یک نظر

  1. 1

    رستمی تبار

    آقای دکتر سلام
    بنده چند وقت قبل با فرد مسنی از اهالی باینگان صحبت می کردم که می گفت آن زمان ماها نمی دانستیم. وقتی می رفتیم شکار (راو) بزکوهی و … آنقدر زیاد بودند که می توانستیم آنها را بادست هم بگیریم. و ما آنقدر بی انصاف بودیم که به اندازه نیاز هم نمی گرفتیم بلکه هفت الی هشت راس را گرفته و ذبح می کردیم.
    اینرا هم از بابت سرزنش گذشتگان می نویسم و از هم برای یاد آوری حاضرین که منطقه ما برای خودش سرزمین تنوع زیستی بوده است.
    شاید نسل گذشته ما از بی انصاف ترین نسلهایی بوده است که در منطقه ما زیسته اند. بسیاری از گونه ها تا زمان حیات آنها در منطقه جولان داده و ادامه حیات داشته اند.
    ولی چه تفکری وجود داشته و چقدر گرسنه بوده اند !!! که ریشه بر جان همه چیز زده اند را باید از افراد پا به سن گذشته پرسید.
    جاده این مار خاکی که راحتی صعود از دامنه و شیب را را برای انسانهای حریص بدنبال دارد و شاید رفاه را برای عده ای.
    اما همه باید باور کنیم این مار که خود را بر تن و جسم طبیعت ما می پیچاند قطعا دیریا زود موجب خفه شدن طبیعت و ما می گردد.
    ۱٫ جاده حداقل در ابتدایی ترین اثرات آن انهدام بخشی از خاک و فرسایش آن و تغییر کاربرد بخش زیادی از طبیعت را برای احداث خود بدنبال دارد.
    ۲٫ موجب قطع اکوسیستم ها و عدم ارتباط مستقیم گونه های مختلف می گردد.
    ۳٫ امنیت را از تنوع زیستی گرفته و زندگی را بر معدود جانوران باقیمانده سخت می کند.
    ۴٫ دسترسی انسان حریص متخلف را به دست نیافتنی ترین نقاط تسهیل ساخته و ابزار فرار سریع را مهیا می کند.
    ۵٫ کوهها را بعنوان منابع تامین آب شرب و سالم آماج حضور انسان می سازد تا در آنجا با رهاسازی پسماند موجبات آلودگی محیط زیست را فراهم کند.
    ۶٫ جاده خودرو را به قلب آسمان آبی کوهستان آبی ما می برد. و لگد مال شدن خاک شخم خورده توسط سرمای زمستان را بدنبال دارد.
    ۷٫ دسترسی هر آنکس که در طبیعت زندگی نکرده و فرهنگ مسالمت آمیز و تعاملی با طبیعت را نمی شناسد به همه انواع گونه های جانوری و گیاهی تسهیل می کند و خود بخوان ااین حدیث مجمل را!
    ۸٫ در صورتیکه بخواهیم برای منطقه جاذبه های گردشگری را تعیین و معرفی کنیم جاده این ظرفیت را قطعا از ما خواهد گرفت و هرگز توسط نهادهای بین المللی مختلف به رسمیت شناخته نخواهیم شد. این بخش از سخن واقعا تهدید جدی است. همچنان که در بخش میراث فرهنگی و ثبت آثار باستانی محیط انسان ساخت نو پدید ما را در تنگا قرار داده است.
    دوستانی که طاقبستان چند سال پیش و اخیر را مشاهده کرده اند می توانند اهمیت موضوع را درک نمایند.
    آیا با این اوصاف می توان به هر بهانه ای آینده و سرنوشت نسل آینده را فدای خواست های غیر ضرور امروزی نماییم. پس تا آسفالت و سیمان قلب کوهستان ها را بیش از این ندریده است جاده های غیر ضرور را تخریب و به حالت اولیه برگردانیم.
    آیا گوش شنوایی هست؟!

    پاسخ دادن

نظر دادن

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.