27 Comments

  1. 26

    یه دوست

    باسلام میشه تصور کرد که یک روستایی تمدن نداشته باشه اما نمیشه تصور کرد یه شهرنشین متمدن فرهنگ نداشته باشه .اصولا با تعریفی که جامعه شناسی بعنوان جامعترین تعریف از فرهنگ داره نمیشه فردی در زمان یا مکانی پیدا کرد که فرهنگ نداشته باشه. پس گفتن اینکه فرهنگ با تمدن تضاد و تناقضی داره درست نیس.

    پاسخ دادن
    1. 26.1

      کژال میرآبادی

      سلام خدمت دوست بزرگوار.ابن خلدون معتقده ک شالوده و اساس تمدن وشهرنشینی بادیه نشینی وروستانشینی است یعنی یک شخص شهرنشین و ب اصطلاح متمدن در آغاز بادیه نشین بوده پس فرهنگ و آداب و رسوم خاص خودرا داشته که به تدریج به شهر نشین ومتمدن تبدیل شده و نمیتوان گفت ک شخص متمدن فاقد فرهنگ است بلکه بادیه نشینی اصل و گهواره ی اجتماع و تمدن است.

      پاسخ دادن
  2. 25

    تاریخ ‌واقعی

    سلام خانم میرآبادی….
    اگه نظر منو قبول ندارین حداقل به سفارش هم دانشگاهی محترمتان جناب آقای نجفی گوش فرا داده وقبل ازدرج هرمطلبی درهررسانه ای بهتراست مطالعات مفیدی در آ ن زمینه انجام دهید….
    سخن دوست خوشتراست…موفق باشید

    پاسخ دادن
  3. 24

    کژال میرآبادی

    با سلام خدمت هم دانشگاهی گرامی جناب آقای نجفی و تشکر بابت دقت نظر شما بزرگوار من در نظر شما 3 موردو برداشت کردم1_سقوط و مرگ حتمی تمدنهادر تکمیل این گفته باید عرض کنم که اشپنگلر معتقد است که تمدن مانندموجود زنده است یک مرحله تولد دارد،یک مرحله رشد ، یک مرحله بلوغ ویک مرحله پیری طبق این نظریه همه ی تمدنها میمیرند.اشپنگلردرسال1914پیش بینی کردکه یک دیکتاتوری فاشیستی می آید و تمدن اروپا را نابود میکند که هیتلر محصول این پیش بینی بود . ومعتقداست که 21 تمدن را بررسی کرده که همه سقوط کرده اندونباید در تاریخ دنبال علت و معلول برای سقوط تمدنها رفت بلکه باید گفت که یک امپراطوری پیر شد واز بین رفت2_اینکه تمدن چیزی ب ما میدهد و چیزی میگیرد باز به جامعه ی عرب بدوی بر میگردیم یک آدم بدوی حافظه ی بسیار قوی دارد تا یک آدم شهری زمانیکه انسان بر خط و کتابت تکیه کرد و به اصطلاح شهری شد حافظه اش ضعیف تر شد3_بهتر بودن تمدن امروز نسبت به گذشته اگر منظور میزان استفاده از امکانات و تجهیزات و تکنولوژیست طبیعیست چون یکی از دستاوردهای تمدن جدید همین تکنولوژی وپیشرفتهای ابزاریست.

    پاسخ دادن
  4. 23

    صادق نجفی

    با سلام خدمت خانم میرآبادی دوست و همکار گرامی بنده در سالهای پیشتر از این ایام
    و اما تمدن چیست؟ هرچند تمدن امریست پیچیده و ناپایدار اما چنانکه ویل دورانت در کتاب زیبای خود تحت عنوان لذات فلسفه میگوید: ترکیبی است از امنیت و فرهنگ و و نظم و آزادی, و ایضاٌ تاریخ سرشار است از تولد و مرگ فرهنگ های متفاوت,تنها یک چیز در تاریخ حتمیت دارد و آن سقوط است همانند مرگ برای آدمی که غیرقابل انکار است, هرسقوط تمدنی تولد تمدن دیگری را هماره در پیش داشته و آنچه که در زمان متولد خواهد شد در زمان هم میمیرد توصیه من به شما دوست عزیز این است که حتما کتاب آغاز و انجام تاریخ اثر فیلسوف آلمانی کارل یاسپرس رو بخونید به فهم عمیقتر شما از تاریخ وتمدن کمک خواهد کرد با وجود نوشته بسیار پر بارتون من با این قسمت از نوشته شما موافق نیستم که تمدن چیزی از ما گرفته یا داده است تمدن جدید فقط نگرش و مراوده ما با طبیعت رو تغییر داده و چون این تغییر نگرش به فیزیک و متافیزیک و اخلاق وارزش و ضد ارزش …در عصری رخ داده که ما هنوز نتونستیم با اون کنار بیایم گمان میبریم که تمدن حاضر که با نگرشهای ما نسبت به گذشته و هویت از پیش ساخته ی ما سازگاری نداره پس خوب نیست چرا که در تقابل با اندیشه های ماست.اما نسل های بعدی حاصل از این تمدن؛ نگرشی متفاوت از مارا خواهند داشت چنانکه هضم تفکرات ما برای اونا سخت میشه مانند برده داری که روزگاری پذیرفته شده بود و امروز ننگ تاریخ بشریت محسوب میشه.بنابراین خانم میر آبادی عزیز تمدن حال حاضر در هر حال بهتر از تمدن و فرهنگ گذشته ی ماست و لاغیر
    باتشکر ارادتمند شما
    صادق نجفی

    پاسخ دادن
  5. 22

    ایکس

    به نظر می رسه موضوع تقابل تمدن با فرهنگ از سیر حیات طبیعی و فراز و فرود در جامعه ی بشری گرفته شده. با مراجعه به مقدمه ابن خلدون و تاریخ فلسفه یا فلسفه تاریخ هگل و تاریخ فلسفه اشپنگلر و حسین نصر در تقابل سنت و مدرنیته و حتی آثار روانکاوی فروید و یا تکامل و یا تقابل انواع داروین و قراردادهای اجتماعی روسو و غیره و غیره این موضوع کاملا مشهود است.
    در واقع چنین سخنی در طول و عرض تاریخ از آنجا ناشی شده است که انسانها با فاصله گرفتن از سیر طبیعی و به قول ابن خلدون از عصبیت و یاپارچکی میان گروهی که همان سیر طبیعی است از فراز به فرود تنزل می کنند و به نظر می رسد هنوز در جامعه بشری جایگزینی برای این نظریه وجود نداشته باشد اما پایه های استدلالی آن چندان محکم به نظر نمی رسه بنابراین آنها که چنین تقابلی را پیش کشیده اند مقصودی همچون تقابل سنت و مدرنیته داشته اند و در این صورت طرح موضوع قابل توجیه است.
    اما خارج از این نظریه کلی طرح تقابل فرهنگ با تمدن کاملا نادرست می نماید.
    با سپاس و احترام

    پاسخ دادن
  6. 21

    کژال میرآبادی

    سپاسگزارم از توجهتون جناب ایکس.من مطلبی و به عنوان مقدمه شروع کردم که انشالله مطالب بعدی این شبهات رو با استدلال از بین میبره.شما اگر به مقدمه ی ابن خلدون هم که مراجعه کنین به تفصیل در مورد فرهنگ و تمدن وعلل انحطاط آنها بحث میکنه ودر این صورت مطلب بنده رو سهل الفهمتر میکنه

    پاسخ دادن
  7. 20

    ایکس

    اگر حسین نصر دل خوشی از تمدن نداره به این خاطره که از مدافعان عصر سنت هستش و اگر اشپنگلر از تمدن انتقاد می کنه به این خاطره که در فلسفه تاریخ دنباله رو هگل هستش و هگل به این خاطر از دنیای مدرن انتقاد می کنه چون دنیای انسانها را فردی می کنهو اراده ی جمعی و نیرو و توان انسان را ضعیف می کنه که در کل مفاهیم مورد نظر آنها با آنچه مقصود شماست بسیار متفاوت است براستیر نگرش فلاسفه غرب بخصوص در قرن ۱۸ و ۱۹ با آنچه مقصود شماست خیلی تفاوت داره .از طرفی فرهنگ را به زندگی روستانشینی معنا کردن و تمدن را به زندگی شهری معنا کردن ما را به سمت استدلالهای نادرستی هدایت می کنه تا جاییکه مدعی شدین ، افراد ی که از روستا به شهر میان فرهنگ خودشونو از دست میدن و متمدن می شن که هیچ دلیلی برای چنین سخنی نمیشه اقامه کرد.
    با سپاس و احترام

    پاسخ دادن
  8. 19

    کژال میرآبادی

    بزرگوار از نظر شما میشه فهمید که اطلاع دقیق و تازه ای از واحدهای دانشگاهی نداریدودر ثانی اگر کمبود منابع دارید من میتوانم از کتابخانه ی شخصی هر آنچه را که بخواهید در اختیارتان قرار دهم و در پایان رشته ی بنده تاریخ اسلام است

    پاسخ دادن
  9. 18

    تاریخ واقعی

    باتشکرازمدیریت محترم سایت……
    عزیزی که درمورد تاریخ تشیع واسلام مشغول مطالعه هستن گمون نکنم که اطلاعات دقیق تاریخی دراختیارش باشه مگر اینکه ازمنابع واقعی که امروزه به سختی دردسترسند بتونه مختصردانشی رو جمع آوری کنه..

    پاسخ دادن
  10. 17

    ناشناس

    نظر…واقعا عالی و پر معنا بود مرسی

    پاسخ دادن
  11. 16

    کژال میرآبادی

    همشهری عزیز ای کاش خودتون و با اسم اصلیتون معرفی میکردین تا ارتباط نزدیکتری پیدا میکردیم.سپاسگزار از حسن نظرتون اما در پاسخ به شما باید عرض کنم که بنده مطالعاتم و در زمینه ی تمدن متمرکز کرده ام وانشالله اگر عمری باقی باشد وشما هم پیگیر در ادامه ی بحثها پاسخ خودتون و با استدلالات قوی خواهید گرفت.

    پاسخ دادن
  12. 15

    یه همشهری

    خانم میرآبادی عزیز تشکر می‌کنم که دست به قلم برده اید.زمانی دبیر دبیرستان ما و اکنون قلم به دست و استاد ما.جالب اینجاست که بحث فرهنگ و تمدن موضوعی مورد توجه در میان اقشار و ملل هاست.اما انگار جوامع متمدن،بویژه غربی،در حال فیدبک و بازگشتی به طرف فرهنگ و جوامع سنتی هستند.انگار یک نوع غریزه انسان را به سادگی، بی آلایشی و آرامش می خواند…فرهنگ به سادگی به دست نمی آید که با متمدن شدن محو و نابود گردد. زمانی نظریه نابود شدن خرده فرهنگ ها در بین تمدن جهانی و جهانی شدن مطرح بود،اما خوشبختانه امروزه دانشمندان علوم اجتماعی به این نتیجه رسیده اند که با جهانی شدن، خرده فرهنگ ها حرف بیشتری برای گفتن و پررنگ شدن دارند…

    پاسخ دادن
  13. 14

    کژال میرآبادی

    بزرگواری که با نام ایکس خود را معرفی کرده اید برای پاسخ سوالهایتان شما را ارجاع میدهم به مطالعه ی کتابهای 1-انحطاط تمدن غرب اثر اسوالد اشپینگلر2-تمدن اسلامی دکتر سید حسین نصر3-مقدمه ی ابن خلدون

    پاسخ دادن
  14. 13

    یسرا میرآبادی

    خواهر عزیزم
    ممنون خیلی متن زیبا وپرباری بود عالی بود

    پاسخ دادن
  15. 12

    ایکس

    من که پاک گیج شدم نفهمیدم بر چه مبنایی تمدن و فرهنگ رو مقابل هم قرار دادید نه تعریف درستی از فرهنگ کردید نه از تمدن و نه به مرجعی اشاره نمودید واقعا نمی دونم از کجا آوردید و نوشتید که در هند فرهنگ صبر و مدارا و مقاومت معنی میده یا در چین سیاست اخلاقی و از این قبیل .
    از نظر من فرهنگ مقابل تمدن نیست به یاد دارم یک بار دکتر قطب الدین صادقی اگر اشتباه نکنم به نقل از یک نویسنده مشهور آلمانی گفت “فرهنگ را با شاخصه هایی از قبیل علم و تکنولوژی و بهداشت و هنر می شناسند” و دستاورد شهر نشینی نیز خارج از همین شاخصه ها نیست.
    نه فرهنگ از آن دیروز است و نه تمدن از آن امروز بلکه هر دو تو در تو از دیروز تا امروز وجود دارند از تمدن بین النهرین تا تمدن امروز و ….
    با تشکر

    پاسخ دادن
  16. 11

    ادیب

    درود وسپاس…موجز ومفید

    پاسخ دادن
  17. 10

    زینا قنبری

    ممنون از متن پربار و درعین حال کوتاهتون جملات روکوتاه ودر عین حال گیرابیان می کنید و خیلی راحت اصل مطلب رو بیان میکنید با آرزوی توفیق روز افزونتون خانم میر آبادی عزیز

    پاسخ دادن
  18. 9

    کژال میرآبادی

    با سلام و تشکر از تمامی دوستان.واما آقای دوستمرادی بزرگوار من در این متن به هیچ وجه در مقام قضاوت در نیامده ام واینکه کدام خوب است و کدام خوب نیست قضاوت را میرساند

    پاسخ دادن
  19. 8

    وهبی احمدی

    سلام
    مختصر و مفید بود انشاالله در ادامه مقولات، اندرکنش دو پارادایم بیشتر مورد واکاوی و تدقیق قرارگیرد.

    پاسخ دادن
  20. 7

    امینی

    ممنون خانم میرآبادی..منکه چندین سال عمرمه واقعافرق بین فرهنگوتمدن رونمیدونستم..راستشومیگم..البته دوران مدرسه چیزایی بودولی یادم رفته بودن…این بازنگری به عقب بودویاددوران مدرسه افتادم…نه من شایدافراددیگری هم باشن که این تفاوتونمیدونستن..بهرحال متن خیلی پرباری بودوخیلی جالب..دستتون دردنکنه وعین حقیقتم گفتین..موفق باشین

    پاسخ دادن
  21. 6

    مسعود دوستمرادی

    با توجه به تفکر انتزاعی بشر کلماتی که ابداع میکند و مفهمومی که برای آنها تعریف میکند میشود گفت که متن زیبایی بود . اما نتیجتا مخاطب را سرگردان رها میکند بین انتخاب دو مفهوم متضاد با توجه به این متن نمیشود راحت تصمیم گرفت که بین دو مفهوم فرهنگ و تمدن کدام را باید . کرد و اصلا چرا میباست بین این دو تضادی وجود داشته باشد با وجود آنکه ما میدانم بشر بصورت اجتناب ناپذیر در زندگی اجتماعی نیاز مند هردوی این دو عنصر میباشد هم نیازمند به فرهنگ برای تساهل در زندگی اجتماعی و برقراری ارتباطات و از طرف دیگر نیازمند به تجدد و زندگی شهر نشینی نیز میباشد .

    پاسخ دادن
  22. 5

    ابرا هيمي

    عالي بود به اختصار بحث تحول تمدن بيان نموده موفق باشيد

    پاسخ دادن
  23. 4

    شاهو ویس محمدی

    سلام
    ممنون از خانم میرآبادی
    متن کوتاه و در عین حال پرباری ارائه دادید
    استفاده بردیم…

    پاسخ دادن
  24. 3

    مهسا قنبری

    خانم میر آبادی دستتون درد نکنه مث درس دادنتون عالی و مفید آرزوی سلامتی و موفقیت برای شما.

    پاسخ دادن
  25. 2

    آلا نادري

    خيلي ممنون داد كژال گيان
    اطلاعات خوبي بود
    و خيلي مختصر بيان شده بود

    پاسخ دادن
  26. 1

    موسی زاده

    با درود
    راقم قلم با نگاهی کوتاە اما پر بار توانسته دو پارادیم و دو مصطلح فنی جامعە شناختی را ازهم تفکیک نماید ، تا خوانندە تکست با مفاهیم و این مقال پیوندی علمی بیابد ضمن سپاس امید است دوستان رهیافتهای نوین خویش را در سفرەی معرفتی هم بگذارند تا از برکات اندیشە همدیگر منتفع گردیم…سپاس

    موسی زاده

    پاسخ دادن

نظر دادن

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *