21 Comments

  1. 8

    تأیید ناشناس

    ضمن تشکر از ناشناس بابت مطلبشان
    آقای لطفی مسئله ممانعت از اشاعه فساد چه میشود؟ آیا می توان در میان اهل ایمان فحشا را تبلیغ و تجویز نمود و کسی هم جلودار نباشد؟ مگر خداوند سبحان در سوره مبارکه نور آیه 19 نمیفرماید:
    ‏ ((((بي‌گمان كساني كه دوست مي‌دارند گناهان بزرگي ( همچون زنا ) در ميان مؤمنان پخش گردد ، ايشان در دنيا و آخرت ، شكنجه و عذاب دردناكي دارند . خداوند مي‌داند ( عواقب شوم و آثار مرگبار اشاعه فحشاء را ) و شما نمي‌دانيد ( ابعاد مختلف پخش گناهان و پلشتيها را )))) . ‏
    آقای لطفی لطفا جواب بدید که آیا غیر مسلمان می تواند مثلا در مکه مکرمه شراب خواری کند؟ و یا اینکه کاباره درست کند؟ و یا قتل کند؟ و یا قرآن را مورد اهانت قرار دهند؟ و یا کاریکاتور پیامبر صلی الله علیه و سلم را بکشند و فراخوان کاریکاتور را بدهند؟ و یا موادمخدر توزیع کنند و…..

    اما در مورد دموکراسی:

    از طرفی خداوند در سوره مبارکه یوسف 103 میفرمایند: (((( ‏ بيشتر مردم ( به سبب تصميم بر كفر و پيروي از هوي و هوس ، به تو ) ايمان نمي‌آورند ، هرچند كه تلاش كني ( و در راهنمائي ايشان بسيار خويشتن را زحمت دهي ) . ‏ ))))
    از طرفی همین آیاتی که آقای ناشناس مطرح نمود (انفال 39 و توبه 29) دلالت بر آن دارد که باید حق غالب و در جامعه حتما جاری شود.
    حال سوال اینست با توجه به 3 آیه ذکر شده چطور در حالیکه به فرموده صریح قرآن اکثریت مردم ایمان نخواهند آورد اما باید حکم خداوند سبحان را جاری نمود اگرچه با قتال هم باشد؟؟؟؟؟
    آقای لطفی ببخشید اما به قول معروف:
    من تكلم في غير فنه أتى بالعجائب.

    پاسخ دادن
  2. 7

    عرفان زمردی

    با سلام و سپاس فراوان
    جناب آقای لطفی عزیز نگاشته شما را به دقت چند بار خواندم بسیار دقیق و درست و منطبق بر آموزه های دینی به نظرم رسید.
    در ضمن از نگارش بسیار زیبایی چون دیگر نوشته هایتان برخوردار است.
    به سه‌ربه‌زی بژیت.

    پاسخ دادن
    1. 7.1

      لطفی

      سلام و سپاس کاک عرفان عزیز

      پاسخ دادن
  3. 6

    فرید

    نوشته را صحیح یا غلط کاری ندارم اما مستند نیست مطلبی با ارزش است که مستند ارائه شود

    پاسخ دادن
    1. 6.1

      لطفی

      – خوشحال میشوم درست بودن یا غلط بودن را بررسی کنید؛
      – چندبار تصریح شد که این نگاره، یک یادداشت ژورنالیستی ناشی از خوانش نگارنده از اسلام است، نه یک مقاله میدانی علمی-پژوهشی؛ با این وجود خوشحال میشوم بخش هایی را که نیازمند سند می دانید مشخص کنید تا آنها را تبیین یا مستند نمایم.

      پاسخ دادن
  4. 5

    نظاره گر

    منتقد و منتقدا به دور از آداب انتقاد، نقد کردن. احتمالآ مطلبو به دقت نخواندید. حجاب اجباری قطعا صحیح نیست کاری که در دانشگاه آزاد های ما میشه و خداوکیلی خیلی ها از دم در دانشگاه که خارج می شن فورا چادرشونو جم و روسریشونو آزاد می کنن. آخه این حجاب چه ثوابی داره.
    این دوست ما نگفتن هر چی براساس دموکراسی توسط مردم تایید شد به قانون اجتماعی عموم الاجرا تبدیل بشه چون ممکن است عموم مردم همجنس بازی رو تایید کنن پس قانون سراسری بشه ؟؟؟ قطعا خیر چون قانون رو خداوند علیم و خبیر وضع کرده برای انسانیت اما کسی که مسلمانان نیست قطعا کافره و بر او قوانین اسلامی تکلیف نمی شه و این فرد در قیامت محاسبه و به سزای اعمال خود که همان سرپیچی از اسلام است می رسه.
    سپاس

    پاسخ دادن
  5. 4

    ناشناس

    با عرض سلام . گفته اند: رحمت خدا بر کسی که قدر و منزلت خویش را شناخته و از گلیم خویش پا را فراتر نگذارد!
    برادر لطفی! عزیزم! قانون خدا ! با أمر خدا حاکم میشود نه با رضایت مردم! برادرم! تحدی میکنم در یک جا از قرآن ، دلیلی برایم بیاوری که حاکم نمودن قانون خدا را به رضایت مردم بسته باشد! نگو:( لا اکراه فی الدین) دلیل این موضوع است! خیر! بلکه دلیل برای عدم اکراه بر مسلمان نمودن است. و گرنه، در جامعه ای که اسلام حاکم شود ، قوانین اسلام هم حاکم میشود و از زمره ی اینها ، فرض حجاب و… است! اگر اینگونه که جنابتان گفتید باشد ، زنا ، قتل ، دزدی ، و… اموری شرعی اند ، و غیر مسلمان میتونه قتل کنه و… / برادر عزیز ! هرچند که نقد این حقیر از بیاناتت ، جسته و گریخته است ، اما بدان: عزیزم! در موضوعی که تخصص نداری به چه دلیل و با چه اجازه ای صحبت میکنی ؟ چرا ما در هر موضوعی که هرکی صحبت میکنه ، از او مدرک تخصصی میخوایم ، جز موضوع دین؟! مگر نمیدانید که خدا فرموده: یکی از محرمات کبار ( أن تقولوا علی الله ما لا تعلمون)؟
    به هر حال : رحم الله من عرف قدر نفسه!!!

    پاسخ دادن
    1. 4.1

      لطفی

      – مخاطبان قرآن، نسل بشرند(زن/مرد، فقیر/غنی، خاص/عام، تحصیل کرده/ تحصیل نکرده و…) که بنده هم جدای از اینها نیستم. خداوند هیچ قشر خاصی را وارث پیامش نکرده و خطاب آن را به طیف خاصی محدود نکرده و تامل و تعمق و تفقه در آن را ویژه رسته خاصی ننموده است. به همین جهت بنده نیز جزو مخاطبان قرآن محسوب میشوم و به وصیتش مبنی بر تامل در سیرت و مقصد آن، گوش جان سپرده ام و نهایتا برداشت خودم را مرقوم نموده ام. حالا ممکن است این برداشت خطا باشد و ممکن است صواب باشد. نباید اظهارات بنده را حمل بر تنگی عرصه بر خود کنید.
      – من تحدای شما را پاسخ داده ام. مسئله حاکمیت با قانونگذاری مرتبط است. قانون نیز امری لازم الاجراست که همگان -مسلمان و غیرمسلمان- باید آن را رعایت کنند. اما خداوند دین را امری اختیاری میداند و اکراه و اجبار آن بر غیرمسلمانان را توسط مسلمانان ناروا میخواند.
      – حالا بنده شما را تحدی میکنم. در کجای قرآن امر به تحمیل احکام شریعت بر دوش غیرمسلمانان شده است؟
      – بنده در قامت یک دانشجوی فعال مذهبی اظهارنظر کرده ام، نه در قامت یک مجتهد؛ کسی هم حق ندارد از جانب خداوند سخن بگوید و در کوس حق بدمد و خداوار بندگان خدا را خطاب قرار دهد و به بهانه ملا یا آخوند نبودن، دهان بندگان خدا را ببندد. حقیر با قلت سن ام، کمینه مطالعاتم در حوزه های دینی/اجتماعی/سیاسی به روزانه دو ساعت و بیشنه آن به روزانه شانزده و میانگین آن به روزانه پنج ساعت رسیده است. با این وصف اگر در معرفت، مرتکب خطایی شده باشم و بعدا به نادرستی آن پی بروه باشم در کمال عزت و افتخار، تجدیدنظر خواهم کرد و از چیزی باکی ندارم.
      – توصیه ام به شما این است بجای آنکه خود را مالک حقیقت بدانید و با ادبیاتی قلدرانه و جابرانه، خداوار بندگان خدا را خطاب قرار دهید، به نقد ادیبانه انگیخته بپردازید که این به تقوا نزدیکتر است.

      با احترام

      پاسخ دادن
      1. 4.1.1

        ناشناس

        قال تعالی:وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ فَإِنِ انْتَهَوْا فَإِنَّ اللَّهَ بِمَا يَعْمَلُونَ بَصِيرٌ. ( الأنفال 39 ).

        پاسخ دادن
        1. 4.1.1.1

          لطفی

          سلام بزرگوار؛
          1) این آیه نه تنها منافی تحدای بنده نبود، بلکه بررسی شان نزول آن، می تواند ادعای بنده را تصدیق نماید؛
          2) این آیه نه یک دستور العمل «کنشی»، بلکه «واکنشی» به سوءقصد و دست درازی مشرکان نسبت به مسلمانان بود؛ رسول خدا بدون هیچ اجباری و بلکه در فرایند اقناع روانی و عقلانی انصار، آنها را با خود همدل و همراه کرد و از آنها بیعت گرفت. تا اینجای کار یعنی رسول خدا در فرایند دعوت، از هیچ ابزار خشونت ورزانه و تحمیل و اجباری استفاده نکرده است. در همین حین، مسلمانان مهاجر از حبشه بازگشتند و در کنار انصار(که تازه مسلمان شده بودند) تعدادشان زیاد شد. که این موضوع زمینه ساز، سوءقصد و دست درازی و تجاوز مشرکان به مسلمانان شد.
          3) هشام بن عروه گويد: «وقتى مهاجران حبشه بازگشتند، مسلمانان فزونى گرفتند و بسيارى از انصار مدينه مسلمان شدند و اسلام در آنجا رواج گرفت و مردم مدينه برای بیعت دادن پيش پيامبر مى رفتند. چنان شد كه هفتاد كس از سران مسلمانان مدينه پيش پيامبر آمدند و با وى بيعت كردند و پيمان بستند و گفتند كه تو از مايى و ما از توييم و هر كس از ياران تو كه پيش ما آيد و خود ترا نيز مثل خودمان حمايت ميكنيم.
          چون قرشيان چنين ديدند با مسلمانان سختى كردند، و مى خواستند آنها را از دينشان باز گردانند و محنت سخت شد. و با مسلمانان خشونت كردند و پيامبر بفرمود تا ياران وى سوى مدينه مهاجرت كنند، و اين فتنه دومين بود كه پيمبر ياران خويش را بفرستاد و خود او نيز مهاجرت فرمود و در همين فتنه بود كه خدا اين آيه را نازل فرمود كه «وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَ يَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ»

          4) فتنه اول آن بود كه پيامبر فرمان داد سوى حبشه مهاجرت كنند، و فتنه دوم وقتى بود كه از حبشه باز آمدند. یعنی در هر دو فتنه، مسلمانان در معرض فشار و تهدید مشرکان قرار گرفتند و مشرکان قصد تحمیل اراده خویش بر مسلمین را از طریق اجبار و خشونت داشتند. «تحمیل و اجبار و خشونت» از جمله رویه اخلاقی و استراتژیک مشرکان بوده و کسانی که قایل به آن هستند، بدانند که به مشرکان اقتدا کرده اند نه به رسول نازنین(ص) و اصحاب باوفایش.
          5) اگر پیامبر(ص) در جنگها و غزوات ناگزیر به اسعتمال خشونت شده، عموما بدان خاطر بوده که ابزار مشرکان در جهت اعمال فشار و تحمیل اراده خویش بر پیامبر، از جنس خشونت بوده است. از این رو، پیامبر نیز به هنگام اخذ قدرت، برای دفع بهینه فتنه و فشار، از ابزاری متجانس(یا همان خشونت است) استفاده کرده است. وگرنه هرگز هیچ پیامبری در فرایند دعوت و اصلاح جامعه خویش یا همان مومن سازی جامعه، خشونت و اجبار را بعنوان یک اصل یا ارزش، مورد توجه و استفاده قرار نداده است.

          6) شواهدی دیگر از جنس قرآن که ادعای پایانی بند 5 را تصدیق میکند:
          – «وَ لَوْ شَاءَ رَبُّكَ لاَمَنَ مَن فىِ الْأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعًا أَ فَأَنتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتىَ‏ يَكُونُواْ مُؤْمِنِينَ»(یونس، ۹۹).
          – «قَالَ يَا قَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِنْ كُنْتُ عَلَىٰ بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي وَآتَانِي رَحْمَةً مِنْ عِنْدِهِ فَعُمِّيَتْ عَلَيْكُمْ أَنُلْزِمُكُمُوهَا وَأَنْتُمْ لَهَا كَارِهُونَ» (هود، ۲۸)

          پاسخ دادن
        2. 4.1.1.2

          لطفی

          – آدرس نقل قولی که از هشام بن عروه کردم: «تاريخ الطبری/ترجمه،ج 3،ص:906»
          – نکته دیگر که فراموش کردم این است که ذات اجبار و تحمیل بصورت «کنشی»-حتی برای فراگیر کردن آیین خداوند- خودش نوعی فتنه گری خواهد بود که از جمله دستاوردهای آن می توان به دین گریزی، ایجاد یا تشدید تنفّر و… اشاره کرد.

          پاسخ دادن
      2. 4.1.2

        ناشناس

        قَاتِلُوا الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَلَا يُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَلَا يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ حَتَّى يُعْطُوا الْجِزْيَةَ عَنْ يَدٍ وَهُمْ صَاغِرُونَ. ( توبة 29).

        پاسخ دادن
        1. 4.1.2.1

          لطفی

          1) در یکی از تقسیم بندیها نبردهای پیامبر دو دسته بوده اند:
          * دسته اول پیش از اقتدار سیاسی: که عموماً در جهت دفاع از خویش در برابر تهاجم خصمانه دشمنان صورت گرفته است؛
          * دسته دوم پس از اقتدار سیاسی: که غالباً در جهت ظلم زدایی از یک ملت مظلوم یا دفاع از حق نشر فکر خویش صورت گرفته است؛ یعنی هر فکری که در هر نقطه از جهان متولد میشود، حق نشر در لایه های جوامع مختلف را دارد و اگر کسی این حق را از صاحبان آن فکر سلب کند، مبارزه با وی در راستای دفاع از این حق، انسانی خواهد بود.(فکر اسلام نیز مستثنی از این قاعده نیست.)

          2)مشروعیت سیاسی باید فیلتر از مقبولیت اجتماعی گذر کند. در غیر اینصورت آن قدرت سیاسی، نامشروع خواهد بود. همانگونه که رسول خدا(ص) طی 13 سال دعوت و تربیت، خود و برنامه اش را بر هیچکس تحمیل نکرد،بلکه از طریق «تربیت و اخلاق حسنه و مبارزه فکری» مردم را با خود همدل و همراه نمود و نهایتاً یک قدرت محلی که مشروعیتش را از مقبولیتش گرفته بود تاسیس کرد و در پرتو قردادهایی که با قدرتهای همجوار بسته شد و سپس نقض پیمانهایی که از سوی همان قدرتهای همجوار صورت گرفت، دامنه قدرت مشروع مسلمانان، گسترش یافت. بعبارت دیگر گسترش مقدماتی قلمرو مسلمانان در شبه جزیره عربستان، نه به سبب جبر کنشی بلکه به سبب تبعات ناشی از نقض قردادهای سیاسی و اجتماعی صورت گرفت.

          3) وقتی یک حکومت قانونی که مشروعیتش را از مردمش گرفته باشد، مستحق اعمال حاکمیت در جهت استقرار نظم درون مرزی خواهد بود و همچنین جواز ظلم زدایی برون مرزی را خواهد داشت.

          4) حکومت رسول خدا(ص)، اولاً مشروع بود. ثانیاً در جهت استیفای حق نشر فکر خویش اقدام به حضور در حوامع دیگر کرد؛ ثالثاً حاکمان دینی و سیاسی آن جوامع در قامت یک مانع، نمی گذاشتد این فکر به لایه های جوامع درز کند و بلکه علیه مسلمانان به مبقابله بر خاستند؛ رابعاًً آیه مذکور شما نیز با منظور کردن همین غایت، جواز نبرد را صادر می کند؛ به اینصورت که پیشنهاد میدهد این تزاحم موانع، رفع گردد چراکه رفع این موانع، ای بسا زمینه ساز تصمیم گیری آزادانه یک جامعه شود.

          پاسخ دادن
          1. 4.1.2.1.1

            کاوه

            (((مشروعیت سیاسی باید فیلتر از مقبولیت اجتماعی گذر کند. در غیر اینصورت آن قدرت سیاسی، نامشروع خواهد بود)))
            سلام. آقای لطفی در مورد این مطلبتان سوالی داشتم ممنون میشم جواب بدید. اگر آن مشروع سیاسی با اسلام در تضاد باشد و مردم خلاف آن را پذیرفتند تکلیف چیست؟ آیا باید ما هم به آن مشروع معترف و منقد باشیم؟ همانطور که معلوم است طبق قوانین دموکراسی لاجرم باید دنبال آن مشروع سیاسی باشیم که مردم انتخاب کرده اند کما اینکه فرضا در ترکیه با آن که دولت فعلی برسر کار است اما نمیتواند شراب فروشی و سواحلی که در آن بی بند و باری و… وجود دارد را تعطیل کند و حتی همانطور که میدانیم کارناوال همجنسگراها نیز در خیابانهای ترکیه به راه میفتند و علنا خواستار عمل قوم لوط میباشند. ولی دولت ترکیه باید از مشروعی که به این معاصی راضی بوده است، تن در دهد و ممانعت نکند.
            اگر اینگونه باشد چگونه باید آیات زیر را تفسیر نمائیم:
            خداوند در سوره جاثیه 18 میفرمایند: (‏ سپس ما تو را ( مبعوث كرديم و ) بر آئين و راه روشني از دين قرار داديم . پس ، از اين آئين پيروي كن و بدين راه روشن برو ( چرا كه آئين رستگاري و راه نجات است ) و از هوا و هوسهاي كساني پيروي مكن كه ( از دين خدا بي‌خبرند و از راه حق ) آگاهي ندارند. ‏)
            آیا جایز است که مشرع سیاسی بشری را بر مشروع اسلام ترجیح داد و یا اینکه ترکیبی از اسلام با اشتراکیت و دمکراسی را بر اسلام خالص ترجیح داد؟ در حالیکه خداوند میفرمایند: (قل يا أيها الكافرون – إلى قوله – لكم دينكم ولي دين) و بر این اشاره دارد که اسلام با هیچ چیزی مختلط نمیشود . و نیز میفرمایند که تنها با حکم الهی باید بر مردم حکم راند و نباید حکم الهی را نادیده گرفت و به مشروع غیر الهی راضی بود: مائده49 ( و ( به تو اي پيغمبر فرمان مي‌دهيم به اين كه ) در ميان آنان طبق چيزي حكم كن كه خدا بر تو نازل كرده است ، و از اميال و آرزوهاي ايشان پيروي مكن ، و از آنان برحذر باش كه ( با كذب و حق‌پوشي و خيانت و غرض‌ورزي ) تو را از برخي چيزهائي كه خدا بر تو نازل كرده است به دور و منحرف نكنند ( و احكامي را پايمال هوي و هوس باطل خود نسازند ) .
            سباس

            پاسخ دادن
            1. لطفی

              سلام دوست من؛ خیر معترف و معتقد نباشید؛ مشروعیت سیاسی به اعتقاد شما کاری ندارد، به تحمیل کردن یا نکردن اعتقاد شما بر دیگران کار دارد. وقتی فکر شما نتوانست از فیلتر مقبولیت عبور کند، نه به آن معناست که شما دیگر آن فکرتان را کنار بگذارید و بدان معتقد و ملتزم نباشید، بلکه بدان معناست که حق تحمیل فکرتان را بر دیگران نخواهید داشت.

              پاسخ دادن
        2. 4.1.2.2

          ..

          آیه مربوط به جنگ تبوک است که با دستگاه قدرت روم شکل گرفت.

          پاسخ دادن
  6. 3

    ناشناس

    بحث جبر در دین یک بحث ساده ای نیست. اجبار موقعی در اسلام وجود ندارد که شخص مسلمان نشده باشد.. اما در چاچوب شناسنامه اسلامی اجبار وجود دارد.
    با منتقد موافقم

    پاسخ دادن
    1. 3.1

      لطفی

      مراد بنده، ارایه یک روش(نفی تحمیل) به مثابه یک ارزش برای یک مسلمان در تعامل با یک غیرمسلمان بوده است. وگرنه آنچنان که شما اشاره داشتید، اسلام به منزله یک سازمان است که ورود به آن، مستلزم مراعات قوانین آن است.
      این چند سطر نیز به چگونگی ارتباط اعضای این سازمان با محیط بیرون آن در پرتو یک ارزش اخلاقی پرداخته است.

      پاسخ دادن
  7. 2

    ramin

    با تشکر از آقای لطفی،البته این موضوع را می توان یادداشتی از آقای لطفی بر اساس دیدگاه ایشان دانست و هر کسی می تواند برداشت خودش را داشته باشد،

    پاسخ دادن
  8. 1

    منتقد

    تو خدا این قبیل مطالب سبک را در قالب مقاله چاپ نکنید قطعا وزن شما را پایین می اورد این مطلب نتنها بار علمی ندارد حتی چندان هم از نظر مذهبی کیفیت لازم را ندارد چرا که فاقد استدلال است از ما گفتن بود حال خود دانی

    پاسخ دادن
    1. 1.1

      نقد از منتقد

      سلام؛
      این مقاله نیست. ملاحظاتی نکته سنجانه است که در قالب یک یادداشت مرقوم گشته؛ نقد شما نیز به دلیل مستند نبودن، فاقد وجاهت و اعتبار است. پس بخش هایی را که ناصواب میدانید طی یک جوابیه، ارسال فرمایید.

      پاسخ دادن

نظر دادن

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *