5 Comments

  1. 3

    علیمردانی

    شما به دو نظریه اصالت وجود و وحدت وجود در متن اشاره کردید .نهایتا اسپینوزا موید کدام نظریه است

    پاسخ دادن
    1. 3.1

      ناشناس

      اسپینوزا در خداشناسی وجود انسان را از ذات لایزال انسانی می داند پس به این اعتبار وحدت وجودی است و آنجا که هستی انسان متصل به ذات باری اما متکی به خود در فهم جهان هستی است قایل به اصالت وجود است.
      ادم

      پاسخ دادن
      1. 3.1.1

        ناشناس

        پوزش می طلبم لطفا اصلاح بفرمایید سطر اول پاسخ را «وجود انسانی را از ذات لایزال الهی می داند»
        ادم

        پاسخ دادن
  2. 2

    صمدی

    با سلام خدمت کاک آدم
    خوب که چه ؟؟؟؟؟؟
    مطلبی را خواندیم بی سرو ته بی فایده نه مقدمه ای نه نتیجه ای نه بسم الله ی نه والسلامی .نه تاییدی نه تقبیحی اصلا مشخص نشد نگارنده به چه منظور نگاشته آیا صرفا نگارش متن به دلیل شناساندن نظریه بود یا جرح وتعدیل آن و اگر نگارنده در سدد تطبیق نظریه اسپینوزا با نظریه اصالت بود ه آیا نظریه اصالت خود مقبول است یا خیر صحیح است یا خیر از چه نظر و از نظر چه کسانی و چه گروه های فکری . در پایان با تشکر از کاک آدم لطفا چارچوب مقاله را فنس کشی کنید تا خواننده در درک متن دچار مشکل نشود ممنون

    پاسخ دادن
  3. 1

    ناشناس

    یادآوری یک نکته خالی از فایده نیست و آن اینکه از نظر اسپینوزا زمانی فعلی اخلاقی است که تحت هدایت خرد باشد و یک فعل زمانی تحت هدایت خرد است که پشتوانه معرفتی داشته باشد و زمانی پشتوانه معرفتی دارد که از ذهنی هندسی و از طریق استدلال بدست بیاید و یا از بدیهیات باشد پس در فلسفه اسپینوزا هر فعلی که تحت هدایت خرد هندسی نباشد آلوده به انگیزه های عاطفی است و ارزشمند نخواهد بود بنابراین اسپینوزا با آنها که فعل اخلاقی را برخاسته از صفاتی درونی می دانند همراه نیست.
    ادم

    پاسخ دادن

نظر دادن

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *