیبه ای یا پهلوی کتابی وجود دارد که برای نوشتن کتابهای پارسی میانه بکار میرود. حتی پروفسورکزازی هم میگفتند پیوند هورامی و پهلوی غیر قابل انکار است (البته مطلب در این باب زیاد است که در اینجا مجال آن نیست) .به یاد دارم چند سال پیش کتابی از دکتر باستانی را خواندم که در آن میگفت که: در یکی از شهرهای عراق مشغول قدم زدن در بازار بودم که حرف زن دو نفر توجه مرا جلب کرد وقتی دقت کردم دیدم آنها به پهلوی صحبت میکنند جالبه که آن دو نفر هورامی بوده اند.
      اما در پایان باید عرض کنم که این مطلب شما بر خلاف مطالب دیگران نشان دهنده ی این است که شما در باره ی این موضوع تحقیق کرده اید پس این منابع باعث ارزش و اعتبار مطلب ششماست هرچند این وسط ما هم در باره ی آن نظر دادیم ولی این حرفهای (چه صحیح و چه غلط) باعث نمیشود که از ارزش مطلب شما کم شود …با تشکر از شما

      پاسخ دادن
  3. 30

    بیکار

    سلام آقای مهرنوس، مطلبی را که نوشتید قابل تامل است هرچند که شما را نمیشنام، اما این به معنی خالی از ایراد بودن نوشته ی شما نیست. هجمه هایی هم که الان بر ضد شما شکل گرفته فقط به خاطر ساختار شکنیی بوده که انجام دادید و چیزی را که مردم سالها باور کرده اند به چالش کشیدید … فارغ از همه ی اینها ما میتوانیم هم نظریات قبلی و هم نوشته ی شما را به عنوان یکی از چندین وجه تسمیه ی پاوه بپذیریم اما این وسط نوشته ی شما از باب تحقیقی و علمی بودن ، قابل استناد تر است …
    البته از چند باب دیگر نیز میتوان نوشته ی شما را بررسی کرد ،در بحث زبانشناسی تقریبا تمام گفته های شما صحیح است بجز یکی دو مورد در جزئیات ، و حتی در بحث تاریخی هم حق با شماست ( چون ایرانیان در زمان ساسانیان و پیش از آن مشترکات زیادی داشتند و یا به عبارتی یک گروه بودند به نحوی که کریستین سن در کتاب ایران در زمان ساسانیان میگوید :که زبان رسمی دوران ساسانیان زبان هورامی بوده است پس با علم به این مطالب راحت تر میتوان وجه تسمیه ی مناطق مختلف ایران را به هم مرتبط دانست ) برای نمونه در کتابهای دکتر باستانی پاریزی به این موضوعات و ریشه یابی خیلی از کلمات پرداخته شده …

    پاسخ دادن
  4. 29

    دانا مهرنوس

    جواب برادر عزیزمان { سپهبد پاو}

    نخست اینکه اگر از ایین مهری ومردوک در ابتدای مطلب سخن رانده ام به خاطر این است قدمت منطقه را ثابت کنم که خدای نکرده شما نفرمایید پاوه وهورامان گذشته تاریخی نداشته…

    ××× در عجبم برادر چه می گویید، سخنی بسیارعجیب!!!

    شما کتابهای مردوخ وسیر الاکراد را برای چندین بار رد کرده اید وبر کتاب ببخشید ابکی خودتان!!!اصرار میورزید!!

    ××× برادر عزیز بار دیگر می گویم واقعه آمدن پاو بن شاپور 1400 سال پیش بوده است و در هیچ یک از منابع تاریخی سخن آمدن وی به پاوه نیامده است . متاسفانه شما به جای ارجاع به منابع به تحقیقات تاریخی ارجاع میدهید و چون همان تحقیقات چه مردوخ و یا هر تحقیق دیگری که شما به آن استناد می کنید به منابع تاریخی ارجاع نداده اند روایت آمدن پاو بن شاپور از سوی آنان غیر قابل قبول است.

    شما تقصیری ندارید سیستم اموزشی ودانشگاهی ما وسواد وپشتوانه علمی برخی از استادان دانشگاه!!!!این بلا رو سرما اوردند!(کشک وروه نی ویمانه .وکلاشوو سوقات وه شی بان!!)

    ××× خودتان پاسخ این حرفتان را بدهید من چیزی نمی گویم

    شما میگید تا منبع کتاب مردوخ وسیر الاکراد وتاریخ بدلیسی مشخص نشود من حرف هیچ کسی راقبول ندارم ..وحرف عوام !!!!راهم قبول نمیکنید..اولا خیلی از استنادات تاریخ ومردم کرد از کتاب بدلیسی اخذ شده .یعنی اینکه باید تاریخ کرد وکردستان از اول نوشته بشه!!!!چون کتاب بدلیسی راخود ایشان نوشته اندانراقبول نمیکنید؟؟..یعنی چه !!؟؟

    ×××برادر عزیز شما نه به متن اول در مورد وجه تسمیه پاوه و نه به جوابها هیچ دقتی نکرده اید !!! کتاب شرفخان برای دوره خود منبع تاریخیست اما برای دوره های پیش از خود منبع محسوب نشده و اگر سخنی بدون منبع نوشته باشد به طوری که در سایر منابع نیامده، به یقین غیر قابل استناد می باشد که نمونه ی آن( همچون آمدن پاو بن شاپور به پاوه در کتاب مردوخ ) در شرفنامه آمدن بغدوز الکردی به سوی پیامبر(ص) می باشد.( شرفنامه، شرف خان بدليسى، مصحح: ولاديمير ولييامينوف،انتشارات اساطير، تهران، چاپ، اول، 1377شمسی، ج 1، ص: 17،) و چون از منابع تاریخ استفاده نکرده به هیچ عنوان قابل قبول نمی باشد اما باز شما اصرار کنید که چون شرف خان است باید آن را قبول کرد. سخن مرحوم مردوخ نیز همچون شرفخان در این روایت غیرقابل استناد می باشد چرا که هیچ یک از منابع تاریخ از آمدن پاو بن شاپور به پاوه سخن نگفته اند.

    اصلا شما کتابی تاریخی که نشان دهنده پوشاک ومعماری کردستان وهورامانات باشه رو به من نشان بدید..یعنی چون کتابی تاریخی در این زمینه نیست پس پوشاک ما هم جعلی است؟؟!!!

    ×××قیاس مع الفارق میکنید برادر و ارجاع دادن به تاریخ را با مثالهایی که هیچ ربطی به موضوع ندارند به هم می آمیزید.

    شما مرتب از عوام صحبت میکنید!!معنای عوام به نظرشما چیست؟؟؟

    ××× تمام کسانی که روش تحقیق در تاریخ را نمی دانند برای رشته تاریخ عوام هستند من خود برای رشته هایی چون مهندسی ، پزشکی ، پرستاری عوام می باشم برادر، اگر من 2 یا 3 جلد کتاب روانشناسی بخوانم و با یک روانشناس بحث کنم قطعا روانشناس مرا عوام می داند تاریخ نیز بدین گونه است برادر، اگر شما روش تحقیق در تاریخ را بلد نباشید و بر منابع آگاه نباشید نسبت به رشته تاریخ عوام محسوب می شوید

    به باور بنده عوام همان دانشجویان دور وبر میدان انقلاب تهران هستند که برای خریدن پایان نامه اشان پرسه میزنند!!!!!عوام همان استادان دانشگاه هستند که نمره سوغاتی میدهند!!!!عوام همان دانشجویان انلاین تلگرامی هستند که سالی یکبار مغز واندیشه اشان را باخواندن کتاب انلاین نمیکنند!!!!عوام برخی ازدانشگاهای ماهستند که به زور وباهر دیپلم وبا انواع بنر وتبلیغات جوانان رابه دانشگاه میکشانند!!!(البته دست وقلم دانشجویان واستادان خردمند وعاشق دانایی را میبوسم هرچند جمعیتشان خیلی خیلی کم است)عوام همان شهروندی است که درطول عمرش گذرش به کتابفروشی باز نشده!!!!درپاوه وشهرهای اطراف حدود ۱۰دانشگاه!!!وجود دارد باچندهزار دانشجو..اگه ازتمام این همه دانشجو فقط ۱۰۰نفرشان پیگیر مسایل منطقه میبودند الان این وضعیت منطقه نبود!!!از تیراژ ۵۰۰جلدی کتابهایمان میدانیم دانشجو یعنی چه!!!

    ××× برادر آشکار به تمام دانشجویان و استادان توهین میکنید و ملتی را عامدانه نادان می نامید.

    اما ان روستایی ان پیرزن وپیرمردی که سینه هایشان پراز مطالب ارزشمند وخاطرات تاریخی است را نباید عوام دانست..دهها کتاب تاریخی ورمان وداستان باارزش اروپا وجهان براساس سخنان سالخوردگان نوشته شده والان براساس انها کتابهای فاخر وفیلمهای پرفروش هالیوودی واقتباس وفیلنامه ساخته میشود..لطفا حرفهای اینگونه اشخاص را عوامانه تلقی نکنید…

    ××× تمامی سخنان پدر بزرگان و مادربزرگان و ریش سفیدان ما در مورد دوره خود ارزشمند و در مورد 1400 سال پیش غیر قابل استناد می باشند.

    جنگ بزرگ دزلی مریوان هم حقیقت دارد واز ان بنام جنگ مسلمان وگاور(زردشتی)یاد میشود(گورستان دها نفری اصحاب دراین روستا

    ××× برادر عزیز اگر به منابع تاریخی نگاهی بیندازید و و تمامی کتبی که در مورد فتوحات مسلمین نوشته اند نظر کنید خواهید دید که نامی از دزلی نیا مده است و آنچه که شما میگویید بر اساس منابع نیست و مستند نمی باشد.
    از آن ده ها اصحاب ده نفرشان را نام ببرید تا بگویم آنان دقیقا در کدام مناطق اسلامی وفات نموده یا شهید شده اند
    چرا که قبور اصحاب منطقه از آن اصحاب نمی باشند.

    ).. خیلی از نوشته ها نیز در قالب بیاض ونسخه های قدیمی امده است(اگه به بیاض ونسخه باورداشته باشید!!)الان همین نسخه ها وبیاضها باقیمت چندمیلیون دلاری در گالریهای فروش اینگونه اثار درکشورهای خارجی بفروش میرسد.وشما گویا میخواهید اسناد قرنها پیش بصورت کتاب صحافی شده چاپ افست باجلد گالینور باشد تا حرف دیگران راقبول داشته باشید!!!!!!.. .

    برادر عزیز اگر نسخه ای را دیده اید که که تاریخش به قبل از صفویه برگردد و به آمدن پاو بن شاپور به پاوه اشاره کرده باشد را در در همین صفحه آپلود کنید تشکر میکنم
    در ضمن بعضی از شجره نامه ها از اصل اشتباه نوشته شده اند همانند شجره نامه معاذی که آنرا به معاذ بن جبل می رسانند در حالی که معاذ بن جبل نسلی از وی باقی نماند و پسرش عبدالرحمن قبل وی وفات نمود.{ الاستيعاب في معرفة الأصحاب، أبو عمر يوسف بن عبد الله بن محمد بن عبد البر، المحقق: علي محمد البجاوي، بیروت: دارالجیل، الطبعة: الأولى، 1412 هـ – 1992 م، ج 3، ص 1403}

    سخن به گزاف نرود….اما در مورد نامگذاری پاوه….

    کتاب سیر الاکراد نوشته عبدالقادر بابان(نوشته شده براساس نسخ قدیمی )باز نویسی وتصحیح رئوف توکلی کتاب تاریخ وجغرافیای مردوخ و…

    ××× این دو کتاب منبع نبوده ودر مورد آمدن پاو بن شاپور به پاوه قابل قابل استناد نمی باشند.

    وکتاب تاریخ طبرستان ابن اسفندیارکه دران سلسله پاوندیان مفصل امده..تالیف۶۱۳قمری
    ××× برادر عزیز اگر تمام کتاب تاریخ طبرستان را به دقت بخوانید ابن اسفندیار از آمدن پاو به پاوه هیچ سخنی نگفته است

    نسخه وکتاب تحفه ناصری که براساس تاریخ طبرستان و…نوشته شده است
    ××× هرکتابی از روی تاریخ طبرستان نوشته شده باشد قطعا نباید از آمدن پاو به پاوه چیزی نوشته باشد چرا که خود ابن اسفندیار این واقعه را ننوشته اند

    تاریخ طبرستان ظهیرالدین مرعشی که بیوگرافی پاو وپاوندیان دران امده است

    ××× برادر عزیز، سيد ظهير الدين بن سيد نصير الدين مرعشى در کتابش با عنوان( تاريخ طبرستان و رويان و مازندران) هیچ اشاره ای به آمدن پاو به پاوه نکرده اند و حتی مصحح کتاب در مورد پاو می نویسد:
    { درباره معنى كلمه باو اطلاع صحيحى در دست نيست، غير از اين باو كه نوه كيوس بن قباد و پسر شاپور بود. بنابه تحقيق استاد ماركوارت در كتاب ايرانشهر نسب يك خانواده ديگر در ايران دوره ساسانى كه منصب مصمغانى (رياست مغان) را در رى داشته اند و مركز آنان در دنباوند (دماوند) بود- به باومغ مى رسد كه پدر ماه كوندات (ماه گونداد) بود. شخص اخير مذهب عيسوى را پذيرفت، و نام مسيحى انستاسيوس Anastasios گرفت و در 628 ميلادى به شهادت رسيد.
    در سلسله نسب باونديان مورخان نوشته اند كه ايشان از نسل باو هستند. بايد دانست كه اين نام يك اسم زردشتى مختص به مغان بوده است كه تلفظ اوستايى آن بنها Banha مى باشد و تلفظ ديگر آن به زبان پهلوى «بوهك» يا «بناك» است كه بنا به كارنامه اردشير بابكان (ترجمه دكتر مشكور ص 16 چاپ تهران 1329) با شش پسرش به اطاعت اردشير در آمد و نيز پسر هوبخت موبد موبدان شاپور دوم باهك نام داشت كه تلفظ سريانى آن باوى Bavi است.} {تاريخ طبرستان و رويان و مازندران، سيد ظهير الدين بن سيد نصير الدين مرعشى، مصحح: محمد حسين تسبيحى، تهران: انتشارات مؤسسه مطبوعاتى شرق، ش 1345، مقدمه ص 22}

    اثار الباقیه ابوریحان بیرونی که اجداد پاو تا انوشیروان عادل امده است
    ×××آثار الباقیه نیز همچون سایر منابع از آمدن پاو به پاوه خبری نداده است

    تاریخ پاوندیان(باوندیان)نوشته محمدرضاحبیبی کولای
    ×××قطعا منبع آقای حبیبی برای نوشتن تاریخ باوندیان همان کتابهای ابن اسفندیار و … می باشند که شکی نیست اگر از آن منابع استفاده کرده باشند از آمدن پاو بن پاپور به پاوه سخنی نگفته اند اگر شما دیده اید آن را با ذکر صفحه و چاپ و منبع مورد استفاده ایشان بنویسید.

    ،
    تاریخ اخبار طوال دینوری متوفی۲۸۲هجری که درباره پاوندیان سخن رانده..
    ××× برادر عزیز دینوری نام پاو را به صورت{ باد بن فیروز} نوشته اند وتنها به این بسنده کرده که از جمله یاران وفادار خسرو پرویز بوده است.{ الأخبار الطوال، أبو حنيفة أحمد بن داود الدينوري، تحقيق: عبد المنعم عامر، الناشر: دار إحياء الكتب العربي – عيسى البابي الحلبي وشركاه، القاهرة : الطبعة: الأولى، 1960 م، ص 86.}

    درضمن درنسخ وشجره نامه های برخی از خانواده های منطقه نام پاوه فاوج ذکرشده است

    ×××باز لازم به ذکر است که من فقط یکی از شجره نامه ها را دیدم که بعضی از طوایف از جمله معاذی ها را به معاذ بن جبل می رساند در حالی که طبق منابع معاذ بن جبل هیچ نسلی نداشت.{ الاستيعاب في معرفة الأصحاب، أبو عمر يوسف بن عبد الله بن محمد بن عبد البر، المحقق: علي محمد البجاوي، بیروت: دارالجیل، الطبعة: الأولى، 1412 هـ – 1992 م، ج 3، ص 1403}
    { جمهرة أنساب العرب، أبو محمد علي بن أحمد بن سعيد بن حزم، تحقيق: لجنة من العلماء، بيروت: دار الكتب العلمية، الطبعة: الأولى، 1403/1983، ص 358}

    تبارشناسی وشجره نامه پاو وپاوندیان نیز بدین شرح است..سپهبد رستم پسر شروبن سرخاب(سهراب) بن پاو(پاوه)بن شاپور بن قبادپسر فیروز….

    ××××برادر عزیز شجره نامه پاو بدین گونه است: باو بن شاپور بن كيوس بن قباد بن فيروز بن يزدگرد بن بهرام ابن بهرام بن بهرام بن هرمزد بن شاپور بن هرمزد الجنود بن اردشير بابكان بن ساسان ابن بابك بن ساسان بن وها فريد بن مهرماه بن ساسان بن بهمن بن اسفنديار بن گشتاسف ابن لهراسف بن كياوجان بن كياندش بن كيانويد (1) بن كيقباد بن زانا بن انودر بن يوزنا ابن نامور بن نوذر بن منوچهر و هو فارس بن يهودا بن يعقوب بن اسحق بن ابراهيم بن تارخ بن ماخور بل ساروغ بن ارغو بن فالغ بن عابر بن شالخ بن ارفخشد بن سام بن نوح ابن لمك بن متوشلخ بن اخنوخ بن اليارد بن مهابيل بن قينان بن انوش بن شيث بن آدم ابو البشر عليه السّلام{تاريخ طبرستان، ابن اسفنديار، مصحح:عباس اقبال آشتيانى، تهران : پدیده خاور، چاپ دوم 1366، قسم دوم وسوم، ص: 126}

    لطفا ادبیات شفاهی وسخنان پیرمردهایی که انها هم از بزرگانشان شنیده اندرا بی ارزش ننامید ..این میراث با ارزش را اروپاییان فولکلور نامیده اند وبا جمع اوری واقتباس از انها به غنی سازی فرهنگشان پرداخته اند الان موزه ها وگالریهای کشورهای خارجی مملو از نسخ با ارزش است در زمان قاجاریه وپهلوی خیلی از اندیشمندان اروپایی به کشور ما امده وداستان وتاریخ اینجا را از دهان همین پیرمردها وپیرزنان شنیده وضبط کرده اند والان هم انرا در قالبی دیگر(همچون هری پاتر..فیلمهای جذاب هالیوودی)به خورد بچه هایمان میدهند..پس به نسخه قدیمی وبیاض وحرفهای باارزش خیلی از سالخوردگان منطقه هورامانات به چشم عوام نگاه نکنید..کتابهای بابا مردوخ وسیرالاکراد نیز قطعا پشتوانه مردمی وتاریخی محکمی دارد..قطعا انزمان تلگرام وبازارشایعه ودروغهای انچنانی مثل امروز نبوده.!!!

    ××× سخنان آنان برای 1400 سال پیش غیر علمی هستند و مستند نمی باشد. و منابع ارجاع داده شده از سوی شما هم ربطی به آمدن پاو بن شاپور به پاوه نداشتند.

    پاسخ دادن
  5. 28

    سپهبد پاو

    کاک دانا با احترام به نظرتان
    نخست اینکه اگر از ایین مهری ومردوک در ابتدای مطلب سخن رانده ام به خاطر این است قدمت منطقه را ثابت کنم که خدای نکرده شما نفرمایید پاوه وهورامان گذشته تاریخی نداشته… شما کتابهای مردوخ وسیر الاکراد را برای چندین بار رد کرده اید وبر کتاب ببخشید ابکی خودتان!!!اصرار میورزید!!!شما تقصیری ندارید سیستم اموزشی ودانشگاهی ما وسواد وپشتوانه علمی برخی از استادان دانشگاه!!!!این بلا رو سرما اوردند!(کشک وروه نی ویمانه .وکلاشوو سوقات وه شی بان!!)شما میگید تا منبع کتاب مردوخ وسیر الاکراد وتاریخ بدلیسی مشخص نشود من حرف هیچ کسی راقبول ندارم ..وحرف عوام !!!!راهم قبول نمیکنید..اولا خیلی از استنادات تاریخ ومردم کرد از کتاب بدلیسی اخذ شده .یعنی اینکه باید تاریخ کرد وکردستان از اول نوشته بشه!!!!چون کتاب بدلیسی راخود ایشان نوشته اندانراقبول نمیکنید؟؟..یعنی چه !!؟؟اصلا شما کتابی تاریخی که نشان دهنده پوشاک ومعماری کردستان وهورامانات باشه رو به من نشان بدید..یعنی چون کتابی تاریخی در این زمینه نیست پس پوشاک ما هم جعلی است؟؟!!!شما مرتب از عوام صحبت میکنید!!معنای عوام به نظرشما چیست؟؟؟به باور بنده عوام همان دانشجویان دور وبر میدان انقلاب تهران هستند که برای خریدن پایان نامه اشان پرسه میزنند!!!!!عوام همان استادان دانشگاه هستند که نمره سوغاتی میدهند!!!!عوام همان دانشجویان انلاین تلگرامی هستند که سالی یکبار مغز واندیشه اشان را باخواندن کتاب انلاین نمیکنند!!!!عوام برخی ازدانشگاهای ماهستند که به زور وباهر دیپلم وبا انواع بنر وتبلیغات جوانان رابه دانشگاه میکشانند!!!(البته دست وقلم دانشجویان واستادان خردمند وعاشق دانایی را میبوسم هرچند جمعیتشان خیلی خیلی کم است)عوام همان شهروندی است که درطول عمرش گذرش به کتابفروشی باز نشده!!!!درپاوه وشهرهای اطراف حدود 10دانشگاه!!!وجود دارد باچندهزار دانشجو..اگه ازتمام این همه دانشجو فقط 100نفرشان پیگیر مسایل منطقه میبودند الان این وضعیت منطقه نبود!!!از تیراژ 500جلدی کتابهایمان میدانیم دانشجو یعنی چه!!!اما ان روستایی ان پیرزن وپیرمردی که سینه هایشان پراز مطالب ارزشمند وخاطرات تاریخی است را نباید عوام دانست..دهها کتاب تاریخی ورمان وداستان باارزش اروپا وجهان براساس سخنان سالخوردگان نوشته شده والان براساس انها کتابهای فاخر وفیلمهای پرفروش هالیوودی واقتباس وفیلنامه ساخته میشود..لطفا حرفهای اینگونه اشخاص را عوامانه تلقی نکنید…جنگ بزرگ دزلی مریوان هم حقیقت دارد واز ان بنام جنگ مسلمان وگاور(زردشتی)یاد میشود(گورستان دها نفری اصحاب دراین روستا).. خیلی از نوشته ها نیز در قالب بیاض ونسخه های قدیمی امده است(اگه به بیاض ونسخه باورداشته باشید!!)الان همین نسخه ها وبیاضها باقیمت چندمیلیون دلاری در گالریهای فروش اینگونه اثار درکشورهای خارجی بفروش میرسد.وشما گویا میخواهید اسناد قرنها پیش بصورت کتاب صحافی شده چاپ افست باجلد گالینور باشد تا حرف دیگران راقبول داشته باشید!!!!!!.. .سخن به گزاف نرود….اما در مورد نامگذاری پاوه….
    کتاب سیر الاکراد نوشته عبدالقادر بابان(نوشته شده براساس نسخ قدیمی )باز نویسی وتصحیح رئوف توکلی کتاب تاریخ وجغرافیای مردوخ و…
    وکتاب تاریخ طبرستان ابن اسفندیارکه دران سلسله پاوندیان مفصل امده..تالیف613قمری
    نسخه وکتاب تحفه ناصری که براساس تاریخ طبرستان و…نوشته شده است
    تاریخ طبرستان ظهیرالدین مرعشی که بیوگرافی پاو وپاوندیان دران امده است
    اثار الباقیه ابوریحان بیرونی که اجداد پاو تا انوشیروان عادل امده است
    تاریخ پاوندیان(باوندیان)نوشته محمدرضاحبیبی کولای
    تاریخ اخبار طوال دینوری متوفی282هجری که درباره پاوندیان سخن رانده..
    درضمن درنسخ وشجره نامه های برخی از خانواده های منطقه نام پاوه فاوج ذکرشده است
    تبارشناسی وشجره نامه پاو وپاوندیان نیز بدین شرح است..سپهبد رستم پسر شروبن سرخاب(سهراب) بن پاو(پاوه)بن شاپور بن قبادپسر فیروز….
    لطفا ادبیات شفاهی وسخنان پیرمردهایی که انها هم از بزرگانشان شنیده اندرا بی ارزش ننامید ..این میراث با ارزش را اروپاییان فولکلور نامیده اند وبا جمع اوری واقتباس از انها به غنی سازی فرهنگشان پرداخته اند الان موزه ها وگالریهای کشورهای خارجی مملو از نسخ با ارزش است در زمان قاجاریه وپهلوی خیلی از اندیشمندان اروپایی به کشور ما امده وداستان وتاریخ اینجا را از دهان همین پیرمردها وپیرزنان شنیده وضبط کرده اند والان هم انرا در قالبی دیگر(همچون هری پاتر..فیلمهای جذاب هالیوودی)به خورد بچه هایمان میدهند..پس به نسخه قدیمی وبیاض وحرفهای باارزش خیلی از سالخوردگان منطقه هورامانات به چشم عوام نگاه نکنید..کتابهای بابا مردوخ وسیرالاکراد نیز قطعا پشتوانه مردمی وتاریخی محکمی دارد..قطعا انزمان تلگرام وبازارشایعه ودروغهای انچنانی مثل امروز نبوده.!!!

    پاسخ دادن
  6. 27

    دانا مهرنوس

    جواب برادر عزیزمان{ کاک حمید }

    کاک حمید جان من تمامی دوستان را برادر خطاب کرده ام
    و تنها از آنان در مورد آمدن شخص تاریخی پاو بن شاپور منبع تاریخی خواسته ام و گفته ام که اگر با دلیل و مدرک ارائه دهند من تاریخ را بر نظرات دیگر ترجیح میدهم
    اگر منبع خواستن از بزرگان و دوستان را اینگونه می پندارید بسیار در تعجبم
    سربلند باشید کاک حمید جان

    پاسخ دادن
  7. 26

    امینی

    کاک داناسلام..ازراهنمائیتون ممنون..من همونجوریکه گفتم یادم نیست چیا بهمون میگفت ولی احتمالاشماراست میگین چون من تحصیلات دانشگاهی ندارم وهیچ شناختی ازرشته های دانشگاهی ندارم…ولی کتابشودیدم که دوهزارصفحه ای بودودرموردپاوه توش نوشته بود..بهرحال ببخشین که درحضورشمااساتیدمحترم من نظردادم..کاش منم یه چیزایی میدونستم ومیتونستم مردم وهمشهریای عزیزم رو راهنمایی بکنم

    پاسخ دادن
    1. 26.1

      دانا مهرنوس

      سلام آقای امینی شما بزرگ ما هستین

      پاسخ دادن
  8. 25

    دانا مهرنوس

    جواب برادر عزیزمان{ کاک حمید }

    کاک حمید جان من تمامی دوستان را برادر خطاب کرده ام
    و تنها از آنان در مورد آمدن شخص تاریخی پاو بن شاپور ننبع تاریخی خواسته ام و گفته ام که اگر با دلیل و مدرک ارائه دهند من تاریخ را بر هر نظرات دیگر ترجیح میدهم
    اگر امنبع خواستن از بزرگان و دوستان را اینگونه می پندارید بسیار در تعجبم
    سربلند باشید کاک حمید جان

    پاسخ دادن
  9. 24

    حمید

    دانای عزیزم مگر نشنیده ای که:

    نه هر که سر بتراشد قلدری داند.

    هزار نکته باریک تر از مو اینجاست.
    سوای درست یا غلط بودن بحثی که مطرح کرده اید نوع نگرشتان به کامنتهای مخاطبان به هیچ وجه پسندیده نیست.اندکی صبر برادر…

    مبادا غوره نشده مویز شوید

    پاسخ دادن
  10. 23

    یاسین

    آفرین کاک دانا از مطالعه و پیگیری شما در مورد گذشته زادگاهت شهر پاوه ادامه بده خدا پشت و پناهت مطالب شما کاملا درسته

    پاسخ دادن
  11. 22

    ...... نعمتی

    ای جوان از طرز جواب دادنت به کامنتهای دوستان متوجه شدم که بار علمی بسیار پایینی داری
    ولی تلاشت قابل تحسینه ادامه بده
    ما هم این دوران یکدندگی رو گذروندیم که یک کتاب میخوندیم فکر میکردیم همه چی اونه و حرف کسی رو قبول نمیکردیم
    علم خیلی وسعیه عزیزم با خواندن ده یا صد یا هزار کتاب کسی علامه دهر نمیشود . آرام تر باش و فکر نکن فقط حرف خودت درست است
    موفق باشی

    پاسخ دادن
  12. 21

    نقاش گوشه گیر

    بسیار ضعیف و بی معنی
    به عمرم همچین مطلب ضعیف و بی ربطی نخونده بودم

    پاسخ دادن
  13. 20

    آکومرادی

    با عرض سلام و خسته نباشید خدمت عوامل زحمت کش سلام پاوه و همچنین خسته نباشید خدمت کاک دانای عزیز . خوب قطعا مطالعه و پژوهش شما قابل تقدیر است ولی بنا بر اسناد و گفته های قدیمی که خود از اسناد با ارزش ترند وجه تسمیه پاوه بیش از دو حالت نیست یا از پاو ( پسر شاپور کیوس پسر فیروز و از یاران با وفا خسرو پرویز ) گرفته شده یا با توجه به معنای آن که به معنی به پا ایستادن است گرفته شده هر چند نظرات و گفته های زیادی است که من چند نظر این استادان و منبع چند کتاب رو خدمتتون ارسال میکنم . در اینجا پژوهشگردر زمینه ریشه یابی نام ها و واژه ها جناب آقای عادل اشکبوس می فرمایند مردم پاوه ریشه نام پاوه را از نام پاوه سردار یزدگرد سوم می دانند که برای جلب حمایت کردان به این سرزمین کردنشین آمد ، این سردار مورد احترام مردم بود . می گویند «قلعه دژ » و « پاسگه» نیز كه هنوز در پاوه وجود دارند یادگار آن سردار است. و بعدها به خاطر بزرگداشت او این سرزمین پاوه نامیده شد. پس از اسلام فاوَج شد که معرّب پاوه است .. اما آقای جواد مفرد کهلان اینطوری می فرمایند گفته میشود پاوه به دلیل ساختار پلکانی، پاوه ملقب به شهر هزارماسوله‌ است. پس از اسلام فاوج نام گرفت سپس به پاوه تغییر نام یافت. بر این اساس نام شهر باید مرکب از پی اوج باشد یعنی دارای پی های واقع در بلندی و دامنه کوه. همچنین سایت جامع کشوری ویکی پدیا . دانشنامه آزاد اینطوری وجه تسمیه پاوه رو بیان می کنه نام پاوه را به «پاو» سردار یزدگرد سوم – آخرین پادشاه ساسانی – منسوب می‌دانند که جهت جلب حمایت مردمان کرد، روانه این منطقه‌شد و مورد احترام اهالی قرار گرفت. بعدها به خاطر تجلیل از آن سردار، این ناحیه را پاوه نامیدند، که در کتاب‌های عربی فاوج آمده است. پس از اسلام فاوج نام گرفت سپس به پاوه تغییر نام یافت.
    عده‌ای دیگر معتقدند که واژه پاوه به معنی پایدار و ثابت (ایستاده در گویش هورامی) است. همچنین جناب آقای اسکندر مرادی (سیروان داریانی ) در کتاب پاوه زیر خاکستر تاریخ با مدارک و اسناد کامل وجه تسمیه و تاریخ پاوه رو بیان کردن که باز هم در کتاب نوشته شده مردم به احترام آن سردار اسم شهر را اینگونه نهاده اند که خواندن آن ضرری ندارد . در پایان ضمن تشکر از کاک دانای عزیز و احترام به مقوله ارایه شده باید گفت این همه اشخاص و پژوهشگر و کتاب و گفته قدیمی ها یک دروغ یا شایعه است ؟

    پاسخ دادن
  14. 19

    ناشناس

    با سلام . به نظر من با انتشار این گونه مقالات درست ذهن مردم از خرافه گوییها روشن میشه. با تشکر فراوان.

    پاسخ دادن
  15. 18

    شهروند

    قابل هضم نیست و دور از واقعیت انتشار اینگونه مطالب باعث تشویش اذهان عمومی و تحریف آشکار گذشته است .این گونه مقالات و نظرات باید اول به رویت چند نفر صاحب نظر برسد بعد به اطلاع و قضاوت عموم گذاشته شود .

    پاسخ دادن
  16. 17

    دانا مهرنوس

    جواب برادر محترم { دوست}

    کاک دانا بنظر شما به دور از عقل نیست که یک سند عادی و الکی مثل این کتاب را ملاکی برای وجه تسمیه پاوه بدانیم و این همه متون تاریخی و کتب تاریخ دانان شهیر دنیا را نادیده بگیریم؟!

    ××× برادر عزیز شما که میگویید این همه متون تاریخی و تاریخ دانان شهیر دنیا ، لطف میکنید 5 متون تاریخی نام ببرید { اما تاریخی، نه تحقیقات امروزی، چون برای پاو بن شاپورزاد استناد به مرحوم مردوخ کافی نیست.}

    کاک دانا شما چند کتاب درباره وجه تسمیه پاوه خوانده اید؟
    ××× شما در مورد وجه تسمیه پاوه چند کتاب خوانده اید نام ببرید من نیز بخوانم

    بنظر من که شما فقط این کتاب آبکی از این نویسنده نه چندان مشهور و البته غیر بومی را خوانده اید با تمام احترام بنظر بنده این مقاله حتی ارزش بحث ندارد چه برسد به تحلیل!
    ××× نه برادر کتابی ارزشمند می باشد و نظرشان محترم، شما کتابهایی که خوانده اید نام ببرید

    شما دارید پاوه ای که چندهزار سال قدمت دارد را با قریه ای در اصفهان میسنجید باور کنید پاوه به لحاظ تاریخی همپایی خود اصفهان و چه بسا بیشتر تاریخ دارد پاوه آنقدر بر اعتقاد زردشت بودنش پا فشاری کرد که نیمی از مردانش را داد و اکنون نیز همانقدر بر مسلمان بودنش مصمم میباشد و به گواه تاریخ پاوه و مردمانش از دیر باز مردمی متدین و دین دار بوده و هستند وبر آیین یکتاپرستی بوده اند

    ××× من حرفی از قدمت نزده ام، و نیز اینکه پاوه بر زردشتی بودنش پافشاری کرد که نیمی از مردمش را داد در هیچ یک از منابع تاریخ نیامده و تنها سخنان عوام مردم می باشد شما در این مورد منبع تاریخی ارائه دهید

    پاسخ دادن
  17. 16

    دانا مهرنوس

    جواب برادر محترم آقای امینی

    سلام برادر مستاجرتون مطمئنم اشتباهی گفتن چون رشته ای به نام هورامی شناسی نداریم حالا چه برسه به دکتراش

    پاسخ دادن
  18. 15

    دانا مهرنوس

    جواب برادر محترم کاک عادل

    برادر عزیز مطلب شما میتونم بگم یه جور قیاس مع الفارغ بود
    ××× سلام کاک عادل مطمئنم که قیاس مع الفارق نیست

    مگه ما خودمون تاریخ و تاریخ دان نداریم که منبع حرفتون شده یه اصفهانی که در مورد روستای خودش نظر داده لهجه و زبان ما اسمان تا زمین با اونا فرق دارد پس قطعا واژه ها و کلمات ما هم با آنها هم معنی نیست

    ××× برادر به نظر شما چون اصفهانیست دیگر نباید به کتابش استناد کرد؟؟؟؟

    دو احتمال برای اسم پاوه وجود دارد که بسیار نزدیکتر از استدلال دور از ذهن شماست
    اول اینکه نام سرداری زردتشتی است
    و دوم اینکه پاوه یک واژه هورامی ست به معنای ایستاده و استوار
    اگه پاوه رو هورامی بخونید متوجه میشید که معنی فارسی آن میشه به پا ایستاده یا ایستاده و استوار

    ××× کاک عادل جان برای سرداری زردشتی ( پاو بن شاپور زاد منبع تاریخی ارائه دهید اما منبع نه تحقیق )
    و اینکه معنای پاوه که یک واژه هورامیست و به معنای ایستاده و استوار است نیز همچون سخن آقای مهریار یک نظر است.

    پاسخ دادن
  19. 14

    محمد

    بسیار عالی کاک دانای ارجمند. اهتمامتان به مطالعات تاریخی جای تقدیر دارد.

    پاسخ دادن
  20. 13

    محمد

    جزاکم الله خیرا کاک دانای ارجمند.اهتمامتان به مطالعات تاریخی قابل تقدیر است.

    پاسخ دادن
  21. 12

    دوست

    کاک دانا بنظر شما به دور از عقل نیست که یک سند عادی و الکی مثل این کتاب را ملاکی برای وجه تسمیه پاوه بدانیم و این همه متون تاریخی و کتب تاریخ دانان شهیر دنیا را نادیده بگیریم؟!کاک دانا شما چند کتاب درباره وجه تسمیه پاوه خوانده اید؟بنظر من که شما فقط این کتاب آبکی از این نویسنده نه چندان مشهور و البته غیر بومی را خوانده اید با تمام احترام بنظر بنده این مقاله حتی ارزش بحث ندارد چه برسد به تحلیل!شما دارید پاوه ای که چندهزار سال قدمت دارد را با قریه ای در اصفهان میسنجید باور کنید پاوه به لحاظ تاریخی همپایی خود اصفهان و چه بسا بیشتر تاریخ دارد پاوه آنقدر بر اعتقاد زردشت بودنش پا فشاری کرد که نیمی از مردانش را داد و اکنون نیز همانقدر بر مسلمان بودنش مصمم میباشد و به گواه تاریخ پاوه و مردمانش از دیر باز مردمی متدین و دین دار بوده و هستند وبر آیین یکتاپرستی بوده اند

    پاسخ دادن
  22. 11

    دانا مهرنوس

    با تشکر فراوان از کاک داریوش عزیز معلم زحمتکش و متقی شهر عزیزمان

    پاسخ دادن
  23. 10

    دانا مهرنوس

    جواب برادر عزیز {تاریخ شناس}
    متن شما نیز دوباره آورده شده است

    کاک داناطبعاجوانی جویای نام هستندامااختلاط نام پاوە ومنشاوریشه آن باقصبه ای دراصفهان خارج ازتحقیقهای پیشین محققان خارجی وداخلی است..

    ×××اینکه روشن کردن اذهان ملتمان را جویای نام می دانید شایسته نیست هرچه که مستند باشد بهتر است، همان مورخان در باره نام کرمانشاه هم اشتباه کرده اند آیا باید اشتباهات آنان را تکرار کنیم؟؟

    حمدالله مستوفی جغرافیدان وتاریخ شان به تاکیدنام پاوە رابرگرفته ازنام سردارساسانی میداند.واینکه حضرتعالی یک تحلیل وتحقیق آبکی ارائه دادیدشکی نیست..

    ×××خوشحال می شوم اگر بگویید کدام کتاب حمدالله مستوفی و نیز بگویید کدام چاپ و کدام صفحه

    امادوستان سلام پاوە چرابه نشرمطالب بدون سندومدرک اقدام می نمایندجای بسی تاسف است.
    ××× من با سند سخن گفته ام شما سندی ارائه نداده اید و در کار برادران سلام پاوه نیز دخالت می کنید.

    پاسخ دادن
  24. 9

    دانا مهرنوس

    { جواب دوست عزیزمان سردار پاو)
    متن شما نیز دوباره آورده شده و به آن پاسخ داده ام.

    کاکه دانا دوست عزیزم!با احترام به نظرتان
    ××× سلام بر برادرعزیز سردار پاو با تشکر از نظرتان

    شما میفرمایید زردشت ومسیحیت و…دروغ است؟؟
    ××× از کجای متن به این نتیجه رسیده اید

    یعنی تمام مورخان ایرانی ..یونانی واروپایی و…همشون مشتی اراجیف تحویل دانشجویان ومردم داده اند؟؟!!!
    ××× در مورد چی صحبت می کنید برادر کدام مورخان ایرانی و یونانی و اروپایی

    یعنی چه؟؟؟!!!شما ازکجامیدانید زردشت واقعیت نداشته؟؟؟باذکر سند ومدرک بفرمایید!!
    ××× شما با نگاهی دیگر به متن بگویید کجا من گفته ام زردشت واقعیت نداشته؟؟

    شما پیکره مردوک پاوه را چه چیزی میدانید؟؟ نکند برای انهم باید ازمحققان اصفهانی یاری بطلبیم؟؟!!
    ×××من حرفی از مردوک زده ام واقعا در تعجبم؟؟؟؟؟

    شما میفرمایید نظرات بابامردوخ که اصالتا هورامی واشنا به تاریخ منطقه میباشد را رد میکنید..شما چند کتاب ایشان رامطالعه کرده اید؟؟ ایا از زندگینامه خانواده بزرگ مردوخ چیزی میدانید؟؟

    ××× برادر نه تنها مردوخ بلکه مورخان قبل از او نیز همچون شرفخان بدلیسی کُرد و غیره اگر سخنانشان بر اساس منابع نباشد غیر قابل قبول می باشد، و شناسایی خانواده محترم ایشان مارا در شناسایی وجه تسیه پاوه یاری نمی کند قطعا کشیدن پرده تعصب بر دیدگان شایسته نمی باشد

    بعد میروید از یک کتابی (چاپ ۱۳۸۲)که نویسنده ان اهل جایی دیگر است برای وجه تسمیه پاوه استفاده میکنید!!!کاک دانا !وجود قبر۹۹پیرهورامان در جای جای این منطقه ثابت میکند مردمان هورامانات بر کیش وایین میترایی وزردشتی بوده اند.اصلا بروید ودر باره پیر ومعنای کلمه ان تحقیق کنید….وجود پیکره ای بانام مردوک(الهه …)در پاوه تقدس خدایان وایینهای؟؟؟ثابت میکند سالهای مدیدی این منطقه رواج ایینهای یونانی وبین النهرینی وجودداشته است…مگه مردوک را …پرستان بین النهرین نمیپرستیدند؟؟؟ایا این نام اتفاقی است؟؟!!مگه در استوانه حقوق بشر کورش نام مردوک را نشنیده اید؟؟نه اینکه نام مردوک یا مرداک از نامهای بزرگان صهیونیست ویهودیان است .اتشگاه پاوه را چطور میبینید؟؟ایا انهم واقعیت ندارد؟؟ایین یارسان که زادگاه ان هورامانات وپاوه بوده چطور؟؟ایا این ایین کهن که برگرفته وامیخته ای از زردشت..مزدک(کمونیستهای امروزی) ومیترایی است را انکار میکنید؟؟ایا ایین شبکهای موصل وایزدیها را با ایین یاری هورامان مقایسه کرده اید؟؟؟!!از کتاب کلام وسرانجام وزبورکه به زبان هورامی نوشته چه میدانید؟؟در باره مساجد عبدالله هورامانات که فقط وفقط مختص این مناطق است چه تصوری دارید ؟؟درباره وجه تسمیه روستای خانگا چه میدانید؟؟!!

    ××× برادر عزیز تمام سخنانی که گفته اید ربطی به متن ارسالی من نداردچه کسی از مردوک و یهودی و میترایی و ایزدی و غیره سخن گفته است؟؟؟ چه کسی اینها را رد کرده است؟؟؟؟؟ در سخنان شما مانده ام اگر از هلوکاست و کودتای ترکیه و حزب کارگران کردستان و مصطفی چمران و آزاد سازی پاوه هم سخن میگفتید باز می گفتم اینها هیچ ربطی به متن ارسالی من ندارند

    برادر عزیز سردار پاو شخصیتی واقعی واهل دیلمان وتبرستان بوده است که شجره نامه وی موجود است ودر کتابهای متعددی از وی نام برده شده است. که با توجه به اینکه هورامانات وتبرستان ودیلمان زادگاه علویان وقیام بزرگ انان بوده .در گذشته نیز پیوندهای محکمی داشته اند..چراکه از معدود نقاط یکجانشین ودارای ایینی مشترک بوده اند که سردارپاو باتوجه به اضمحلال ساسانیان به هورامانات وپاوه امده وبعدها حتی جنگهای خونینی بین مردم وسپاهیان اسلام بوقوع میپیوندد.

    ××× برادر گرامی ذکر اخبار از تاریخ بدون منبع هیچ معنایی ندارد برای این سخنتان منبع ارائه دهید من منبع تاریخی می خواهم نه تحقیق

    (قلادزی پاوه…جنگ بزرگ روستای دزلی مریوان..).که حتی تا سالها بعد مردم هورامانات همچنان بر ایین قبل اسلام بوده اندکه این جریان در قالب داستانی در پاوه وهورامان تخت که بارها اززبان سالخوردگان شنیده ایم (حتی در چند کتاب چاپ قبل انقلاب امده )

    ×××در هیچ یک از منابع تاریخ سخن از جنگ بزرگ روستای دزلی نیامده و سخنان عوام مردم در مورد 1400سال پیش غیر مستند و غیر علمی می باشد.

    همچنان بر کتاب مقدس قبل اسلام اعتقاد داشته وکلام خدا(قران کریم) را از طرف فرستاده ای نابیناو…پنداشته اند..نامگذاری شهرها ومکانها بنام انسانهای بزرگ قدمتی طولانی دارد ومختص بە پاوه نیست برای نمونه..سلیمانیه عراق(که به نام بنیانگذار این شهر سلیمان پاشای عثمانی)قصرشیرین..هارون اباد…پیرانشهر(نام قوم اصلی شهر)در باینگان(ژاله عثمان بیگ و…) دوریسان پاوه(که در اصل دار سان است..یعنی درخت سان/باتوجه به امدن وتبعید بگزاده های هورامان لهون به این روستا واینکه این روستا بدست هورامیهای تویلی..بلخه..وبیاره بنیان گذاشته شد))سنه(سنندج..سان تش…مکان سان)که در هورامی سان یعنی بزرگ وپادشاه(شاید ساسانی این معنا رابدهد.شاید!!!)وحتی قاره امریکا وکشور امریکا(امریکون)اسکندریه مصر…کلمبیا(کریستوف کلمب)وووووووووو بقول دکتر شریعتی بنده مطلبی ارایه داده ام شما بخوانید ودر نزد خویش راستی ازمایی کنید ممنون

    ××× اگر وجه تسمیه تمامی شهر ها و کشورهای دیگر را ذکر می کردید باز هم دلیلی برای وجه تسمیه پاوه ارئه نداده اید.

    پاسخ دادن
    1. 9.1

      شهروند

      کاک دانا مگر منبع شما معتبر است که انقدر به سردار پاو میگی منبع بده
      برادر من منبع شما خودش نشسته از شنیده های مردم یه جمع و تفریق کرده و کتاب نوشته
      برید و منبع خودتون رو چک بفرمایید و مقدمه کتابش رو بخونید میفهمید

      پاسخ دادن
      1. 9.1.1

        دانا مهرنوس

        جواب برادر بزرگوار {شهروند}

        برادر عزیز، در متن، آقای مهریار واژه شناسی کرده اند و سخن ایشان تنها یک نظر است همچنانکه یکی از برادران { کاک عادل } اشاره فرمودند که پاوه به معنای به پا ایستاده و استوار و لغتی هورامی می باشد باز همچون سخن آقای مهریار تنها یک نظر است و من نیز از ایشان در این مورد منبع نخواستم

        اما آمدن پاو بن شاپور زاد به پاوه که یک شخصیت تاریخیست نیاز به منبع دارد برای مثال اگر مردم شهرنوسود و یا نودشه و یا هر شهر دیگری برای وجه تسمیه شهرشان به واقعه ای تاریخی اشاره کنند آیا شما از آنان نمی پرسید منبع تاریخی شما چیست؟ اگر آنان به جای ارجاع به منابع تاریخ به تحقیقات معاصر همچون مرحوم مردوخ استناد کنند اما مردوخ در کتابش به منبع تاریخی اشاره نکرده باشد و سخنشان نیز در هیچ منبع تاریخی نباشد دیگر روایت آنان مستند نمی باشد.

        حال روایت آمدن پاو بن شاپور زاد به پاوه در منابع نیامده و تنها در تحقیقات معاصر همچون مرحوم مردوخ آمده است اگر آمده شما منبع تاریخی معرفی کنید من هم تاریخ را بر نظر آقای مهریار ترجیح می دهم. {اما منبع نه تحقیق}

        اما اینکه فرموده اید { قابل هضم نیست و دور از واقعیت انتشار اینگونه مطالب باعث تشویش اذهان عمومی و تحریف آشکار گذشته است } غیر قابل قبول می باشد شما از خود بپرسید اگر وجه تسمیه پاوه براساس نام پاو بن شاپورزاد نباشد باز نباید به مردم گفت که در پی حقیقت باشند، تحقیقات و تلاش و کوشش و روشن کردن اذهان مردم شریفمان تشویش و تحریف نیست برادر عزیز

        پاسخ دادن
      2. 9.1.2

        دانا مهرنوس

        جواب برادر محترم کاک آکو مرادی

        کاک آکو در مورد اینکه پاوه لغتی به معنای به پا ایستاده و یا آقای جواد مفرد کهلان نظری دیگر را ارائه داده اند همچون سخن آقای مهریار یک نظر است و در جواب نظرات قبلی نیز گفته ام که این موارد نظر می باشند و من نیز در مورد نظرات منبع نخواسته ام

        اما آمدن پاو بن شاپور بن کیوس بن قباد بن فیروز به پاوه واقعه ای تاریخی می باشد و نیازمند به منبع و آقای عادل اشکبوس نیز همان سخنان مرحوم مردوخ را تکرار کرده اند بدون ارائه منابع تاریخی

        اما در مورد متن سایت ویکی پدیا باید گفت که باز همان سخن مردوخ را آورده است مگر اینان نمی گویند در کتابهای عربی پاوه به صورت فاوج آمده از شما و تمامی دوستان می خواهم در این مورد چند کتاب تاریخی عربی معرفی کنید که فاوج نوشته باشند

        کاک آکو جان تمامی کسانی که در مورد آمدن پاو بن شاپور به شهرمان نوشته اند هیچ کدام منبع تاریخی ارائه نداده اند و تنها به کتابهایی چون مرحوم مردوخ استناد کرده اند و چون خبر مربوط به 1400 سال پیش است می بایست قبل از مردوخ هم کسی به آن اشاره کرده باشد اگر اشاره ای در طول تاریخ نشده باشد سخن مردوخ نیز غیر قابل قبول می باشد اما اگر منبعی تاریخی باشد من هم سخن تاریخ را بر نظر آقای مهریار و نظریات دیگر ترجیح می دهم

        پاسخ دادن
      3. 9.1.3

        دانا مهرنوس

        جواب برادر بزرگوارمان آقای نعمتی

        در هیچ کدام از نظرات ادعای داشتن علم نکرده ام و اینکه واقعه تاریخی آمدن پاو بن شاپور را به چالش کشیده ام تنها خواهان منابع از دوستان بوده ام و اگر این واقعه با دلیل و مدرک برایم اثبات شود منم هم قبول خواهم کرد

        پاسخ دادن
  25. 8

    امینی

    سلام…آقا این آقای اسم مستعرسردارپاو راست میگن…مایه مستأجرداشتیم دانشجوبودوبچه تهران…پدرش به اصرارایشون روروانه دانشگاه پاوه کرده بودبهش گفته بودازبین شهرهای هورامی زبان فقط پاوه بیادچون پدرشم دکترای هورامی شناسی داشته…یه کتاب قطوروشایدبگم دوهزارصفحه ای داشت که میگفت پدرش ازیونان پیداکرده وترجمش کرده وجزئیات دقیق بناشدن پاوه توش بود..همون سردارپاو..حالا اینی که میگم بحث ده سال پیشه وخودم بشخصه کتابونخوندم وچیززیادی ازبحثایی که میکردیادم نیست

    پاسخ دادن
  26. 7

    عادل

    برادر عزیز مطلب شما میتونم بگم یه جور قیاس مع الفارغ بود
    مگه ما خودمون تاریخ و تاریخ دان نداریم که منبع حرفتون شده یه اصفهانی که در مورد روستای خودش نظر داده لهجه و زبان ما اسمان تا زمین با اونا فرق دارد پس قطعا واژه ها و کلمات ما هم با آنها هم معنی نیست
    دو احتمال برای اسم پاوه وجود دارد که بسیار نزدیکتر از استدلال دور از ذهن شماست
    اول اینکه نام سرداری زردتشتی است
    و دوم اینکه پاوه یک واژه هورامی ست به معنای ایستاده و استوار
    اگه پاوه رو هورامی بخونید متوجه میشید که معنی فارسی آن میشه به پا ایستاده یا ایستاده و استوار

    پاسخ دادن
  27. 6

    کنعان

    جناب سردا پاو هزاران هزار با دس وش

    پاسخ دادن
  28. 5

    تاریخشناس

    کاک داناطبعاجوانی جویای نام هستندامااختلاط نام پاوە ومنشاوریشه آن باقصبه ای دراصفهان خارج ازتحقیقهای پیشین محققان خارجی وداخلی است..حمدالله مستوفی جغرافیدان وتاریخ شان به تاکیدنام پاوە رابرگرفته ازنام سردارساسانی میداند.واینکه حضرتعالی یک تحلیل وتحقیق آبکی ارائه دادیدشکی نیست..امادوستان سلام پاوە چرابه نشرمطالب بدون سندومدرک اقدام می نمایندجای بسی تاسف است.

    پاسخ دادن
  29. 4

    ناشناس

    هزار ماشالا به اطلاعات سردارپاوه واقعا جامع و کامل فرمودند

    پاسخ دادن
  30. 3

    سردارپاو

    کاکه دانا دوست عزیزم!با احترام به نظرتان
    شما میفرمایید زردشت ومسیحیت و…دروغ است؟؟یعنی تمام مورخان ایرانی ..یونانی واروپایی و…همشون مشتی اراجیف تحویل دانشجویان ومردم داده اند؟؟!!!یعنی چه؟؟؟!!!شما ازکجامیدانید زردشت واقعیت نداشته؟؟؟باذکر سند ومدرک بفرمایید!!
    شما پیکره مردوک پاوه را چه چیزی میدانید؟؟نکند برای انهم باید ازمحققان اصفهانی یاری بطلبیم؟؟!!شما میفرمایید نظرات بابامردوخ که اصالتا هورامی واشنا به تاریخ منطقه میباشد را رد میکنید..شما چند کتاب ایشان رامطالعه کرده اید؟؟ایا از زندگینامه خانواده بزرگ مردوخ چیزی میدانید؟؟بعد میروید از یک کتابی (چاپ 1382)که نویسنده ان اهل جایی دیگر است برای وجه تسمیه پاوه استفاده میکنید!!!کاک دانا !وجود قبر99پیرهورامان در جای جای این منطقه ثابت میکند مردمان هورامانات بر کیش وایین میترایی وزردشتی بوده اند.اصلا بروید ودر باره پیر ومعنای کلمه ان تحقیق کنید….وجود پیکره ای بانام مردوک(الهه …)در پاوه تقدس خدایان وایینهای؟؟؟ثابت میکند سالهای مدیدی این منطقه رواج ایینهای یونانی وبین النهرینی وجودداشته است…مگه مردوک را …پرستان بین النهرین نمیپرستیدند؟؟؟ایا این نام اتفاقی است؟؟!!مگه در استوانه حقوق بشر کورش نام مردوک را نشنیده اید؟؟نه اینکه نام مردوک یا مرداک از نامهای بزرگان صهیونیست ویهودیان است .اتشگاه پاوه را چطور میبینید؟؟ایا انهم واقعیت ندارد؟؟ایین یارسان که زادگاه ان هورامانات وپاوه بوده چطور؟؟ایا این ایین کهن که برگرفته وامیخته ای از زردشت..مزدک(کمونیستهای امروزی) ومیترایی است را انکار میکنید؟؟ایا ایین شبکهای موصل وایزدیها را با ایین یاری هورامان مقایسه کرده اید؟؟؟!!از کتاب کلام وسرانجام وزبورکه به زبان هورامی نوشته چه میدانید؟؟در باره مساجد عبدالله هورامانات که فقط وفقط مختص این مناطق است چه تصوری دارید ؟؟درباره وجه تسمیه روستای خانگا چه میدانید؟؟!!برادر عزیز سردار پاو شخصیتی واقعی واهل دیلمان وتبرستان بوده است که شجره نامه وی موجود است ودر کتابهای متعددی از وی نام برده شده است. که با توجه به اینکه هورامانات وتبرستان ودیلمان زادگاه علویان وقیام بزرگ انان بوده .در گذشته نیز پیوندهای محکمی داشته اند..چراکه از معدود نقاط یکجانشین ودارای ایینی مشترک بوده اند که سردارپاو باتوجه به اضمحلال ساسانیان به هورامانات وپاوه امده وبعدها حتی جنگهای خونینی بین مردم وسپاهیان اسلام بوقوع میپیوندد(قلادزی پاوه…جنگ بزرگ روستای دزلی مریوان..).که حتی تا سالها بعد مردم هورامانات همچنان بر ایین قبل اسلام بوده اندکه این جریان در قالب داستانی در پاوه وهورامان تخت که بارها اززبان سالخوردگان شنیده ایم (حتی در چند کتاب چاپ قبل انقلاب امده )همچنان بر کتاب مقدس قبل اسلام اعتقاد داشته وکلام خدا(قران کریم) را از طرف فرستاده ای نابیناو…پنداشته اند..نامگذاری شهرها ومکانها بنام انسانهای بزرگ قدمتی طولانی دارد ومختص بە پاوه نیست برای نمونه..سلیمانیه عراق(که به نام بنیانگذار این شهر سلیمان پاشای عثمانی)قصرشیرین..هارون اباد…پیرانشهر(نام قوم اصلی شهر)در باینگان(ژاله عثمان بیگ و…) دوریسان پاوه(که در اصل دار سان است..یعنی درخت سان/باتوجه به امدن وتبعید بگزاده های هورامان لهون به این روستا واینکه این روستا بدست هورامیهای تویلی..بلخه..وبیاره بنیان گذاشته شد))سنه(سنندج..سان تش…مکان سان)که در هورامی سان یعنی بزرگ وپادشاه(شاید ساسانی این معنا رابدهد.شاید!!!)وحتی قاره امریکا وکشور امریکا(امریکون)اسکندریه مصر…کلمبیا(کریستوف کلمب)وووووووووو بقول دکتر شریعتی بنده مطلبی ارایه داده ام شما بخوانید ودر نزد خویش راستی ازمایی کنید ممنون

    پاسخ دادن
  31. 2

    داریوش بایزیدی

    با تشکر فراوان ازکاک دانای عزیز وموشکافی دقیق وحساب شده جنابعالی امیدمیرودبتوانیم ازمطالعات تحقیقی فوق لیسانس تاریخ شهرمان بیشتروبهتراستفاده کنیم

    پاسخ دادن

نظر دادن

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *