10 Comments

  1. 8

    کوثر فخری

    سلام دوباره خدمت کاربران عزیز و بخصوص آقای ویسمرادی و سایر افرادی که نظر دادن.نمی دونم چرا گفتین زمانی دیگر آقای ویسمرادی. راستش هرچه تو این مدت در سایت ها و شبکه های مختلف اجتماعی می گشتم، لحن تند انتقادی و پرسش و پاسخ های تند و تیز زیاد می دیدم. نمی تونستم بی تفاوت باشم. در ضمن منظور بنده فقط خبرنگاران و مسئولان سایت ها نبود؛اگه با دقت مطلبم رو مطالعه کنید، متوجه خواهید شد بیشتر روی سخنم کاربران هستند.
    در جواب (دنیای مجازی نه واقعی) هم باید عرض کنم؛ فکر نمی کنم نوشتن درباره رفتارهای پسندیده انسانی، ایده آل گرایی باشه.اتفاقا این یه واقعیت، نه آرمان گرایی؛ در هر دین و مسلک و آیین و …. در نهایت: انسان دشواری وظیفه است…

    پاسخ دادن
  2. 7

    دلسوز هورامان

    با سلام
    سايه و قلم افراد پيشتر اوراق كاغذ را سياه مي نموند. به افرادي كه كاغذ را سياه مي كردند مي گفتند باسواد. سفيدي كاغذ هر چه بيشتر توسط قلم سياه شود، صاحب قلم را با سوادتر مي شمارند. نويسنده محترم قلم فرسايي نموده است. اما اين بار كاغذ سياه نكرده است بلكه در تاريكي تيري رها كرده است كه شايد به هدف اصابت نمايد. اهم دلايل براي اثبات اين ادعا بشرح زير است:
    1- عنوان بسيار كلي است. مصاديق تعرض بيان نشده است. متن روان و داراي سبك بايستي از آن برداشت هاي مختلف حاصل نشود.
    2- نويسنده از مسأله اي بسيار نگران شده است. خواننده از مسأله اطلاعي ندارد. از آسمان و ريسمان نويسنده خسته مي شود در متن چيزي دستگيرش نمي شود.
    3- قلمرو بحث يك مقاله بويژه اجتماعي بايستي مشخص باشد. تعرض به جان افراد، مال افراد و آبروي افراد در كجا اتفاق افتاده است؟ توسط چه كساني؟
    4- ذهن فرد نويسنده مملو از اطلاعات است. خواننده نمي تواند با ذهن خود ماهيگري كند و استنباط انجام دهد. تا مراد نويسنده كشف گردد.
    5- نويسنده شخصي به نام خانم فخري، به نظر من اين فرد احتمالا اهل روستاي خانقاه ي پاوه يا جوانرود باشد.
    6- موضوع مورد اشاره ممكن است در روستاي خانقاه اتفاق افتاده باشد و يا در جوانرود و …
    7- اين اتفاق كجا و در چه تاريخي روبداده است؟
    8- از ارنست هيمينگوي نقلي به ميان آمده است، مي پرسم جمله درست يعني چه؟ درستي آن با چه ابزاري سنجيده ميشود؟ همينگوي شاعر و نويسنده است درستي كلماتش توسط آثارش معلوم شد. درستي مقاله شما در اين جا چطور ارزيابي شود تا ذهن خواننده و جامعه رشد نمايد؟ و كوچكترها نيز ياد بيرند.
    9- چگونه فضاي مجازي از نظر شرعي و عرفي به بستري براي خودنمايي تبديل مي شود، آيا خود شما از اين قاعده استثناء هستي؟
    10- چطور امكان دارد دنياي واقعي افراد هميشه سالم باشد و لي دنياي مجازي شان نباشد. اين يك تناقض است. نويسنده محترم احتمالا اهل اورامانات باشد، يا بطور قطع به يقين هست. پس خودش نيز نمي تواند از حكمي كه صادر نموده است مسنثني گردد.
    11- نويسنده محترم مي تواند رشد كند بشرطي كه پخته تر بنويسد. مطالب كلي ننويسد. مصاديق را با ادب و متانت و مستدل بيان كند.
    12- انسان پرسش گر قوي تر از ديگران است. پرسش يعني نياز، پاسخ يعني واكنش. واكنش ها بايستي منطقي و منصفانه باشد. تا جامعه و افراد آن زمينه رشد پيدا كنند.
    13-ز فضاي مجازي محلي براي ارائه راه حل جهت مسائل جامعه خود استفاده نماييم. بهتر است ارائه تئوري ها و قوانين به عهده موسسات مربوطه باشد.

    14- از پرسش نهراسيم، چون انسان هاي مومن به خدا ريگ به كفش نبايستي داشته باشند.

    پاسخ دادن
  3. 6

    دنیای مجازی نه واقعی

    دنیایی که شما معرفی می کنید دنیایی ایده ال بدون غل و غش ،سالم این دنیا متعلق به آخرت است . ماهم می توانیم و باید تلاش کنیم که همچین دنیایی داشته باشیم .
    با توجه به بافت قبیله ایی و ارتباطات فامیلی که در لایه های مختلف جامعه ریشه دوانده و کاریش هم نمی شه کرد چون از خصوصیات جوامع اسیایی و خاوره میانه ای است . پس ارائه نظرات با اسمهای واقعی مشکلات فراوانی را در جامعه به وجود می آورد . درگیری از هم پاشیدن خانواده ها ، و گاها تهدیدات امنیتی . خوب در چنین جامعه ای شما انتظار دارید هر که نظر می دهد اسم خودش را کامل بنویسد . مطمئن باشید اگه اینجوری باید 99درصد کاربران نظر نمی دهند (این واقعیت است)ایده ال نیست . بعد از مدتی دیگر هیچکس به سایتها مراجعه نمی کند. و جریان اطلاع رسانی کند و کندتر می شود . درست همان است که شما عرض فرمودید اما باید واقعیتهای جامعه را در نظر گرفت . ما در دانشگاه ها فقط تئوری می خونیم اون هم مربوط به جوامع پیشرفته خوب با واقعیت های جوامع ما تطبیق ندارد .
    لازم است شما به عنوان یک کارشناس مطلب خود را بدون تعصب و خطاب قرار دادن سایت های منطقه خاصی و کلی ارائه می نمودید . نه اینکه یه جورایی انگار ازسایت خاصی گلگی دارین.

    پاسخ دادن
    1. 6.1

      ++++

      فراموش نکنید خدای دنیای مجازی همان خدای دنیای واقعی است. در برابر کوچکترین افکار و عمل خوب و بد خود مسئولیم. خلاصه آنچه بود که خانم کوثری با مطلب خوبش،سعی در رساندن آن داشته است.

      پاسخ دادن
  4. 5

    مصطفی ویسمرادی

    مطلب خوب وموثری بود اما برای زمانی دیگر،به نظربنده باتوجه به اینکه درآستانه ی روز خبرنگار(19مرداد) قرار داریم به رسم قدرشناسی بهتربود ازطلایه داران اطلاع رسانی شهرمان بانگاشتن حتی چندجمله تقدیر می نمودیم آنان که چشمان بینا و زبان گویای جامعه هستند و جسورانه به استقبال ناملایمات می روند تا به آشکاری حقیقت و رونمایی واقعیت کمک کنند.
    وسخن آخراینکه آنان که هرگاه به نفع ما قلم فرسایی نمودند بی مثالند وهرگاه به زیان ما نوشتنددین گریز و قانون گریز ندوبه انسانیت تعرض نموده اند…

    پاسخ دادن
  5. 4

    ج دختر شایسته (کوثر)

    بخاطر: ادب ،روانی قلم ،منطق و اعتماد به نفست آفرین دخترم!!!
    و بدون تعارف آفرین نیز تقدیم جناب محمد باد!!!
    بهتر است ما هم یادبگیریم با ادبیاتی اینچنین نوشته ها… یکدیگر را نقد کنیم ونظر بدهیم !!!!!

    پاسخ دادن
  6. 3

    کوثر فخری

    سلام. از آقا یا خانم س، پاوه ای، محمد و سایر افرادی که مطلب بنده رو مطالعه کرده اند متشکرم. اما بیشتر خطاب بنده به آقای محمد است که با حوصله مطلب رو مطالعه و نقد کردند. باز هم متشکرم. اما راستش بنده هم لازم دانستم جواب نقد شما را بدهم که خدایی ناکرده شک و شبه ای برای کاربران عزیز پیش نیاید.
    اولا مردم خطه اورامانات به دین داری مشهورند و در اینکه هنوز در این منطقه دین اسلام شخصیت خود را حفظ کرده هیچ شکی نیست؛ اما صحبت بنده از اخلاقیات در همه ادیان است که صد البته انسانیت محور همه آنهاست و به جامعه شناسی اسلامی هم ربطی ندارد(خودتان بهتر واقفید که بیشتر جامعه شناسان و تئوریسین های جامعه شناسی و علوم نظری غربی و غیر مسلمان هستند). ثانیا این مطلب نقادانه و معترضانه بود، لزومی به تعریف و تمجید از این شبکه های اجتماعی و سایت ها نبود، زیرا به قول شما مطالب و موضوعات در این باب کم نیستند. شما از گردانندگان سخن گفته اید؛ حال اینکه مخاطب مطلب بنده کاربران در سطح منطقه و ارتباط صحیح و اصولی آنها با یکدیگر بوده و هست و کاری به سازندگان و گردانندگان فیس بوک و تویتر و … ندارم. اما اگر کسانی مانند شما به پیمایش های اجتماعی علاقمند هستند بسم ا…، بنده نیز موافقم و در صورت مجال کمک خواهم کرد. البته در ارتباط با جرایم سایبری هم بنده نمی توانم پاسخگو باشم! ولی از اینکه می توان این جرایم را پیگرد قانونی نمود مطمئن هستم و قانون در این زمینه تمهیدات خود را لحاظ کرده است.
    نمی دانم منظورتان دقیقا از دهه هشتاد چیست و چه ارتباطی با عرف دارد؟!!اگر منظورتان فرهنگ استفاده کاربران از اینترنت و دنیای مجازی می باشد،که باید عرض کنم همانگونه که مستحضرید فرهنگ و عرف هر جامعه ای مقوله ای نیست که با یک دهه به وجود آید یا حذف شود! سطح فرهنگی و شعور اجتماعی یک ملت به آهستگی به روز می شود و نمی توان به یقین گفت که در یک فرهنگی دیگر به سادگی هضم می شود، آنهم با غنای فرهنگی و عرفی منطقه ای مانند اورامانات.
    درضمن اگر بنده می خواستم جوابیه ای بنویسم به سادگی و بدون ترسی از شناخته شدن این کار را انجام می دادم.چرا باید در لفافه کلام و بصورت محافظه کارانه این کار را انجام دهم؟بنده با شایعه پراکنی، تهمت ، افترا و … مخالف می باشم که متاسفانه این روزها زیاد شاهد آن بوده ایم. دلیلی برای اینگونه اطلاعات کذبی که با نام های جعلی و بدون امضا بصورت خبر به دست مردم منطقه می رسد، نمی بینم. افراد و کاربران باید شجاعت این را داشته باشند که خبری صحیح با ذکر نام را بصورت حرفه ای در سایت ها و شبکه های خبری منعکس کنند و این حق مسلم مردم منطقه است که آگاهی درستی در این ارتباط داشته باشند. بنده متعجب هستم کسانی مانند شما که با اسم مستعار؛ نقدی به این زیبایی و رسایی می نویسد چرا باید شجاعت معرفی خود را نداشته باشند؟!
    در پایان به شجاعت کاک فرهاد صالحی و گردانندگان این سایت تبریک می گویم. اگرچه مطلب بنده ممکن بود برخلاف برخی از مطالب درج شده در این سایت باشد، اما با نقادی ام مخالفت نکرده و آن را در سایتشان درج کردند. امیدوارم در کارشان موفق باشند و همچنان شجاعتشان را در جهت درستی سوق داده و سکاندار مطمئن و صادقی برای خبررسانی منطقه باشند.

    پاسخ دادن
  7. 2

    س

    مقاله ی جامع و مفیدی بود. امیدوارم حس مسئولیت پذیری صاحبان سایت ها را بیشتر کند.وهمه ما را در جهت استفاده درست از شبکه های اجتماعی سوق دهد.
    باتشکر

    پاسخ دادن
    1. 2.1

      محمد

      با سلام
      مطالب خوبی بود ولی بیشتر سیاه نمایی شده بود.
      درسته شبکه های اجتماعی و فضای مجازی دارای معایبی بوده و هست (همانگونه که شما نقل کرده اید) ولی چند تا نکته وجود داره که شما به هر دلیلی به اونها نپرداختین:
      1- راهکارهایی رو می بایست ارائه می دادین که متاسفانه مطالبی که شما مطرح کردین بیشتر مبانی تئوری بر مبنای جامعه شناسی اسلامی بوده و در بردارنده پیشنهادات کاربردی نبوده.
      2- دنیای مجازی و بخصوص شبکه های اجتماعی که روز به روز در جامعه کاربردی تر می گردند، علاوه بر نقاط ضعف در بردارنده نقاط مبثتی می باشد که به آنها پرداخته نشده است.
      3- گرداندگان شبکه های اجتماعی به این باورهای دینی اعتقادی نداشته و ندارند، چون این شبکه ها (فیسبوک، تویتر، تلگرام و …) در خارج از کشور مدیریت می گردند، هدفشون ارتباط بوده نه تعالیم دینی و اخلاقی و …
      4- اصولا پرداختن به این مسائل بیشتر نیاز به پمایشی اجتماعی چه در سطح مردمی و چه از دیدگاه جامعه شناسان، مردم شناسان، روانشناسان، علمای تلعیم و تربیت و دینی دارد، نه نظریات شخصی و بر مبنای تئوری های جامعه شناسانه و فلسفی – دینی که گاها با جامعه هدف سنخیتی کامل ندارد.
      5- در مورد قوانین جرائم سایبری بندهایی رو مطرح کردید که با یه بررسی ساده می تونید به این نتیجه برسید که نه تنها این قوانین به درستی پیاده نمیگردند بلکه حتی در خبرگزاری های رسمی دولتی و صدا و سیما نیز بیشتر آنها نادیده گرفته می شوند.
      6- عرف جامعه رو به عنوان یکی از دلایل بازدارنده مرح نموده اید که به نظر منظور شما از عرف جامعه، عرف دهه 80 باشه نه عرف حال حاضر مردمان شهر پاوه!!! پاوه و مردمان دهه 80 و با حال حاضر خیلی تفاوت داره!
      7- احتمال اینکه این نوشتار شما در جهت دفاع از شخص یا سازمان خاصی بوده ، به چشم می خورد که باید عرض شود اگه هدف این بوده شما می تونستید اقدام به جوابیه نمایید ….
      8- تجربه نشون داده در بیشتر مواردی که اعلام شده خبری صحت نداشته و یا به قول معروف کذب محض بوده، پس از مدت زمانی به عنوان واقعیت و آرام آرام به جامعه تزریق میشه که این میتونه از نقاط قوت این شبکه ها باشه!!!
      9- شما به عنوان کارشناس روابط عمومی بهتر به وظایف ارگان های مختلف در جهت مدیریت این گونه شبکه ها واقفید، اما در این مورد مطلبی رو ….
      نکته آخر هم اینکه از نویسنده و جناب آقای صالحی عزیز درخواست میکنم، مقالاتی که در سابت بارگذاری می کنید ورای تئوری ها و مطالب کتابی باشه و بیشتر به آسیب شناسی پرداخته و راهکارها ارئه گردند زیرا مطالب این چنینی هم بستر فرهنگی جامعه رو در نظر نمیگیره و هم اینکه با یه وبگردی ساده قابل دسترسی هستند.
      ایام به کام

      پاسخ دادن
  8. 1

    پاوه ای

    البته هم عیبش بگفتی یک حسنش را هم بگو.
    این دنیای مجازی مجالی است برای عزیزانی که در جامعه مقام و منصب و تریبونی برای گفتن ندارند.

    پاسخ دادن

نظر دادن

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.