13 Comments

  1. 13

    سید ناظر فخری

    سلام استاد
    داستان زیبایی بود و بسیار ساده و در عین حال عالی لحظات رو توصیف کرده بودید .ممنون و دست مریزاد.

    پاسخ دادن
  2. 12

    محمد غریب معاذی نژاد

    با سلام وتشکر .قبل از هر سخنی باید از مسولین محترم سایت سلام پاوه تشکر نمود به سبب همراهی وهمکاری با همه مخاطبین بخصوص با حقیر : راستش بنده خود را شایسته این همه محبت دوستان نمی دانم واز تک تک انها تشکر می کنم وتشکر ویژه از مدیدریت محترم سالهای گذشته که با بنده همکار بوده وبیشتر نکته ها ونصایح را ازایشان آموخته ایم .راستش بعضی از دوستان منتقد گذشته هم که از علم ودانش بیشتری بر خوردار هستند تشکر می کنم وهمواره نقدهای انان تلگنری در جهت مطالعه هر چه بیشتر بوده است . زمانی که معلم بودم و در مدارس در س می دادم گاها به بعضی از دانش اموزان کم کار در مورد تلاش هر چه بیشتر نصایحی انجام می گرفت در نهایت یکی از دانش آموزان گفت فلانی من فقط اینقدر کشش دارم وبیشتر از این را از من مخواه .در جواب دوستانی که شاید از فن داستان نویسی بنده ایراد بگیرند باور بفرمایید هرچقدر می خواهم خوبتر بنویسم ولی ظرفیت وهنر داستان نویسی اینجانب تا این حد می باشد لذا اگر کاستی ونواقصاتی در آن مشاهده می شود ما را ببخشید

    پاسخ دادن
  3. 11

    عبدالله کاکابرایی

    بادرود وسلام خدمت استاد گرامی آقای محمد غریب
    معاذی نژاد دوست وهمکار ارجمند ازنقل بسیار زیبا
    وبیان شیرینتان آدم رابه دروران پیش دهه های پنجاه
    وشصت که همانا محرومیت وتبعیض واحساس فاصله
    های طبقاتی بین شهری بودن وروستا نشینی همیشه
    همچون پتکی بود.که مردمان محروم وجوانان غیور را
    وادار مینمود دست از زندگی اصیل برداشته وبه شهرها
    ومناطق پرجمعیت هجرت نمایند.آنروزها مدنیت طوری
    دیگر ووارونه تعبیر ومعنا میشد غافل از اینکه تمام بد –
    بختی هاییکه امروزه جامعهء ما به عنوان مصرف کننده
    از شهری وروستایی گرفته وپیامدهایی که با آن مواجهیم
    همه وهمه درآن اوان پایه ریزی تاجاییکه امروزه ماشاهد
    این همه بی سروسامانی اعم از بیکاری جوانان وبرکنار
    گذاشتن درآمدهای سنتی وتولید اتیکه حتی المکان میتوان
    به آن اقتد ای نسبی نمود.با این اوصاف باداشته های خود
    تفاوت بین زندگی شهری وروستایی وجامعه ایکه میرفت
    تا غرق درتمدن وتجدد وفساد ومدپرستی رانوید دهد در
    کمترین زمان به بار نشیند.که اساسی ترین پایه های –
    جامعه راکه اقتصاد آن باشد ؛ نشانه رفته که عایداتس این
    تضاد طبقاتی است.که با آن مواجهیم.به هرحال باید به یاد
    آن دوران وآن روزگاران غبطه خورد که باای وصفی که –
    تفاوتها بسیار بود ولی نابرده رنج کنج میسر نمیگردید .
    فرق بین آدم کار آمد وتحیلکرده وخادم باعکس آن جای تامل
    وقناعت و سیر سعودی سرمایه میتوانست.تاحدی مردم را
    سرجای خود نگه داشته وهمچشمی ودنباله روی که امروزه
    با آن مواجهیم باعث قطع صلهء رحم وفراموشی قرابت وخو –
    یشی نمیگردید.من حاضرم به آن دوران برگردم به شرط آن که
    به داشته های اولیه وآنچه را که ازدست داده دوباره دارا شوم
    نه اینکه بخواهم ادعا کنم که امروزه خیلی خوشبختم خوشبختی
    به نظر من آن مطالب وزیبایی هایی است که جاب آقای معاذی
    نژاد گذرا درقالب یک خاطره ازدوران پیش به آن پرداخته و اکنون
    خواندنش لذت بخش وتحسین برانگیز میباشد .بار دیگر ازاین –
    معلم شایسته ومردمدوست تشکر وقدردانی نموده امیدوارم که
    صاحبان سخن وقلم به دستان واقع بین ومردم مدار بامطرح نمو –
    دن واقعیتها مارابه اصالتهای خوبمان یاد آورشوند.
    از عزیزان سایت مردمی سلام پاوه ممنون وسپاسگزارم وسال
    نورابه آن بزرگواران تبریک وتهنیت مینمایم.

    پاسخ دادن
  4. 10

    همشهری واقع بین باش

    عالی بود
    واقعا ادم رو به همون فضا و شرایط میبره
    حس کردم کنار این پدرو پسرم و از نزدیک شاهد همه ی این ماجراهام

    پاسخ دادن
  5. 9

    شمال هورامی

    با سلام و سپاس فراوان خدمت کاربران محترم. و خدا قوت خدمت کاک غریب معاذی نژاد عزیز، داستان معناداری بود، چرا که الان اینقدر فراوانی زیاده هیچ چیز ی لذت نداره و همه چی تکراری شده و ارزش ها کنار رفته ، در دوران گذشته همه چی جایگاه خاص خود را داشت، و قدر اشیاء و انسانها فقط و فقط با پول نبود، بلکه با محبت و صفا و صمیمیتی که آدم ها و خانواده ها با هم داشتن ،بود.

    پاسخ دادن
  6. 8

    سوما

    داستان زیبایی بود.من واقعا با خواندنش کیف کردم.پیروز و سربلند باشید

    پاسخ دادن
  7. 7

    ناشناس

    سلام استاد گرامی.دس تان وش بو.قلبتان ساق بو یخوا

    پاسخ دادن
  8. 6

    ناشناس

    صلاح / جناب معازی نژاد حرف دل مار ا خوب بیان فرموده بودی تمام ما این گونه رندگی کردیم موفق باشید

    پاسخ دادن
  9. 5

    شیوه

    فوق العاده داستان زیبایی بو وبه راحتی می توان صحنه های رخ داده را در ذهن تجسم کرد .ممنون آقای معاذی نژاد

    پاسخ دادن
  10. 4

    محمد رئوف بادفر

    آقای معاذی نژاد از اینکه هر از چند گاهی ما را به حال و هوای آن روزها میبری بنده به نوبه خودم ممنونم آرزوی طول عمر با برکت را برایت از ایزد منان خواهانم.

    پاسخ دادن
  11. 3

    شهین

    عالی بود.دست مریزاد

    پاسخ دادن
  12. 2

    کامران

    سلام و درود بر جناب آقای معاذی نژاد عزیز.
    باز هم مثل همیشه داستان تون عالی بود.تشکر و سپاس فراوان.

    پاسخ دادن
  13. 1

    فرهنگی

    دس وش کاک غریب گیان ما به داستانهای خوبت تو سلام پاوه عادت کردیم خیلی خوب بود

    پاسخ دادن

نظر دادن

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.