قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی
شما اینجا هستید
اخبار » درسهایی از ژنوساید حلبچه / حیدر غلامی

پایگاه خبری تحلیلی سلام پاوه : در بیست و پنجم اسفند ماه سال ۱۳۶۶ رژیم بعث عراق در یک اقدام وحشیانه و غیر انسانی، شهر حلبجه را بمباران شیمیایی کرد. در این بمباران ۵ هزار نفر شهید و حدود ۱۰ هزار نفر زخمی و هزاران نفر آواره و دربدر شدند. علاوه بر آنچه که ذکر شد، آثار حیدر غلامیو تبعات روانی و اجتماعی بسیاری در پی داشت که هنوز هم کم و بیش مشاهده می شوند.

این جنایت شنیع در رسانه ها و نهادهای بین المللی آن چنان که باید، بازتابی نداشت؛ و برای محکومیت و مجازات عاملان آن اقدامی عملی انجام نگرفت. سال ها بعد، پس از دستگیری صدام و همدستانش، به جای محاکمه و تبیین بیشتر ابعاد و زوایای پنهان آن جنایت؛ و محاکمه علنی و عادلانه عاملانش، بدون اشاره به این پرونده و … صدام را اعدام کردند.

 زنده نگه داشتن یاد چنین روزی، اگر دارای اهداف و پیامی نباشد؛ و تنها در بیان تعداد کشته‌ها و مجروحین و یا مرثیه سرایی خلاصه شود، دردی را دوا نخواهد کرد. بهتر آن است که در سال یاد چنین فاجعه‌ای، درس آموزی کرد و آن را وسیله ای برای جلوگیری از تکرار چنین جنایت‌هایی؛ وهمایشی در راستای  بهبود وضعیت مردم مظلوم و تحت ستم قرار داد.

 ژنوساید ملت کرد در حلبچه دارای دروس و نکات فراوانی است؛ که برخی از آنها را اشاره وار ذکر خواهیم کرد.

۱ـ ضرورت نهادینه شدن کرامت و حرمت انسانی

می توان گفت : یکی از علل اصلی بمباران شیمیایی حلبچه، این بود که از نظر آن جانیان، انسان فاقد حرمت و کرامت بود؛ و برای دستیابی به اهدافشان، حاضر بودند به راحتی کرامت و ارزش وی را خدشه دار کنند؛ امری که متاسفانه نزد اکثر دولتمردان جهان به وضوح مشاهده می شود. واقعیت جهان کنونی بیانگر این است که:  انسان‌ها دارای ارزشی یکسان نبوده و با هم برابر نیستند. از دید حاکمان غربی و … جان یک شهروند و سرباز آمریکایی، انگلیسی، اسرائیلی و… از جان صدها انسان آفریقایی، عرب، کرد و… با ارزش تر است. به عنوان مثال اگر به جای آن چند هزار کرد مظلوم، چند صد نفر غربی، قتل عام می شدند؛ آیا واکنش کشورهای غربی و اذناب منطقه ای آنان، به سان واکنش آنها در برابر فاجعه حلبچه می بود؟

تا زمانی که باور به کرامت و ارزش انسانی نهادینه نشود، لطمه و آسیب بدان با انواع و اقسام روش‌ها دور از انتظار نیست. بنابراین تلاش جهت نهادینه شدن کرامت و حرمت انسان، صرف نظر از رنگ، نژاد، دین، زبان و … ضرورتی اجتناب نا پذیر می باشد.

۲ـ ضرورت دگرپذیری، مدارا، رواداری و همزیستی مسالمت آمیز

جنگ و کشتارجز در حالت دفاع و نجات خود یا مظلومین ـ جایز نبوده؛ و نتیجه‌ای جز خونریزی، ویرانی، عقب ماندگی و تبعات منفی جسمی، روانی و اجتماعی در پی نخواهد داشت. ملت مظلوم کرد خواهان حقوق انسانی خود و رفع ستم ملی از خود بودند. اما حزب ناسیونالیسم بعث به جای گفتگو و رفع ستم ملی و اعطای حقوق انسانی به کردها، با وحشیانه ترین روش، آن ها را قتل عام کرد.

بسیار ضروری است که در جامعه ـ به خصوص در جوامع دارای تنوع قومی و فرهنگی ـ با تمرین و رواج دگرپذیری، گفتگو، مدارا، رواداری و فرهنگ اختلاف ، زمینه‌ی همزیستی مسالمت آمیز و مبتنی بر احترام و عزت را فراهم کرد.

۳ـ لزوم وجود قوانینی با ضمانت اجرایی، در زمینه حقوق اقلیت‌ها

متاسفانه ظلم و ستم نسبت به اقلیت‌های قومی، مذهبی و .. هنوز هم در اکثر مناطق و کشورها وجود دارد؛ و می توان گفت صرف نظر از شدت و ضعف آن، ستمی همه گیر و جهانی است.

ملت کرد عراق علاوه بر ستم عمومی( همچون سایر مردم عراق) ، از نظر ملی نیز مظلوم واقع شده بودند. در سلسله عملیات های انفال حدود ۱۸۲ هزار نفر از کردها و ویران کردن شهرو روستای آن ها و کوچاندن اجباریشان از نمونه های این ستم ها می باشند.

بنابراین جهت جلوگیری از این ظلم و ستم، وجود قوانینی با ضمانت اجرایی، در زمینه حقوق اقلیت‌ها، ضروری به نظر می‌رسد.

۴ـ عدالت و مهر ورزی ضامن بقای حکومت‌ها و حمایت مردم از آن‌ها

ظلم و ستم رژیم بعث، ملت عراق به خصوص کردها را چنان به ستوه آورده بود که از صمیم قلب خواهان برچیده شدن بساط آن ـ حتی توسط حکومت ظالم دیگری چون آمریکا ـ بودند. دیدیم که با آمدن نیروهای بیگانه و حمله به عراق، نه تنها در برابر آن‌ها نایستادند، بلکه از آن‌ها هم استقبال کردند.

عدالت و مهر ورزی و خدمت صادقانه به مردم ، سبب افزایش احترام و جایگاه حکومت در دل مردم خواهد شد. در چنین حالتی نه تنها مردم خواهان زوال آن نیستند، بلکه جهت حفظ و بقای آن، حاضرند جان و مال خود را نیز فدا کنند. پس دولتمردان عاقل و دور اندیش کسانی هستند که با عدالت و مهرورزی، علاوه بر خدمت، بنیان حکومت خویش را نیز مستحکم نمایند.

۵ـ ضرورت دیدگاه حقوق بشری به مسائل، نه دیدگاه سیاسی و منفعت طلبانه.

پس از بمباران شیمیایی حلبجه، ایران تنها کشوری بود که برای جهانی کردن آن و محکومیت رژیم بعث،از طریق رسانه ها و نهادهای بین المللی تلاش چشمگیری کرد. متاسفانه اکثر کشورهای غربی، عربی و سازمان ملل متحد در باره‌ی مظلومیت  این ملت و محکوم کردن رژیم بعث عراق موضعگیری شفاف و صریحی اتخاذ نکردند. قدرت‌های غربی خود در تجهیز عراق  به سلاح‌های شیمیای توسط معامله‌گر هلندی (فرانس فان آنرات) نقش اصلی را داشتند و اکثر دولت‌های عرب هم، حامی صدام بودند. این حکومت‌ها و نهادهای بین المللی تحت نفوذ آن ها،  دیدگاهشان به قضیه، دیدگاهی سیاسی و منفعت طلبانه بود، نه دیدگاهی عادلانه و حقوق بشری. برای اتخاذ تصمیمی عادلانه در برخورد با چنین قضایایی ، داشتن دیدگاه حقوق بشری به مسائل، نه دیدگاه سیاسی و منفعت طلبانه، ضروری می باشد.

۶ـ ضرورت وجود رسانه‌های آزاد و غیر دولتی

غالبا حکومت‌ها می‌کوشند، از طریق رسانه‌ها، اطلاعاتی طبقه بندی شده و باب میل خود به جامعه ارائه دهند؛ و از این طریق، افکار عمومی جامعه را کانالیزه و هدایت نمایند. در آن زمان بجز ایران، رسانه های سایر کشورها، بسیار کم رنگ وجانبدارانه قضیه حلبچه را پوشش دادند. آن ها در پی قلب حقیقت، برائت حزب بعث و یا حداقل تقلیل جرم آن بودند. امری که متاسفانه هم اکنون نیز درمورد بسیاری از مسائل و قضایا شاهد آن هستیم. به عنوان مثال درباره کشتار مردم مظلوم مصر، فلسطین، سوریه و … نیز همین سناریو در حال تکرار شدن می باشد.

بنابراین وجود رسانه‌های آزاد و غیر دولتی و انعکاس واقعیت‌ها و حقایق و تنویر افکار عمومی، ضرورتی اجتناب ناپذیر است.

۷ـ ضرورت اصلاح ساختار سازمان ملل متحد، به خصوص شورای امنیت آن.

وجود حقِ ناحقِ وتو برای پنج کشور هسته ای  و اعمال نفوذ شدید قدرت های بزرگ در تصمیم گیریهای این سازمان نقش اساسی دارند. وتوی صدها قطعنامه علیه منافع این کشورها، یا نبود ضمانت اجرایی آن ها، گویای این حقیقت تلخ می باشد. وجود این نواقص و کاستی ها، ضرورت اصلاح این نهاد مهم و تاثیرگذار بین المللی را ایجاب می کند. این اصلاح باید به گونه‌ای باشد که به این نهاد، توان جلوگیری از ظلم و ستم و مقابله با ظالمان ـ بدون هیچ ملاحظه ای ـ اعطا شود.

۸ـ عامل تعین کننده در سرنوشت ملت‌ها، خود آن ملت‌اند

با مطالعه تاریخ به خصوص تاریخ ملت کرد و دیدن واقعیت های کنونی، به وضوح درمی یابیم که قدرت های بزرگ در پی مصلحت و منافع خویش اند؛ هرچند که به پایمال شدن حقوق سایرملت ها و ظلم و ستم نسبت به آنها منجر شود.   هر ملتی باید خود، سرنوشتش را تعیین کند؛ و تا زمانی که اراده‌ی تغییر نداشته باشد، سرنوشتش تغییر نخواهد کرد؛ به عبارت دیگر تقدیر هر ملتی، تدبیر آنهاست.

۹ـ ظلم ستم نسبت به هرکس و گروهی، با هر عنوان و نامی ناپسند و محکوم می باشد.

لازم است به مردم آموزش داده شود که نسبت به ستم حساس و از آن گریزان باشند؛ و ظلم نسبت به هرکس و هر گروهی را با هر عنوان و نامی ناپسند دانسته و آن را محکوم نمایند. نباید نسبت به مظلومیت و قربانی شدن ملت‌ها و اقوام و مردم دیگر ـ هر چند بین آنها کینه و عداوت هم باشد ـ خوشحال یا بی تفاوت بود؛ زیرا چنین موضع گیری هایی بیانگرتصدیق عملکرد ظالمان نسبت به مظلومان می باشد. بیانگر تصدیق عملکرد کسانی است که در برابر جنایتهایی چون جنایت صدام علیه کردها، سکوت اختیار کردند.

ضروری است ملت مظلوم کرد که خود بارها از ستمگران، ستم دیده است، نسبت به ظلم بی تفاوت نبوده و حداقل با مظلومین ـ صرف نظر از زبان، رنگ و… ـ قرار گیرند. بکوشیم با دستی شاخه زیتون و با دستی دیگر کبوتر سفید و صلح و آشتی را به جامعه و جهانیان هدیه دهیم.

به امید فرا رسیدن روزی که شاهد تبعیض و ناعدالتی، ستم ، خشونت و کشتار نباشیم؛ و عدالت ومهرورزی در جوامع انسانی را نظاره گرباشیم.

پاوه، حیدر غلامی   ۲۴/۱۲/۱۳۹۳

  1. نقد

    غالبا انسانی که میاد از یک فاجعه انسانی می نویسد باستی یک سری قواعد رو رعایت کند .اولا خود به ان چیزی که مینگارد ایمان واقعی داشته باشد به این معنی که اگر امد و قدرت رو در دست گرفت با طرز فکری که دارد ایا او هم مرتکب تکرار تاریخ نخواهد شد؟ایا خود او معتقد به رعایت حقوق تمامی افکار واقلیت ها است و اجازه خواهد داد افکار مخالف او در کنار او رسانه داشته باشد؟ایا اجازه خواهد داد در گفتار و کردار کرامت و حرمت کسی را که مخالف او فکر میکند حفظ کند یا فقط در سطح شعار این ادعا عملی خواهد شد؟ دوما حتی برای ابراز همدر دری هم باشه نباید عکس گردشگری و تفریح رو برای یک موضوع تراژدیک انتخاب کند مگر اینکه سهوا یا عمدا قصد معرفی خود را داشته باشد.سوما هر کس که بخواهد در دستی شاخه زیتو و در دست دیگر کبوتر سفید صلح واشتی را به جامعه بدهد بایستی در تمامی نقاط ذهنش رنگ سفید در تمامی گفتارش حس سفید و در نگاهش نور سفید داشته باشد و در رد پایش جوانه های سبز زیتون روئیده باشد.

  2. پاوه ای

    معمولا ما پیرمردا وقتی 50 را رد می کنیم تازه متوجه می شویم ای بابا کجای کاریم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!البته این به این معنا نیست در گذران این عمر اندوخته ای نداشته ایم چرا داشته وخوبش هم داشته ایم اما متفاوت از اندوخته های جوانان کنونی من خوب بیاد دارم در کوران انقلاب در بین جوانان رایج بود هر کسی کلمات قلمبه وسلمبه بکار می برد میگفتند فلانی خیلی بارشه مانند پشت سر هم کردن ایسمها بماند غرض بنده این است اغلب خوانندگان شما قطعا معنی ژنو ساید را نمی دانند از جمله خود بنده که یک خوانند انلاین شما هستم ایا بکار گیری این نوع کلمات بغیر از گرفتن یک ژست روشنفکری چیز دیگری می تواند باشد نمیشد به زبان سادهتری مطالبش را می نوشت قعا خیلی از دوستان با دیدن این سر فصل از خواندن مطلب منصرف خواهند شد کما اینکه بنده هم مقاله را نخواندم

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -

پایگاه خبری ،تحلیلی سلام پاوه |